کد خبر: ۴۲۱۸۴۳
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۹:۵۵
سيد در اين فاصله به من آمادگى می داد و می گفت: خوابى ديده ام كه نمى توانم براى تو تعريف كنم! ولى همين قدر به تو بگويم كه مى دانم ديگر به پيش تو بر نمی گردم و اگر هم برگردم به حدى مجروح هستم كه نمی توانی با من بيايى.

نوید شاهد، سيداحمد رحيمى دانشجوى سال چهارم رشته پزشكى بود كه براى دفاع از اسلام به جبهه رفت. در جبهه مجروح و پس از 17 روز به شهادت رسيد. قبل از عمليات والفجر يك به دزفول كه موقتاً در اين شهر ساكن شده بوديم آمد و با هم به نماز جمعه دزفول رفتيم.

سيد در اين فاصله به من آمادگى می داد و می گفت: خوابى ديده ام كه نمى توانم براى تو تعريف كنم! ولى همين قدر به تو بگويم كه مى دانم ديگر به پيش تو بر نمی گردم و اگر هم برگردم به حدى مجروح هستم كه نمی توانی با من بيايى.

کرامات شهیدان(39)؛ فريادرس معشوق


بعد گفت: پس از عمليات اگر از من خبرى نشد در دزفول تنها نمان، بليط بگير و به شهر خودمان برو. پس از عمليات از او خبرى نشد. دوستان هم رزمش می گفتند: در عقب نشينى سيد را ديديم كه با ناراحتى از وضعيتى كه پيش آمده بود آر.پى.جى يكى از هم رزمانش را گرفت و برخلاف مسير حركت بچه ها، خود را به بالاى تپه اى رساند تا هم جلوى پيشروى عراقى ها را بگيرد و هم فرصتى ايجاد كند تا بچه ها بتوانند راحت تر عقب نشينى كنند. 25 روز بعد از شهادت سيد جنازه اش رابه عقب آوردند وقتى بالاى سر ايشان رفتم خيلى ناراحت شدم، چون مشاهده كردم جنازه همسرم كاملاً سوخته و تكه تكه شده و فقط قسمتى از پاى او كه قبلاً مجروح شده بود سالم مانده است. بر روى پيشانى، زير گلو و جاهاى مختلف بدنش اثرات تركش ديده مى شد كه بعضاً شكافته شده بود


کرامات شهیدان(39)؛ فريادرس معشوق


شش ماه بعد شبى سيد را در خواب ديدم، لباس خاكى بسيجى بر تن كرده بود. از او پرسيدم: اين پيراهن چيست كه بر تنت كرده اى؟ گفت: خيلى گشته ام تا توانسته ام اين را در كانالى پيدا كنم و بپوشم. بعد رو به من كرد و گفت: تو چرا اين قدر از بابت من ناراحت هستى؟ و ادامه داد: من در اينجا از ناراحتى تو ناراحت و معذّب هستم.

بعد گفت: باور كن در موقع شهادت بقدرى لذت بردم و از زدن تانكهاى عراقى خوشحال شدم كه حدّى ندارد. همچنين گفت: در موقع شهادت هيچ درد و رنجى احساس نكردم، چون حضرت ابوالفضل العباس)ع( به دادم رسيد و امام زمان)عج( هم بالاى سرم نشسته بود. پاسدار شهيد سيداحمد رحيمى فرزند سيدمحمدرضا اهل بيرجند در مورخه 1362 / 01/ 23 در عمليات والفجر يك در منطقه شرهانى به شهادت رسيد و در گلزار شهداى بيرجند به خاك سپرده شد.

راوی :همسر شهيد

منبع: لحظه های آسمانی کرامات شهیدان ( جلد اول)، غلامعلی رجائی1389

نشر: شاهد

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
پربازدید ها