چهارشنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۰۹
شهادت سپهبد قرنى، شوك و ضربه بزرگى به جامعه انقلابى ما بود، به خصوص كه اولين اتفاقى بود كه همه ما را به نوعى غافلگير كرد. اما در عين حال حُسن اين ترور اين بود كه همه را هوشيار و آماده كرد، چراكه چنين حوادث، اقدامات و برنامه هايى باز هم ممكن بود به وجود بيايد. بنابراين ما تداركات لازم را براى مقابله با اين تهديدها شروع كرديم.
«اولين فرمانده ارتش، در كلام اولين فرمانده سپاه » / در همه زمينه ها مى توانست به نظام كمك كند

در گفت و گو با دكتر جواد منصورى از مبارزين قديمى و اولين فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامى كه سوابقى هم در وزارت امور خارجه دارند، كوشيده ايم نگاه ايشان را نسبت به زندگى، اقدامات و شخصيت شهيد قرنى جويا شويم. اين مصاحبه به كوشش علي عبد سامان يافته است.

آقاى دكتر، براى ما از اولين دفعاتى كه اسم شهيد قرنى را شنيديد، صحبت كنيد و از حال و هواى آن روزگار بگوييد.

وقتى در سالهاى دهه پنجاه، زندان بودم، به همراه برخى از دوستان زندانى، قرار بود مطالعاتى پيرامون تاريخ معاصر انجام دهيم كه در اين مطالعات، با نام آقاى قرنى آشنا شدم، آن هم به واسطه كودتايى كه قرار بود انجام دهد. البته بنده قبلش چندان اطلاعى از اين مسأله نداشتم و در حقيقت از آن زمان بود كه با نام و تا حدودى افكار اين شخصيت آشنا شدم، البته ايشان را نديدم و طبيعتاً تا زمان انقلاب هم فرصت مطالعه بيشترى براى مطالعه در اين زمينه نداشتم. تا آنكه پس از پيروزى انقلاب اسلامى، دولت موقت ايشان را به عنوان اولين رئيس ستاد ارتش معرفى كرد و يادم هست در آن دوره اين را مكررا مى شنيدم كه شهيد قرنى بعد از آزادى از زندان اول، گرايش مذهبى بيشترى پيدا كرده و با مرحوم آيت الله طالقانى هم ارتباطاتى داشته است. ظاهراً به خاطر همين مسائل هم بوده كه باعث شده تا مهندس بازرگان بلافاصله بعد از پيروزى انقلاب ايشان را به عنوان رئيس ستاد ارتش معرفى كند.

وقتى بلافاصله بعد از پيروزى انقلاب اسلامى قضيه كردستان به وجود آمد، طبيعى بود كه ارتش، وظيفه خودش مى دانست تا براى جلوگيرى از ناآرامى در كشور و پيشگيرى از گسترش جريانى كه قطعاً به تجزيه كشور مى انجاميد، اقداماتى جدى بكند. چون به غير از كردستان، معاندين و افراد ضد انقلاب در استا نهاى آذربايجان و بلوچستان هم متمايل به تجزيه بودند. شهيد قرنى معتقد بود كه بايد در كردستان بسيار قاطعانه عمل كنيم و مانع گسترش اين قضايا شويم. ايشان مى گفت بايد به جريان هاى ديگر كاملاً نشان دهيم كه جمهورى اسلامى با اين مسأله قاطعانه برخورد مى كند؛ به همين دليل در هفته هاى اول، مانورها و اقدامات بسيار شگف تانگيزى عليه جريانت جزيه طلبى صورت گرفت و بازتاب ها و بحث هاى گوناگونى را به دنبال داشت.

كمى بيشتر درباره اين بازتاب ها و بحث ها صحبت می كنيد؟

بحث ها از جمله شامل اين بود كه آيا شدت عملى كه آقاى قرنى از خودش نشان داده، اقدامى خودسرانه بوده يا با هماهنگى دولت صورت گرفته است؟ كار به جايى رسيد كه دولت، براى نشان دادن عدم توافقش با شدت عمل و قاطعيت اعمال شده توسط آقاى قرنى، كمى موضع گيرى كرد اما چون آن موضع گيرى ها به نظرش كافى نبود، لذا ترجيح داد كه ايشان را از مقامش بركنار كند.

به چه علت آن موضع گيرى ها از نظرشان كافى نبود و به نتيجه رسيدند كه بايد سپهبد قرنى را كنار بگذارند؟

البته اعضاى دولت موقت به روش هاى ديگرى معتقد بودند و تصور مى كردند كه در مقابله با ضد انقلاب، لازم نيست كه حتماً اين قاطعيت را در عمل هم نشان داد، بنابراين آقاى قرنى را از رياست ستاد ارتش بركنار كردند. بركنارى ايشان در اين مقطع براى همه نيروهاى انقلابى خيلى سؤا ل برانگيز و معنادار بود، به خصوص كه بچه هاى انقلاب مى ديدند گروه هاى خارجى دنبال تجزيه ايران هستند و به اين ترتيب به نوعى راح تتر مى توانستند كار تجزيه را پيگيرى كنند.

اين سؤال نيز همواره مطرح بود كه چرا دولت موقت ايران هيچ گاه جواب صريحى در اي نباره ارائه نكرد؟ در نهايت هم با قاطعيتى كه شهيد قرنى در كردستان نشان داد، اعضاى دولت موقت فكر مى كردند كه ممكن است يك شورش خونين برپا شود و براى جلوگيرى از چنين اتفافى ايشان را بركنار كردند ولى اتفاقاً همين مسأله باعث شد كه درگيرى ها در كردستان طولانى شود و تلفات و شهداى زيادى داشته باشيم؛ هرچند كه شكر خدا ما بالاخره موفق شديم و آتش تجزيه طلبى براى هميشه خاموش شد.

در واقع دشمن و ضد انقلاب با آن حركت دولت موقت، جرى تر شدند و بى تجربگى و خامى اين دولت، باعث شد معضلى كه مى توانست طى چند روزه با مديريت و فرماندهى شهيد قرنى خاتمه و فيصله پيدا كند، طولانى شود و حتى تا دهه 60 هم طول بكشد. به علاوه اين اتفاق پاي هاى شد تا عراق راحتتر به ما ضربه بزند. اساساً داستان بركنارى ايشان براى غربى ها نيز اهميت بسيار زيادى داشت، چون شهيد قرنى يكى از امراى قديمى ارتش بود و آ نها نگران بودند كه مبادا اسرار و ارتباطاتى كه قبلاً با ارتش ايران و فعاليت هاى داخلى ايران داشت هاند، به تدريج توسط ايشان افشا شود.

پس به نوعى اين قضايا را در شهادت ايشان دخيل مى دانيد.

قطعاً بى تأثير نبوده است. مطمئناً يكى از دلايل بركنارى شهيد قرنى از ارتش و بعد هم آن ترور كاملاً مشكوكى كه به شهادت ايشان منجر شد، نگرانى غرب از افشاى رابطه و دخالتش در فعاليت هاى داخل ايران بوده است.

موضع حضرت امام (ره) در مورد استعفا و بركنارى شهيد قرنى چه بود؟

تا جايى كه من مى دانم، شهيد قرنى استعفا نداد، بركنار شد.

به نظر مى رسد كه ايشان از طرف دولت موقت مجبور به استعفا شدند، چون متن استعفا ىشان وجود دارد.

شايد دولت عمدا مسأله بركنارى را مطرح كرد، چون حضرت امام (ره) در طول چند ماه اول پس از انقلاب، على رغم اين كه از دولت موقت ناراضى و ناراحت بودند، ترجيح مى دادند كه دولت سرپا بماند تا كارهاى مملكت جارى باشد و ساختارى كه بايد و شايد، شكل بگيرد تا دولت بتواند به گره هاى كار كشور پى ببرد. لذا امام (ره)

تمايل نداشتند ايجاد خطر كنند. مى خواستند انتخابات رياست جمهورى انجام شود، دولت رسمى شكل بگيرد و دولت اصلى تشكيل و تحكيم يابد.

شما از چه تاريخى رسماً به عنوان اولين فرمانده سپاه، تعيين و مشغول به كار شديد؟

ببينيد، بلافاصله پس از پيروزى انقلاب اسلامى فكر تشكيل نهادى كه حافظ انقلاب باشد، در بين نيروهاى انقلابى شكل گرفت، به همين منظور تعدادى از نيروها به صورت خودجوش اين كار را شروع كردند. اما نيروهاى انقلابى و دل سوخته به طور رسمى در فروردين 1358 براى حفظ نظام و انقلاب دور هم جمع شدند و اين تشكل رسمى را به وجود آوردند و سرانجام سپاه پاسداران انقلاب اسلامى با يك ستاد تشكيلاتى تشكيل شد و از قضا در بدو تأسيس مورد تهديد ضد انقلاب قرار گرفت، به همين دليل بعد

از اين ماجرا در تاريخ 3/3/1358 شورايى طراحى و شهيد بهشتى، به دبيرى اين شورا انتخاب شدند.

و شما رسماً نخستين فرمانده سپاه معرفى شديد. قبل از آن هم حتى از بهمن 1357 سپاه فعاليت مى كرد، منتها آن روزها رسماً موجوديتش اعلام شد.

افراد اين گروه تقريباً با اهداف مشترك و مقدس به طور پراكنده كار مى كردند و در ادامه، عزم جدى نسبت به تمركز يافتن تدريجى آن، در اين تاريخ رسماً مورد تصويب امام (ره)، شوراى انقلاب و دولت قرار گرفت اما قبلاً با آنكه فعاليت هايش شروع شده بود هنوز داراى بسترى شناخته نشده بود.

دوست داريم بدانيم وقتى تيمسار قرنى به شهادت رسيدند، آن چند مجموعه اى كه تحت عنوان سپاه فعاليت مى كردند و بعداً به مجموعه واحدى به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامى پيوستند، آيا با ارتش هم رابطه اى داشتند يا نه؛ به خصوص در دوره فرماندهى شهيد قرنى به عنوان نخستين فرمانده ارتش جمهورى اسلامى.

نه. ما بيشتر در اين مقطع كارهاى امنيتى و انتظامى را انجام مى داديم، ارتش هم وظيفه خنثى كردن فعاليت هاى ضد انقلاب در داخل كشور را داشت. ارتباط ارتش و سپاه در اين حد و اندازه بود كه مثلاً اگر سلاح لازم داشتيم، به وسيله بعضى افراد كشور مثل دولت يا شوراى انقلاب آن را تهيه مى كرديم. البته اين نيازها كمتر ايجاد مى شد، چون خيلى از سلا حهاى ضد انقلاب را مردم به ما م ىدادند، اگر نيازى هم پيدا مى شد، كميته انقلاب، اين نياز را برطرف مى كرد. اما دشمن در آستانه استقرار سپاه، تيمسار قرنى را شهيد كرد تا به ما ضربه اى زده باشد و بگويد كه شما نمى توانيد كشور را اداره كنيد، يعنى ما نمى گذاريم شما كشور را اداره كنيد.

در واقع اين اقدام ناجوانمردانه پيام غير مستقيمى براى شما و بقيه نيروهاى شوراى عالى سپاه دربر داشت.

بله ولى به طور كلى پيام براى كل نظام بود كه ما بدانيم آ نها قادرند اجازه استقرار را به ما ندهند، لذا چند روز بعد هم استاد مطهرى را شهيد كردند. البته ما اين پيام را در شوراى انقلاب اين گونه برداشت كرديم كه براى توسعه سپاه و مقابله با سختى ها بايد مصمم تر باشيم.

آقاى دكتر، بعد از شهادت تيمسار قرنى چه فضايى در جامعه به وجود آمد؛ البته با توجه به اين موضوع كه در فاصله بسيار كوتاهى يعنى حول و حوش 8 روز بعد نيز ترور شهيد مطهرى، يعنى يكى از مهم ترين ترورهاى بعد از انقلاب، صورت مى گيرد.

شهادت سپهبد قرنى، شوك و ضربه بزرگى به جامعه انقلابى ما بود، به خصوص كه اولين اتفاقى بود كه همه ما را به نوعى غافلگير كرد. اما در عين حال حُسن اين ترور اين بود كه همه را هوشيار و آماده كرد، چراكه چنين حوادث، اقدامات و برنامه هايى باز هم ممكن بود به وجود بيايد. بنابراين ما تداركات لازم را براى مقابله با اين تهديدها شروع كرديم؛ به عنوان مثال براى مقامات محافظ گذاشتيم و مراقبت از عوامل را به تدريج بيشتر و بيشتر كرديم كه اگر اين كار را انجام نمى داديم، گروه كها از همان سال اول روى كار آمدن نظام 1358 ضربات بسيار هولنا كترى به ما مى زدند.

به هر حال گروه ضاله فرقان كارى كرد كه در توصيفش بنا به همان قول معروف مى گويند: «عدو شود سبب خيراگر خدا خواهد...»

گروه فرقان به عنوان يك گروه معارض، ترورها را آغاز و با اين كار همه دستگاه ها و فضاى كشور را امنيتى كرد ولى در هر صورت ما نيز آمادگى پيدا كرديم تا از اماكن و شخصيت ها حفاظت كنيم و براى برخورد با گروه هاى مسلح از همان زمان تجربه بيندوزيم. به اين ترتيب ما از 12 ارديبهشت رسماً كار حفاظت را شروع كرديم ولى در آن مقطع، امكانات و تجربيا تمان بسيار محدود بود.

حتى در بسيارى از موارد، واقعاً نم ىخواستيم افرادى را كه خيلى آزاد و راحت رفت و آمد مى كردند، محدود كنيم ولى اقدامات گروه هاى تروريستى باعث شد تا بسيارى از افراد و شخصيت هاى ما مجبور شوند حتى در درازمدت هم ارتبا طشان را با مردم قطع كنند.

راجع به چهل و سه روزى كه شهيد قرنى رئيس ستاد ارتش بود، چه اطلاعاتى داريد؟ آن زمان فضاى ارتش در حال پاكسازى و حتى بازسازى بود. به علاوه، ضد انقلاب، شب ها در كوچه ها، پاسداران كميته ها، افراد عادى، نيروهاى حزب اللهى و مكتبى را مورد اصابت گلوله قرار مى داد و كلاً وظايف خيلى سختى برعهده همه شما بود؛ حفاظت از امام (ره)، راديو و تلويزيون و....

خوشبختانه شهيد قرنى با اختياراتى كه از حضرت امام(ره) گرفت، توانست از متلاشى شدن ارتش جلوگيرى كند. بعد هم به همه افراد مكتبى و انقلابى در ارتش اعلام كرد كه با خيال راحت خدمت شان را بكنند. البته ايشان در آن فضاى انقلابى به طور صد درصد نمى توانست از همه تحركاتى كه اين طرف و آن طرف صورت مى گرفت جلوگيرى كند. در همين فضا و با وجود زمزمه هايى كه در خصوص انحلال ارتش به گوش مى رسيد، مى بينيم كه ايشان دقيقاً در آخرين روزهاى عمر خويش كار جالبى مى كند و داستان 29 فروردين پيش مى آيد.

منظورتان اعلام اين روز به عنوان روز ارتش است؟

بله. عل ىرغم اي نكه آن روزها شهيد قرنى بركنار شده بود ولى با پشتيبانى بعضى از دوستانش توانست مقدمات 29 فروردين را فراهم كند.

با بچه هاى سپاه اين كار را كرد؟

نه، با نيروهايى كه دوست و آشنا بودند.

و اولين بار روز ارتش را اعلام كردند؟

بله، آن ها براى اينكه فضاى جديدى را به وجود بياورند، تصميم گرفتند يك روز را به عنوان روز ارتش اعلام كنند، چون انقلاب پيروز شده و ارتش به اسلام و مردم پيوسته بود و قاطبه مردم نيز مى خواستند از ارتش حمايت كنند.

بنابراين شهيد قرنى و دوستانش 29 فروردين را به عنوان يك نماد انتخاب كردند، اتفاقاً شهيد قرنى قبل از اين تاريخ، بركنار شده بود اما اين برنامه اجرا شد و هنوز هم مى بينيم كه هرساله مراسم روز ارتش، باشكوه و قدرت بيشترى برگزامى شود.

با برنامه هايى شامل رژه و مانورهاى زمينى و هوايى...

بله، ارتش با مردم پيمان بسته و تعهد كرده بود كه از كشور، نظام جمهورى اسلامى و مردم دفاع مى كند. مردم هم متقابلاً اين شعار را سر مى دادند كه «ارتش فداى ملت، ملت فداى ارتش» و طبعاً اين جمله از آغاز روى كار آمدن نظام مقدس جمهورى اسلامى منشأ سر و سامان دادن به ارتش قرار گرفته است.

آقاى دكتر، تيمسار قرنى توسط گروه فرقان به عنوان اولين شهيد ترور بعد از پيروزى انقلاب اسلامى و برگزارى رفراندم جمهورى اسلامى به شهادت مى رسد. البته درست است كه ما از روز 23 بهمن تا سوم ارديبهشت ترورهاى كور، تصادفى و اتفاقى افراد عادى انقلابى را شاهد بوديم، اما آن ترورها، فقط آدم هاى عادى را به شهادت مى رساندند كه آن ها نيز در جاى خود شهيدان عزيزى براى ما محسوب مى شوند ولى آقاى قرنى يك آدم بزرگ، سعادتمند و پرافتخار بود كه مظلومانه ترور شد، آن هم قبل از استاد مطهرى، شهيد مفتح و تعدادى ديگر از عزيزان مثل حاج مهدى عراقى و ديگر شهدايى كه منافقان آنان را به شهادت رساندند. به نظر شما گروه ضاله و منحط فرقان، در آ ندوران، چگونه مى تواند به اهدافى مشترك با استكبار جهانى و عقايد ضد انقلاب ارتباط پيدا كند و به اين نتيجه برسد كه بايد شهيد قرنى را حذف كند و به شهادت برساند؟

اولاً از روى كارهايى شهيد قرنى در كردستان انجام داده، ثانياً آ نها در اين مقطع احساس مى كنند كه شهيد قرنى، دارد ارتش را سر و سامان مى دهد و بالطبع اين روند با اهداف پليد آن ها مغايرت داشت.

جايگاه شهيد قرنى را در بين شهداى انقلاب و نظام چگونه مى بينيد؟

شهيد سپهبد محمدولى قرنى به خاطر شخصيت، كارنامه، خدمات و البته فوز عظماى شهادت كه بدان دست يافت، در نظام مقدس جمهورى اسلامى مقام بالايى دارد.

اگر خاطرتان باشد، شرايط صدر انقلاب، از همان ابتداى پيروزى نشان م ىداد كه وقوع جنگ با عراق يا هر كشور دست نشانده ديگرى تا حد زيادى غير قابل گريز است با توجه به شرايط نوپا بودن اين نظام مقدس و اين كه مى خواستيم انقلاب را به دليل اهداف عاليه اسلامى صادر كنيم به نظرتان اگر شهيد قرنى زنده مى ماند، با توجه به سوابق درخشانى كه ايشان در اين زمينه داشت، آيا مى توانست در دفاع مقدس نقش بارزى ايفا كند؟

طبعاً اين شهيد بزرگوار در همه زمينه ها مى توانستند كمك هاى بزرگى بكنند. شكى نيست كه چونان استاد شهيد مطهرى در قالب عقيدتى؛ از شهيد قرنى نيز در قالب نظامى كمك هاى شايانى برمى آمد. به خصوص كه ايشان نشان دادند كه تبحرى همچون ديگر ياران حضرت امام(ره)مانند شهيد بهشتى، شهيد باهنر و شهيد عراقى دارند.

منبع: ماهنامه شاهد یاران، شماره 82
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده