چهارشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۰۸
مرحوم حجت الاسلام و المسلمین علی دوانی در ویژه نامه ای که ماهنامه «شاهد یاران» به شهید صیاد شیرازی اختصاص داده بود، به روایت خاطراتی از این شهید پرداخته است. گزیده ای از این خاطرات را می خوانید.
شهید صیاد شیرازی در کلام علامه علی دوانی

تلفیق فنون نظامی با فنون رزمی صدر اسلام

تيمسار شهيد سپهبد صياد شيرازي در صدد بود كه براي نظام دفاعي اسلام و درس هايي را كه در اين خصوص داشت، حتي الامكان و تا جائي كه مي توانست مأخذي از آيات قرآني و احاديث اسلامي پيدا كند و با سيستم دفاعي معمول در جهان سوم هماهنگ سازد. در كلاس درسش در دانشكده فرماندهي و ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي «دافوس» و در دانشگاه افسري ارتش «امام علي(ع)» كاملا مراقب بود كه اين هدف را دنبال كند، به اين معني كه ضمن تدريس دروني نظام و فنون رزمي، به نحوي آن را با آنچه پيغمبر(ص) و علي(ع) در جنگ ها معمول مي داشتند، وفق دهد. روزي اطلاع داد كه دو سه روز ديگر مي خواهم دانشجويان دانشگاه افسري را به جبهه جنوب ببرم و آنچه را كه درس گفته ام، با آنچه در زمان جنگ در آنها معمول داشته ايم، به آنها ارائه دهم، و افزود كه من اين را همه ساله معمول مي دارم، حال شما هم مواردي را به اختصار از تاكتيك هاي رزمي پيغمبر و اميرالمؤمنين عليهماالسلام بنويسيد و به من برسانيد. بيست و شش نكته را نوشتم و طرف عصر به دفترش بردم. ضمن تشكر فراوان كه شيوه مرضيه آن فرمانده عالي مقام بود، يك به يك آن را خواند و اگر نيازي به توضيح داشت به عرضشان رساندم. مقيد بود كه اعراب آيات و روايات را بگذارد و آنها را درست بخواند. تيمسار شهيد چند روز بعد تلفني فرمود دانشجويان را به جبهه بردم و هدفي كه داشتم به خوبي انجام گرفت. فوق العاده در دانشجويان اثر بخشيد و افزود كه هر كدام از نكاتي را كه يادداشت كرده بوديد و به كار مي بستم، مي گفتم اين نكته را از فلاني دارم. گفتم، «تيمسار لزومي نداشت از من نام ببريد.» فرمود، «نه، بايد دانشجويان رسم امانتداري و اداي حق را بدانند، چون اگر نام نمي بردم مي دانستند كه اطلاع از اين نكات مهم تاريخ اسلام كار من نيست و بايد از جائي يا از كسي گرفته باشم، پس چه بهتر كه هم مأخذ را نقل كنم و هم اداي دين كرده باشم.»

شهید صیاد راننده شخصی نداشت

تيمسار راننده خصوصي نداشت و هرگاه راننده بود، سربازي بوده كه با وسيله اداري تيمسار را به دفتر كارش يا جلساتي كه مي بايد شركت كند، يا دانشگاه براي تدريس مي برد. در اوقات ديگر تيمسار خود پشت فرمان اتومبيلش مي نشست و بچه ها را به دبستان و دبيرستان مي برد، يا براي خريد مي رفت.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده