چهارشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۰۷
شهيد فرخي از آن انسان هايي وارسته بود که کمتر شعار مي داد و بيشتر عمل مي کردند و بسيار فهميده بود.
نوید شاهد: آموزش مجموعه اي بود که با همه ي مسئولين اجرايي درون صحنه ي جنگ ارتباط مستقيم داشت، اعم از فرمانده گردان ها تا برسد به نيروهاي رزمي. يعني ما با همه ي گردان هاي جنگ به نحوي و به نوعي ارتباط تنگاتنگي داشتيم.
هر گرداني که توي جنگ مي آمد حداقل حالا بگويم با توجه به مدتي که در جنگ بود، موقعيتي بود، مدت زماني بود تا عمليات، ما در اين مقطع حالا فرض بکنيد، چند روزي را از 7، 8 روزي بگير تا دو ماهه يک سره با تمام گردان ها بدون استثناء کار مي کرديم و بحث آموزش را پيگيري مي کرديم. بايد بگويم که تمام شهداء در هر صورت حقي بر گردن ما دارند. ما در آنروزها ظاهرا بچه هاي بدي بوديم! يعني کار ما را بچه ها بعضا به عنوان اذيت و آزار مي دانستند؛ بدترين نوع آموزش را خلاصه با بچه ها داشتيم و واقعا با آنها هم کار مي کرديم و شعارمان هم اين بود که هر آنچه بيشتر عرق بريزيم، خون کمتري ريخته مي شود.
 يکي از گردانها و فرماندهاني که ما با آنها کار داشتيم شهيد فرخي نژاد بودند. ايشان به تمام معنا يک شخص وارسته اي بود. بسيار انسان افتاده اي بودند. فردي بي ادعا بود و هيچگونه ادعايي نداشت. هر چند که خودش معدن علم بود؛ هم توي بحث عملي و هم توي تئوري. و اما شخصي بود که واقعا اهميت زيادي به کار مي داد؛ من هيچ وقت يادم نمي رود که ايشان يکي از مسئوليني بود که هميشه مي آمد و دستم را مي گرفت و مي گفت با اين بچه هاي ما بيشتر کار کن و اين را مي دانست که اگر هر چه بيشتر با بچه هايش کار بکنيم توان بچه ها بالاتر مي رود و آمادگي آن ها بيشتر مي شود. معمولا فرمانده گردان ها مي آمدند و بچه ها را به خط مي کردند و مي فرستادند سر کلاس هاي آموزش؛ يکي از فرماندهاني که معمولا هميشه همراه بچه هايش بودند حالا چه توي بحث عملي و چه حالا توي بحث تئوري، شخص شهيد فرخي نژاد بودند. بعضا من يادم مي آيد توي شهرک سپنتا و در آن وضعيت بسيار بد و گرمي که داشتيم؛ که بيابان برهوتي بود، بالاي 50 درجه حرارت، همراه بچه ها همان حرکاتي که ما انجام مي داديم، ايشان انجام مي دادند. هيچ ادعايي که مثلا من فرمانده گردان هستم، نداشت.
يکي از مسائلي که من در خاطرم هست در طي جلساتي که معمولا قبل از هر عملياتي انجام مي شد، فرمانده گردان ها و مسئولين صاحب نظر بودند به عنوان افرادي که توي مجموعه اي و منطقه اي که بايد عملياتي انجام مي دادند؛ بايد خودشان به اصطلاح نظر مي دادند. يکي از فرماندهاني که معمولا صاحب نظر بود توي مسائل و توي عمليات، همين شهيد فرخي نژاد بودند. و حرف هايش را هم خيلي آرام و خيلي آهسته مي زد، يعني خيلي آدم ساکتي بود. آدمي به تمام معنا کم حرفي بود. يعني اين از خصوصيات بارز اخلاقي اين آدم بود. ولي حرفي که مي زد هميشه حرف پخته اي مي زد و هميشه تو عمل هم پخته نشان مي داد. شهيد فرخي از آن انسان هايي وارسته بود که کمتر شعار مي داد و بيشتر عمل مي کردند و بسيار فهميده بود. بعضا ما شهدايي را در جنگ داشتيم که خيلي زود مسائل را مي فهميدند يکي از اين ها که بسيار باهوش بودند، همين شهيد فرخي نژاد بودند. يعني علي رغم اينکه کم حرف مي زد، خوب درک مي کرد. من يادم هست در جلساتي که برگزار مي کرديم، يکي از قاريان همين شهيد فرخي نژاد بودند.

راوي : حسين نژاد عابدي از مسئولين آموزش دوران دفاع مقدس و همرزم شهيد اسماعيل فرخي نژاد
 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده