بابای من دروازه ­بان است / دروازه ­بانی فرز و عالی / سد می­کند دروازه‌ها را / با یک عصای خشک و خالی


بابای من دروازه ­بان است

دروازه ­بانی فرز و عالی

سد می­کند دروازه‌ها را

با یک عصای خشک و خالی

وقتی که دشمن توپ می­زد

دروازه ­بان جبهه‌ها بود

در بازی توپ و گلوله

او دیده ­بان جبهه ­ها بود

با تیم سختی مثل دشمن

جنگید و پیروز زمین شد

خود را به توپ دشمنان زد

یکباره پایش آهنین شد

در بازی ما توی کوچه

او بهترین یارِ زمین است

حق دارد این بازیکن جنگ

چون هر دو پایش آهنین است

سروده محمد گودرزی مهریزی

منبع: چشمه آیینه، گزیده شعر کنگره ایثار / به کوشش داریوش ذوالفقاری، معاونت فرهنگی و امور اجتماعی بنیاد شهید و امور ایثارگران، انتشارات مهر تابان 1395.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار