به مناسبت تشییع پیکر 46 شهید دوران دفاع مقدس دلنوشته ای با عنوان « دلتنگی های شهیدان» از جواد شرف خانی منتشر شد
دل تنگی‌های شهیدان

جواد شرف خانی

در واپسین روزهای پائیزی که کوچه‌ها و خیابان‌های شهرمان را خزان گرفته، بار دیگر آسمان ایلام ترانه باریدن سر داده و پرستوهای مهاجر سرود بهاری را در مرز بین پائیز و زمستان زمزمه می‌کنند.آری آن نازنین شهیدان می‌خواهند زمستان سرد و سوزان را با گرمای وجود خود بهاری سازند.هوا سرد است و سرما سراپای وجودمان را فرا گرفته است و این پرستو‌ها می‌آیند تا گرما بخش وجودمان باشند و ما را با آرمان‌های درونمان پیوند دهند.

شهیدان در راهند و دل‌ها منتظر! شهیدان بوی بهارند در فضای شهر ما! آری لاله‌های این سرزمین بار دیگر بوی شهادت سر داده‌اند!

مهران مهربان و ایلام پر از آلام فردا میزبان شهدای عزیز دوران پر افتخار دفاع مقدس هستند، 46 شهید که فرزندان زهرا هستند فردا به میهن خویش باز می‌گردند و در آغوش مام وطن آرام می‌گیرند.

چقدر خوب است که هر از چندگاهی، شهدا به دل‌های ما سر می‌زنند و ما را به خود می‌آورند! هرچند با گذشت سه دهه از پایان دلاوری‌ها و حماسه آفرینی‌های جنگ تحمیلی، رنگ و بوی فرهنگ ایثار و شهادت کمتر شده، اما همین سر زدن‌های شهدا باعث شده که این فرهنگ به عنوان میراثی گرانب‌ها در دل و جان مردمان این دیار رخنه کند.زیرا دوران دوران پر خاطره و پر رمز و راز دفاع مقدس به تعبیری«اوج افتخارات ملت ایران است» و چه عزیزانی در این 8 سال برای دفاع از کیان ملی شربت شهادت را سر کشیدند.

آری شهادت هنر مردان خداست و برایش می‌گویند که راز سر به مهریست میان عاشق و معشوق!

آنجا که استاد شهید مرتضی مطهری می‌گوید: اگر شور یک عارف عاشق پروردگار را با منطق یک مصلح ترکیب کنید، از آنها منطق شهید در می‌آید، خون شهید برای همیشه در رگ‌های اجتماع می‌جوشد.

شهدا شهد شهادتند و عصاره ایثار و پایمردی، شهدا سرود جاودانه حماسه‌اند و وفا!
راست گفته‌اند که شهدا شمع محفل بشریتند! شهدا ارزش‌های ماندگار میهنند و ارزش‌های میهن مهمترین بخش فرهنگمان هستند، زیرا آنها به ما باور بخشیدند و ما را از همه آن چیزها که در برمان گرفته‌اند رهایی بخشیده‌اند.

اما این شهدا که در راهند برای تشییع نیامده‌اند، مطمئنم که فراتر از آن می‌اندیشند! آنها برای باورهای ما آمده‌اند، دلشان برای ارزش‌های والای انسانی و اخلاقی به تنگ آمده است و از قضای روزگار!!! نیاز امروز جامعه ما هم همین است، راهشان ماندگار و پر رهرو و یادشان جاودان باد.
آنها برای عشق به میهن، دفاع از ناموس و شرف این سرزمین و برای دین باوری با تمام وجود به آغوش پر مهر شهادت شتافتند و من امروز و همه روزها از خود می‌پرسم که آیا چیزی در وجودم دارم که احساسم را، اندیشه و رویایم را، زندگیم را با آن به  شهادت برسانم؟


انتهای گزارش

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده