آیت الله طالقانی یکی از بزرگوارانی بود که در پیروزی انقلاب نقش غیر قابل انکاری داشت و این مسئله را در جامعیت ایشان و پذیرششان از سوی گروه های مختلف را می توان رصد کرد.

مجاهد نستوه

نوید شاهد: در تاریخ انقلاب اسلامی، یعنی از همان طلیعه ی آغازین آن در ابتدای دهه 40 هجری شمسی تا روز 12 بهمن 1357 که امام از تبعیدی طولانی به کشور بازگشت، شخصیت هایی بودند که در نبود امام در کشور وظیفه هماهنگی نیروهای انقلابی و هدایت داخلی این جریان و موج را به عهده داشتند.

افرادی که عملاً بازوهای امام و مشاوران صدیق او در بعد داخلی انقلاب بودند. نام هایی که در تاریخ انقلاب اسلامی ایران جاودانه شدند اما بیشتر آنها در همان سال های ابتدایی انقلاب یا توسط ضد انقلاب ترور شدند و به شهادت رسیدند یا بر اثر حوادث مختلف فوت کردند. فقدان هر کدام از این یاران صدیق ضربه ای بر پیکر انقلاب تازه متولد ایران بودند که به سختی این خلاءها پر شدند.

دکتر بهشتی، استاد مطهری، آیت الله مفتح، آیت الله طالقانی، شهدای محراب و ... یاران باوفایی بودند که شهادت یا فوت هر کدام از آنها با واکنشی پر از دریغ و اندوه مواجه شد و برای هر کدام از آنها امام پیا م هایی صادر فرمودند که نشان دهنده عمق ناراحتی امام خمینی (ره) از فقدان آنها بود.

آیت الله طالقانی یکی از این بزرگواران بود که در پیروزی انقلاب نقش غیر قابل انکاری داشت و این مسئله را در جامعیت ایشان و پذیرششان از سوی گروه های مختلف را می توان رصد کرد. به بهانه سالگرد پیروزی انقلاب نگاهی داریم به فعالیت های این مرد بزرگ تاریخ انقلاب اسلامی ایران.

سید محمود علائی معروف به آیت الله طالقانی در ۱۳ اسفند ۱۲۸۹ خورشیدی (برابر با روز یکشنبه ۴ ربیع الاول ۱۳۲۹ قمری) در خانواده ای اهل علم و دارای روحیات انقلابی در روستای گلیرد طالقان دیده به جهان گشود. ایشان اولین فرزند پسر خانواده بود. وقتی به سن پنج سالگی رسید او را به مکتب خانه گلیرد نزد ملا سید تقی اورازانی فرستادند. سید محمود در سن هفت سالگی سواد خواندن و نوشتن را کامل آموخت. در همان سن پدرش تصمیم گرفت به تهران مهاجرت کنند و به خانه ای کوچک در محله ی قنات آباد تهران رفت. وقتی به سن ده سالگی رسید، بنا به درخواست پدر برای تکمیل علوم دینی به شهر مقدس قم رفت. پدر درباره ی سید محمود به آیت الله حاج شیخ حائری سفارش کرد. سید محمود در ابتدا به مدرسه رضویه رفت و سپس وارد مدرسه ی فیضیه شد. در سال 1310 پدر ایشان مریض شدند و دارفانی را وداع گفتند. در همان سال به نجف اشرف رفت و از اساتید معروف بهره برد و پس از شش سال از عالم بزرگ آیت الله اصفهانی اجازه ی اجتهاد گرفت و به ایران بازگشت. او به قم رفت و از آیت الله حائری اجازه اجتهاد و از آیت الله مرعشی اجازه ی حدیث گرفت.

سپس جلساتی برای عده ای از جوانان تشکیل داد. او در آن سال ها از طرفی به ادامه ی تحصیل پرداخت و از طرفی مشغول آموزش به جوانان شد. طالقانی خیلی زود و از همان سال 1318 در پی واقعه کشف حجاب به صدور اعلامیه و مخالفت با این اقدام رژیم پهلوی پرداخت و به این ترتیب رسماً وارد مبارزه با رژیم و برای اولین بار توسط مأموران رضاخان دستگیر و به شش ماه حبس محکوم شد. در سال 1320 بود که کانون اسلام را در خیابان امیریه تشکیل داد و در همین سال مجله ای به نام دانش آموز نیز برای اولین بار از سوی روحانیت انتشار یافت.

پس از شهريور 1320 ، با تشكیل گروه هاي گوناگون سياسي، مبارزه را به طور رسمي آغاز كرد، اما طولي نكشيد كه اين دوران را وقفه اي پيش آمد؛ چرا كه پس از كودتاي 28 مرداد سال 1332 ، ساواك، مرحوم طالقاني را به جرم مخفي كردن نواب صفوي در خانه اش، دستگير، و به زندان افكند، اما اين دستگيري كوتاه و موقت بود و بزودي آزاد و فعاليت دوباره را آغاز كرد. مرحوم طالقاني در كنگره جهاني شعوب المسلمين كه در كراچي تشكیل مي شد شركت كرد و نيز در كنگره اسلامي قدس كه سالي كيبار تشكیل مي شد دوبار در مقام رياست هيئت نمايندگي ايران به بيت المقدس سفر كرد.

آقای طالقانی در سال 1327 رسماً امام جماعت مسجد هدایت شد. بعد از سال 1332 ، اعضای انجمن اسلامی مهندسان و نمازگزاران پول تهیه و مسجد را بازسازی کردند. از همان سال اول تفسیر قرآن آقای طالقانی در آن مسجد شروع شد. مسجد هدایت علاوه بر جلسه تفسیر و صحبت های آقای طالقانی، محل دیدار دانشجویان هم بود. آنها به مناسبت های مختلف در مسجد جمع می شدند و به صحبت های آقای طالقانی گوش می دادند. در سال 1338 ، آقای طالقانی به همراه عده ای از دوستان، به نمایندگی از آیت الله بروجردی برای رساندن پیام به ایشان به شیخ شلتوت، «شیخ دانشگاه الازهر و مفتی مصر » به آن کشور رفت. هدف از آن سفر، نزدیکی بیش تر با علمای شیعه و اهل تسنن بود. چند سال بعد آقای طالقانی برای شرکت در کنفرانس دیگری به همراه عده ای دیگر به بیت المقدس مسافرت کرد.

آقای طالقانی در مسجد هدایت به همراه آقای مطهری به تحلیل مسایل اجتماعی و افشاگری کارهای رژیم می پرداخت. اعلامیه های معروف آیت الله طالقانی معروف به دیکتاتور خون می ریزد در صدها نسخه انتشار یافت و بعدها برایش پرونده ای شد که او را به ده سال زندان محکوم کردند.

آيت الله طالقاني در زندان نيز دست از مبارزه و ارشاد برنداشت، رفتار و گفتار مناسبش حتي روي مأموران زندان اثر مثبت گذاشت و در پي همين تلاش هاي فرهنگي و تبليغي بود كه در زندان، با نوشتن تفسير «پرتوي از قرآن » سعي در آشنا كردن افراد به عظمت و سازندگي قرآن كرد. آقای طالقانی پس از گذشت پنج سال از مدت محکومیت در روز نهم آبان سال 1346 از زندان قصر آزاد شدند.

بعد از بسته شدن مسجد هدایت آقای طالقانی به مبارزات مخفی پرداخت و بار دیگر در سال 1349 شور و حال عجیبی به مسجد هدایت داد. آیت الله طالقانی در آستانه سال 1350 همزمان با برگزاري جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي دستگير و به مدت سه سال در زابل و 18 ماه در بافت كرمان در بدترين شرايط به حالت تبعيد بسر برد. در سال 1354 مجدداً به دست ساواك گرفتار شد و به 10 سال زندان محكوم شد. آقای طالقانی در روزهای آخر سال 1356 ، بدترین دوران زندان خود را گذراند. سپس در هشتم آبان ماه سال 1357 آزاد شد. یکی از مهمترین نظرات آقای طالقانی بعد از انقلاب طرح مسأله شوراها بود. وی پس از پيروزي به رياست شوراي انقلاب اسلامي برگزيده شد و در انتخابات مجلس خبرگان قانونگذاري ( 12 مرداد 1358 ) از سوي مردم تهران به عنوان نماينده انتخاب شد.

در اوايل مرداد 1358 از سوي امام خميني (ره) مأمور تشكیل نماز جمعه تهران شد و اولين و با شكوه ترين نماز جمعه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در پنجم مرداد به امامت ايشان در دانشگاه تهران برگزار شد که یک میلیون نفر در آن شرکت کردند. ایشان موفق به برگزاری هفت نماز جمعه شد كه آخرين نماز جمعه شانزدهم شهریور 1358 به مناسبت فرا رسيدن سالگرد جمعه خونين 17 شهريور در بهشت زهرا و كنار مزار شهدا برگزار شد.

سرانجام در سحرگاه نوزدهم شهريور سال 1358 اين عالم مجاهد پس از سال ها فعاليت هاي علمي و مبارزات سياسي عليه رژيم ستم شاهي و عمري تلاش خستگي ناپذير در راه پياده كردن احكام اسلام، در اثر سكته قلبي دار فاني را وداع گفت و به ديدار معبود شتافت.

در سوگ آيت الله طالقاني سوزناكترين پيام ها پيام امام خميني است. مطلبي از قول حاج احمد خميني به اين مضمون نقل شده:

وقتي خبر فوت آيت الله طالقاني را به من دادند تا آن را فوراً به امام برسانم حدود ساعت 3 بعد از نيمه شب بود. ناچار در اطاق ايشان را زدم. امام طبق معمول بيدار بود. وقتي در را باز كرد و مرا پريشان حال ديد، پرسيد چه حادثه اي رخ داده؟ چون توان گفتنش را نداشتم قدري تأمل كردم و آهسته گفتم: آيت الله طالقاني از دنيا رفت.

امام پس از قرائت آيه استرجاع اشك از چشمانش سرازير شد و در را بست.

طولي نكشيد كه در اطاق باز شد و مرا صدا زد و بعد در حالي كه بسيار اندوهگين به نظر مي رسيد و در چنين مواقعي كمتر خود قلم به دست مي گرفت متني را كه با دست خود نوشته بود به من داد و گفت: «اين پيام را پخش كنيد.

مجاهد نستوه.

بسم الله الرحمن الرحيم

انالله و انا اليه راجعون. و منهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر. عمر طولاني اين عيب را دارد كه {انسان} هر روز عزيزي را از دست مي دهد و به سوگ شخصيتي مي نشيند. و در غم برادري فرو ميرود. مجاهد عظيمالشأن و برادر بسيار عزيز حضرت حجت الاسلام والمسلمين آقاي طالقاني از بين ما رفت و به ابديت پيوست و به ملأ اعلاء با اجداد گرامش محشور شد. براي آن بزرگوار سعادت و راحت و براي ما و امت ما تأسف و تأثر و اندوه. آقاي طالقاني يك عمر در جهاد و روشنگري و ارشاد گذراند. او شخصيتي بود كه از حبسي به حبس و از رنجي به رنج ديگر در رفت و آمد بود و هيچ گاه در جهاد بزرگ خود سستي و سردي نداشت. من انتظار نداشتم كه بمانم و دوستان عزيز و پرارج خودم را، يکی پس از ديگري، از دست بدهم. او براي اسلام به منزله حضرت ابوذر بود، زبان گوياي او چون شمشير مالك اشتر برّنده بود و كوبنده، مرگ او زودرس بود و عمر او با بركت. رحمت خداوند بر پدر بزرگوار او كه در رأس پرهيزگاران بود و روان خودش كه بازوي تواناي اسلام. من به امت اسلام و ملت ايران و عائلة ارجمند و بازماندگان او اين ضايعة بزرگ را تسليت ميدهم. رحمت بر او و بر همة مجاهدان راه حق. و السلام علي عباد الله الصالحين.

امام خميني در جاي جاي سخنراني هاي خويش شخصيت مذهبي و منش سياسي آيت الله طالقاني را تأ ييد كرد ه اند. به گفته وي مرحوم طالقاني مستقيم بود؛ مستقيم فكر مي ک‌رد، مستقيم عمل ميك‌رد. به دنبال تعليمات اسلام بود و براي يک ملت مفيد بود.

و باز به گفته امام راحل(ره): «آقاي طالقاني ابعاد مختلف هاي را داشت، اولاد پيغمبر بود، خدمتگزار بود، متفكر بود، مفسر قرآن بود، انسان متعهد بود، مخالف رژيم بود، مخالف با چپ و راست بود.

.1 رو ح الله خميني. صحيفه امام. تهران، مؤسسه

تنظيم و نشر آثار امام، 1378 . ج 9، ص 346 . 2. آيت الله خميني، همان، ص 486 . 3. همان، ج 9، ص 514 . 4. همان، ص 532 .

منبع : ماهنامه فرهنگی شاهد جوان/ شماره 114

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده