کد خبر: ۴۳۲۶۱۰
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۳۹۷ - ۰۸:۴۲
بعد از کش و قوس های فراوان شهرداری قم خانه پدری ما را تملک کرد. البته چگونه و به چه قیمتی و با چه ظلمی که در حق ما روا داشت، بماند...

کرامات شهیدان؛ (111)روضه همان ده روز باشد


نوید شاهد:
بعد از کش و قوس های فراوان شهرداری قم خانه پدری ما را تملک کرد. البته چگونه و به چه قیمتی و با چه ظلمی که در حق ما روا داشت، بماند. لاجرم ما پس از مدت زیادی که به دنبال خانه می گشتیم، نزدیک خانه قبلی، اما در محله ای دیگر توانستیم مکان مناسبی که با شرایط و اوضاع و احوال اقتصادی مان همخوانی داشته باشد را خریداری کنیم.

با فرا رسیدن ایام محرم و صفر طبق رسم هر ساله روضه زنانه امام حسین (ع) را در منزل جدید برگزار کردیم. روضه آنطور که انتظار داشتیم نبود و دلیل آن نیز مشخص بود. با جابه جا شدن، تعداد زیادی از افرادی که در محله قدیمی ما را می شناختند دیگر نمی توانستند در روضه منزل جدید حضور داشته باشند.


کرامات شهیدان؛ (111)روضه همان ده روز باشد


سال بعد نزدیکی ایام محرم بود که مادرم به خاطر ناراحتی قلبی چند روزی در بیمارستان بستری شد. به همین دلیل شوهر خواهرم که انصافاً جا دارد از ایشان به خاطر تمام زحماتی که در طول سال های فقدان پدر برای ما کشیده اند تشکر ویژه نمایم پیشنهاد داد حال که وضعیت جسمانی مادر مناسب نیست و افراد زیادی در این محله نیستند که ما را بشناسند و به روضه ما بیایند مدت زمان آن را از 10 روز به 5 روز و از روزی 2 یا 3 ساعت به یک ساعت کاهش دهید.

این پیشنهاد نظرات مختلفی را در پی داشت، هر کسی چیزی می گفت. بعضی مخالف این پیشنهاد بودند و بعضی موافق آن. تا زمان برگزاری روضه چند روز بیشتر باقی نمانده بود که یکی از خانم ها که دوستی قدیمی با مادرم داشت به او تلفن زد و گفت: مگر امسال نمیخواهید روضه بگیرید، بعد گفت: دیشب پسرم حاج آقای دانش را درخواب دیده است. آقای دانش به پسرم گفته به مادرت بگو که به همه این پیام را برساند: روضه همان 10 روز باشد. پذیرایی و مهمان های روضه با من.

در این زمینه بخوانید:


راوی: سید محمد حسن دانش، فرزندشهید
منبع: لحظه های آسمانی کرامات شهیدان( جلد چهارم ) غلامعلی رجایی1389
نشر: شاهد
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین