چهارشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۵۸
شهید سپهبد علی صیاد شیرازی، فرمانده بزرگی بود که خود را «سرباز کوچک اسلام» می دانست. در ایام شهادت شهید صیاد شیرازی، روایت هایی کمتر شنیده شده به نقل از 10 تن از نزدیکان این شهید را بخوانید.

روایت 10 راوی از شهید صیاد شیرازی

یک روح در دو کالبد

راوی: دکتر محسن رضایی

ايشان در عمليات آزادسازي خرمشهر نقش موثر و بسيار مهمي را ايفا كرد.تصميم گيري هاي ايشان به هنگام اجراي عمليات، به ويژه در مراحل پاياني بسيار موثر و حساس بود. در اين عمليات هر يك از برادران ارتش و سپاه، به صورت جداگانه طرحي را ارائه و هر كدام هم به نوبه خود از طرح مورد نظرشان دفاع كردند. پس از آن بنده با برادرمان صياد شيرازي، دو نفري نشستيم و يك تصميم متحد و واحدي را اتخاذ كرديم و هيچ گونه اختلافي هم در اين باره بين ما وجود نداشت. اگرچه در اجراي آن با سختي هاي شديدي مواجه بوديم و بارها مشكلاتي نيز بوجود آمدند، اما با كمك ايشان، توقفي در كار به وجود نيامد. تا اينكه شب سوم خرداد، يعني بعد از ظهر دوم خرداد فرا رسيد. فرماندهان ارتش و سپاه گردهم آمدند و بحث هاي اختلاف انگيزي نيز مطرح شد. باز هم هر دو با تصميم گيري خود به گونه اي با برادران ارتش و سپاه برخورد كرديم كه همگان تصور مي كردند كه ما دو نفر يك روح هستيم در دو بدن، تا اينكه خرمشهر آزاد شد و ما وارد خرمشهر شديم.


نقش شهید صیاد شیرازی در شورای عالی دفاع

راوی: سرلشگر سید حسن فیروز آبادی

بعد از عزل بني صدر، امام شهيد صياد را به عنوان مشاور خود، و عضو شوراي عالي دفاع تعيين كردند. در آن زمان ستاد فرماندهي كل قوا نبود، قرارگاه خاتم هم تشكيل نشده بود و قرارگاه مركزي داشتيم. قرارگاه خاتم در سال هاي آخر شكل جامع به خود گرفت و شوراي عالي دفاع، مركز تقسيمات ملي جنگ بود.اين جمع، ستاد عالي جنگ بودند كه گاهي در محضر امام(ره) تشكيل جلسه مي دادند.در شوراي عالي دفاع افراد سياسي از جمله نخست وزير حضور داشتند كه تجربه نظامي نداشتند،چون تصميم گيري هاي نظامي در شوراي عالي گرفته مي شد، طبعاً در كه در آنجا حضور مشاورين نظامي و افراد مطلع نظامي، ضرورت داشت. شهيد صياد شيرازي هم مثل بقيه اعضاي نظامي شوراي عالي دفاع، نقش خود را ايفا مي كرد. در مقطعي من به طور ويژه همكار شهيد صياد بودم. در اين مقطع، شوراي عالي دفاع، قرارگاهي به نام قرارگاه دريايي جنوب تشكيل داد و در واقع شهيد صياد، آن قرارگاه را در دفتر حضرت امام تشكيل مي داد و اطلاعات مخصوص خليج فارس، درياي عمان و جزاير را مي گرفت و طي گزارشي به شوراي عالي دفاع تقديم مي كرد. شهيد صياد به اين ترتيب نقشي عملي را در شوراي عالي دفاع و نقش مشورتي را در خدمت حضرت امام داشت.


بانی ارتش بسیجی

راوی: سرلشگر سید یحیی رحیم صفوی

شهيد صياد شيرازي، بسيج را كانون توسعه فرهنگ اصيل اسلامي مي دانست و به تفكر بسيجي، سخت اعتقاد داشت. با توجه به اين روحيه بود كه فرماندهان سپاه و ارتش يا ساير مجاهدان ميدان هاي دفاع، در توفيقاتي كه در عرصه جنگ به دست آوردند، خود را مديون اين فرمانده شهيد مي دانستند. سپهبد شهيد صياد شيرازي در واقع توانست ارتش را بسيجي كند.


راه اندازی هیئت معارف جنگ

راوی: سردار علی فضلی

راه اندازي هيئت معارف جنگ از ابتكارات ايشان است و خصوصاً در حوزة درگيري هاي كردستان و عمليات هايي كه ايشان فرماندهي اش را به عهده داشت و مشترك بين سپاه و ارتش بود، در قالب اين معارف جنگ، در بعضي جاها به صورت مشترك و در خيلي از موارد هم به صورت جداگانه، كارهاي خوبي انجام شد . ماهيانه دو سه روز براي اين كار وقت مي گذاشتند. حتي بعد از شهادت ايشان، عده اي از اين عزيزان، بخش هايي از معارف جنگ را دنبال كردند. با اين ابتكار، عزيزان دانشكده افسري امام علي(ع) و ساير نيروهاي سه گانه ارتش، به صورت تركيبي براي توجيه به مناطق جنگي در عمليات مشترك برده مي شوند. در سال گذشته به ياد و نام اين شهيد بزرگوار توفيقي حاصل شد كه در گروه معارف ارتش جمهوري اسلامي در كلاس هايي كه براي افسران سال سومي ارتش جمهوري اسلامي ايران در منطقه جنوب تشكيل شده بودند،به محضر دوستان برسيم.


ناکام کردن منافقین در نزدیکی کرمانشاه

راوی: سردار دکتر حسین علائی

شهيد صياد در اواخر جنگ و در زماني كه منافقين با همكاري صدام مي خواستند از فرصت پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران استفاده كنند و خود را به تهران برسانند تا حكومت را در اختيار بگيرند، با اينكه مسئوليتي در نيروي زميني ارتش نداشت، در جنگ عليه منافقيني كه با خودروهاي زرهي خود تا نزديكي هاي كرمانشاه جلو آمده بودند وارد عمل شد و سپاه و ارتش با همكاري با يكديگر توانستد اين برنامه دشمن را نيز ناكام بگذارند. خصوصيات فردي صياد شهيد صياد شيرازي با الهام از احكام تعالي بخش اسلام و هدايت حضرت امام(ره)، آن چنان خود را ساخته بود كه ويژگي هاي يك مومن راستين در او آشكار بود.


منجی کردستان

راوی: حجت الاسلام و المسلمین غلامرضا صفایی

بني صدر از برخي از نظامي ها خواسته بود كه شما يك چهره جوان مورد اعتماد به من معرفي كنيد كه او را به كردستان بفرستم. آنها هم شهيد صياد شيرازي را معرفي كرده بودند. حتم صياد را ديده و پسند كرده بود كه يك درجه موقت هم به ايشان داد. شهيد صياد به كردستان رفت و واقعا ميتوانيم او را يكي از منجيان كردستان بدانيم. آن روزها روزنامه انقلاب اسلامي بني صدر منتشر مي شد و حرف هاي بني صدر را چاپ مي كرد. شهيد صياد آدم باهوشي بود و سياست را هم خوب مي فهميد. وقتي اين مطالب را مي خواند و مي شنيد، متوجه ميشد كه بني صدر نسبت به انقلاب ديدگاه هائي غير از ديدگاه هاي امام دارد. به مجرد اينكه ماهيت افكار بني صدر براي شهيد صياد روشن شد، ديگر تأمل نكرد و رنجنامه اي نوشت كه بسيار براي نظام روشنگر بود، چون نظامي ها به ايشان خيلي اعتماد داشتند و آن نامه، ذهن همه را روشن كرده بود. با اين رنجنامه در قاموس نظاميگري معلوم بود كه ممكن است ايشان را حتي از ارتش اخراج هم بكنند؛ البته بني صدر جرئت نكرد ايشان را اخراج كند و فقط درجه اش را گرفت و عزلش كرد. ايشان هم به سپاه رفت و در آنجا مشغول كار شد و آموزش هاي بچه هاي سپاه را به عهده گرفت.


ارزیابی درست شهید صیاد از عملیات فتح المبین

راوی: امیر سرتیپ ستاد عبدالعلی پورشاسب

عمليات فتح المبين به عرض امام رسيد و امام دستور انجامش را دادند، ولي شرايط طوري بود كه خيلي از فرماندهان ارتش قانع نمي شدند. از نظر محاسباتي هم درست حساب مي كردند و مي گفتند دشمن به ما برتري دارد و به احتمال زياد، شكست مي خوريم، ولي شهيد صياد اعتقاد داشت كه حتما پيروز مي شويم و خارج از محاسبات شما، مسائل ديگري هم هستند. عمليات با موفقيت انجام شد.


سنت حسنه ای که توسط شهید صیاد پایه گذاری شد

راوی: امیرسرتیپ دوم ستاد غلامحسین دربندی

شهید صیاد شیرازی کاروان‌هایی را برای شناسایی و آشنایی با مناطق مختلف عملیاتی در جنوب کشور، عازم این مناطق می‌کرد و خودش هم همراه آنان می‌رفت. این موضوع برای 10 سال بعد از جنگ است. آن موقع هنوز چیزی به اسم راهیان نور امروزی وجود نداشت. کاروان‌هایی که راه می‌انداخت خیلی عظیم بود. یک قطار دربست دانشجو از دانشگاه افسری؛ یعنی 750نفر؛ و برکت این حرکت عظیم شهید صیاد شیرازی یک سنت حسنه‌ای به جا گذاشت و تا به امروز هم ادامه دارد و گروه معارف جنگ، هر ساله دانشجویان دانشگاه ارتش را به این مناطق می‌برد.


نام و صفت را از علي(ع) گرفته بود

راوی: عفت شجاع، همسر شهید صیاد شیرازی

او هم به اسم، علي بود و هم به صفت، علي گونه. سعي مي كرد فرموده هاي حضرت علي(ع) را در زندگي ساري و جاري كند. ه عنوان مثال در بعد رعايت ساده زيستي يادم مي آيد كه در اتاق كارش روي زمين مي نشست و كارهايش را انجام مي داد. حساس كردم شايد معذب باشد. پيشقدم شدم و رفتم يك سري صندلي گرفتم. با ديدن آنها بر خلاف انتظار اوليه ام، علي نه تنها شاد نشد، بلكه ناراحت هم شد. مي گفت: «دنيا آهسته آهسته آدم را در كام خود فرو مي برد.. قدم اول را كه برداشتي تا آخر مي روي. لذا بايد مواظب همان گام اول باشي»


یک روحانی در لباس نظامی

مهدی صیاد شیرازی، فرزند شهید صیاد شیرازی

پدرم صرفا يك فرد نظامي نبودند. آيت الله بهاء الديني مي فرمودند: «پدرت يك روحاني بود در لباس نظامي.» دعاي عهدشان هرگز ترك نمي شد.خيلي با علاقه دعاي عهد و دعاي فرج را مي خواندند.از احاديث و روايات، براي كارشان و برنامه هايشان خيلي استفاده مي كردند. از سيره ائمه معصومين(ع) كتاب هاي فراوان داشتند. قرآن را بسيار مطالعه مي كردند. يكي از دوستان طلبه به بنده مي گفت كه ايشان شكارچي بود و سخنان تك تك عالمان رباني و بزرگان و شخصيت ها را، هم از لحاظ علمي و هم از لحاظ معنوي، شكار مي كرد.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار