ادبیات دفاع مقدس زیر ذره‌بین نوید شاهد/5
این نویسنده به مناسبت فرارسیدن هفته دفاع مقدس، در نقد تردیدهایی که به قدسی بودن جنگ هشت ساله وارد شده، گفت: «ادبیات سیاه» در عرصه ادبیات و هنر دفاع مقدس جولان می‌دهد و مسئولان نیز با سیاست تساهل آن را قبول کرده‌اند.
احمد شاکری: هویت «ادبیات انقلاب» مرهون «ادبیات دفاع مقدس» است/هشدار درباره «ادبیات سیاه» در حوزه دفاع مقدس

«احمد شاکری» نویسنده انقلاب و دفاع مقدس که در نقد کردن با کسی تعارف ندارد و همین چهره او را متمایز کرده است، گفتگویی با نوید شاهد درباره «ادبیات دفاع مقدس» داشت که در ادامه می‌خوانیم:

این نویسنده، با بیان علت‌های بوجود آمدن پدیده «ادبیات دفاع مقدس» گفت: ادبیات دفاع مقدس، یک گونه ممتاز در بین گونه‌های پدید آمده، تحت تاثیر انقلاب اسلامی و در دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است. این امتیاز و برجستگی، بر شمارگان کتاب، تعداد عناوین و نزدیکی آنها به مبانی و ارزش‌های انقلاب اسلامی تاثیر گذاشته است. چنین جایگاهی برای ادبیات دفاع مقدس و به خصوص ادبیات داستانی، آن را سرآمد کرده است. به تعبیر دیگر، اگر بخواهیم یک گونه برجسته و ممتاز که معرف ادبیات ما باشد و در جبهه فرهنگی هم گونه شاخصی برای معرفی ارزشهای دفاع مقدس باشد را نام ببریم، همین گونه ادبیات دفاع مقدس است.


رویارویی بین اندیشه انقلاب اسلامی و اندیشه لیبرالِ غرب‌زده

وی ادامه داد: به تعبیر دیگر بخش عمده‌ای از «هویت ادبیات انقلاب اسلامی» بر دوش «ادبیات دفاع مقدس» است. به نحوی که اگر این ادبیات ضربه ببیند و از بین برود، تاریخچه ادبیات پس از انقلاب اسلامی، ثمرات معنوی، فرهنگی و هنری انقلاب اسلامی لطمه جدی خواهد دید. با این حساب، ادبیات دفاع مقدس به خصوص ادبیات داستانی آن، همواره در معرض انحراف‌ها، ارتجاعات، تحریفات و خطاهایی بوده است. این نیز نتیجه یک رویارویی بین اندیشه انقلاب اسلامی و اندیشه لیبرال، غرب‌زده و مادی اندیش است که همواره در همه حوزه‌ها وجود داشته و در حوزه ادبیات هم وجود دارد.

شاکری با بیان اینکه از شروع دورانی که ادبیاتی برای دفاع مقدس پدید آمد تاکنون قریب به چهل سال می‌گذرد، تصریح کرد: در این مدت، ادبیات دفاع مقدس در یک مسیر حرکت نکرده و تحت تاثیر جریان‌های مختلف به خصوص جریانات شبه روشنفکر غرب‌گرا، قرار داشته است. اما نکته‌ای که ما به آن دقت داریم این است که دفاع مقدس، از سوی ما یک حق بوده و به همین خاطر، عنوان مقدس بودن برای آن به کار برده شده است. دلایل زیادی هم وجود دارد از جمله اینکه ما کشوری بودیم که در این جنگ، از خاک خود دفاع کردیم و حتی در درجه‌ای بالاتر از ارزش‌های دینی و آرمانهای انقلابی خود، دفاع کردیم. به همین دلیل دفاع ما، عنوان دفاع مقدس به خود گرفت، یعنی جنبه قُدسی، غیبی و الهی پیدا کرد و این اعتقاد ماست.

این نویسنده انقلاب و دفاع مقدس افزود: همین نکته، مزیت و تفاوت دفاع مقدس ما را با سایر جنگ‌ها نشان می‌دهد. چنین تعریفی از ماهیت دفاع مقدس، به دلیل اینکه پدیده‌ای مبتنی بر دفاع و مبانی دینی بوده و به واسطه افراد و غایت آن مقوله قُدسی نیز می‌باشد، زمینه پدید آمدن ادبیات داستانی شد. ادبیات داستانی نیز محملی برای ظهور و نمایش این ارزش‌هاست که از همین واقعیت بیرونی دفاع کرده و آن را روایت می‌کند.


تردیدها درباره قُدسی بودن دفاع مقدس، به ادبیات نفوذ کرد

وی خاطرنشان کرد: از ابتدای پیدایش ادبیات دفاع مقدس یا دوران آغازین جنگ، پدیده‌ای بوجود آمد که درباره اصل دفاع مقدس تردیدهایی داشت و مخالف قُدسیت آن بود و این جریان به ادبیات داستانی نفوذ کرد. در نتیجه روایت‌های معیوب و منحرفی را از دفاع مقدس ارائه داد. شاید اولین اثری که تاحدودی این جریان را نمایندگی کرده، کتاب «زمین سوخته» نوشته احمد محمود باشد. این نویسنده پیش از انقلاب اسلامی، چپ‌گرا بود و البته علائقی به وطن در آثارش دیده می‌شود. داستان زمین سوخته، داستان و روایت سه ماه اول جنگ ایران و عراق است که در آن، زاویه گرفتن از اعتقادات عمیق و دینی دفاع مقدس، عملا دیده می‌شود. یعنی روایت او از دفاع مقدس نیست بلکه با تحریفات و تردیدهایی درباره ماهیت دفاع مقدس بیان شده است.


جریان شبه روشنفکری، محرک ادبیات سیاه دفاع مقدس

احمد شاکری، تاکید کرد: این جریان به خصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ادامه پیدا کرد و افراد دیگری به خیل نویسندگان ادبیات سیاه دفاع مقدس وارد شدند. مُبدع و محرک این جریان، جریان شبه روشنفکری بود. زیرا پس از پیروزی انقلاب اسلامی، طیفی از نویسندگان انقلاب معرفی شدند که پیش از انقلاب، نویسنده نبودند. عده‌ای از آنها همان رزمندگانی بودند که بعدا در جنگ شرکت کردند اما برخی از این نویسندگان نوپدید جریان انقلاب، به سمت تفکر و مرام جریان شبه روشنفکری پیوستند و به آنها تعلق پیدا کردند. به هرحال، پس از پایان جنگ تحمیلی و قبول قطعنامه، این جریان شدت بیشتری پیدا کرد.


ادبیات سیاه با تربیت قرآنی ما زاویه بسیاری دارد

این نویسنده درباره مولفه‌های ادبیات سیاه گفت: این نوع ادبیات مشخصه‌های زیادی دارد که در اینجا نمی‌توان گنجاند اما اجمالا می‌توان گفت؛ ادبیات سیاه دفاع مقدس، ادبیات دینی و بومی انقلاب اسلامی نیست بلکه ادبیاتی است که در مبانی و ارزش‌های خود، در انسان شناسی با فلسفه و مبانی حکمی و وحیانی ما و با تربیت قرآنی ما، زاویه بسیاری دارد. همه حرف آنها، نگاه مادی‌اندیش است که در مقابل نگاه غیب‌باور قرار دارد. این جریان ادبیات سیاه، یکی از خطرات بالفعل و جدی در حوزه ادبیات داستانی دفاع مقدس است.


نفوذ جریان ادبیات سیاه در انتخاب کتاب برتر سال

وی درباره خطرات ادبیات سیاه تصریح کرد: چنین جریانی، آثار و خطرات و مضرات بسیاری برای کل ادبیات کشور دارد. یعنی می‌تواند یک جریان انقلابی نوپدید را به ارتجاع و اضمحلال بکشاند. متاسفانه این جریان تاحدودی قدرت هم پیدا کرده و از جبهه نویسندگان انقلاب اسلامی، اسیر گرفته است. البته دانشگاه‌ها کم‌کاری کرده‌اند، منتقدین به لحاظ نظری کم‌کاری کرده‌اند و برخی مواقع سکوت پیشه کردند و پژوهشگران مبانی ادبیات دفاع مقدس را خوب تبیین نکردند. در واقع شبهات و القائات ادبیات روشنفکری، مبانی ادبیات سیاه را نشر داده است تا جایی‌که می‌بینید در واقعه مهمی مانند انتخاب کتاب سال جمهوری اسلامی و یا در جایزه جلال آل احمد که در تراز ملی است، شبه گفتمان ادبیات سیاه در آثاری که از آنها تقدیر و به عنوان برترین‌ها انتخاب می‌شوند وجود دارد و این امر بسیار خطرناک است.

شاکری، عنوان کرد: داوران ما یا اصلا آگاهی به ادبیات سیاه ندارند و یا اعتقادی به آن ندارند و عملا با این جریان همسو شده‌اند. وزارت ارشاد که مسئولان و مدیران بنیاد علمی داستانی ایران و بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان را تعیین می‌کند، نیز اساسا در مقوله ادبیات داستانی، سیاست و راهبرد مشخص و سنجیده‌ای ندارد. فارغ از ادبیات سیاه و ادبیات دفاع مقدس، متاسفانه وزارت ارشاد، دیدگاه کلان منسجم، ساختارمند و اُفق‌نگر که دارای سند مشخص درباره ادبیات داستانی باشد ندارد.

نویسنده دفاع مقدس ادامه داد: این عرصه از سوی وزارت ارشاد به لحاظ مدیریتی تا جایی‌که من شاهد بودم، عرصه‌ای کاملا "رها شده" است. بلکه حتی بالاتر از این، نه تنها نقص و تعلل و بی برنامه‌گی در حوزه مدیریتی داریم، بلکه به نظر می‌رسد برخی دوستان که در وزارت ارشاد و حوزه ادبیات داستانی به‌ویژه بنیاد ادبیات داستانی مسئول هستند، ذهنشان به سمت شبهاتی رفته که آنها را وادار می‌کند از ادبیات سیاه حمایت کنند و اکنون خودشان معتقد به ادبیات سیاه شده‌اند. بنابراین نفوذ این اندیشه بسیار بالاتر از پُست‌های مدیریتی عمل می‌کند.


مدیران با سیاست تساهل، نفوذ ادبیات سیاه دفاع مقدس را قبول کرده‌اند

وی گفت: حوزه مسائلی که در باب ادبیات سیاه و ادبیات دفاع مقدس قابل طرح بوده، متنوع است. همچنین آراء و نظرات زیادی درباره محتوای برنامه‌های سینمایی و تلویزیونی تولید شده در زمینه دفاع مقدس وجود دارد که نشان می‌دهد هنوز جامعه نسبت به آنها حساسیت دارد. باوجود اینکه برخی از مدیران ما با سیاست تساهل قبول دارند که ادبیات سیاه دفاع مقدس وجود دارد، باز هم اجازه جولان آن را در عرصه ادبیات و هنر داده‌اند و یا اساسا معتقد به آن هستند. بنابراین نظرات و آراء زیادی درباره محتوای فیلم‌های تلویزیونی و سینمایی نیز وجود دارد که باعث جبهه‌بندی بین مخالفان و موافقان شده است.

شاکری، در پایان متذکر شد: کلمه "دفاع مقدس"، عنوان گزافی نیست و ما براساس دلایلی، به آن اعتقاد داریم. نکته قابل توجه این است که تکثر آراء باید موجب تقویت مبانی شود نه موجب سردرگمی. اما وضعیت الان، نوعی سردرگمی است. دلیل این امر بازمی‌گردد به اینکه مجاری پژوهشی و مراجع نظری و نقد، در کشور ما کار خود را درست و کامل انجام نمی‌دهند. کسانی که عموما راجع به فیلم‌ها و ادبیات نظر می‌دهند، یک دسته مخاطبان عام هستند که بیشتر واکنش احساسی خود را محور قضاوت قرار می‌دهند. بخشی از این افراد هم خود سینماگران و نویسندگان هستند که اطلاع نظری دقیقی درباره مبانی ندارند، اکثر نویسندگان ما حتی آنهایی که چهره‌های شناخته شده‌ای در حوزه دفاع مقدس هستند، خود صاحب تئوری نیستند و تحلیل عمیق و دانش خوبی ندارند و بیشتر تجربی و حسی می‌نویسند. آنچه باید در اینجا لحاظ شود، مراجعه به روش‌ها و مراجع علمی است.

وی افزود: اما در اینجا سوال مطرح می‌شود که چقدر کتاب در زمینه فلسفه دفاع مقدس و مبانی نظری ادبیات داستانی دفاع مقدس نوشته شده است؟! در حوزه سینمای دفاع مقدس، چقدر کار تئوریک انجام شده است؟! در حوزه ادبیات ضد جنگ، ادبیات سیاه دفاع مقدس، سینمای سیاه دفاع مقدس، چند منبع علمی و قابل دفاع وجود دارد؟! اگر بگوییم، هیچ! با قدری تسامح، گزاف نگفته‌ایم. تجربه من می‌گوید؛ شاید به تعداد انگشتان دست کتاب‌های تئوریک نداشته باشیم.

انتهای گزارش/

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده