چهارشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۵۲
توصيه جالبي که از او به ياد دارم فقط اين که هرگز همرزمان خويش را در عمليات ها تنها نگذاريد و تا آنجايي که توان و قدرت داريد محافظ خون شهدا باشيد.
در جبهه هاي جنوب و غرب کشور و از زماني که ايشان به عنوان فرمانده ي گروهان بودند با ايشان آشنا شدم.
 از همان روزهاي اول آشنايي با ايشان چهره اي شاد داشتند و هيچگونه بدخلقي در چهره ي اين شهيد به مدت دو سالي که با ايشان بودم مشاهده نکردم. ايشان به هنگام عمليات اخلاق بخصوصي داشت. به طور کلي عوض مي شد. خوش برخورد بود. از تمام دوستان حلاليت مي طلبيد. هنگامي که کارهاي رزمي و آموزشهاي نظامي به پايان مي رسيد به تمام دوستان سر مي کشيد و آنها را با نظام و چگونگي دفاع از انقلاب آشنا مي ساخت.
او با کوله باري از تجربه بود. من بخاطر داشتن تجربيات کافي علاقه ي نسبتا شديدي به او داشتم. نماز شب را ترک نمي کرد و علاقه داشت تمام همرزمان وي از دستورات الهي پيروي کنند و مطيع امر الهي باشند. براي همه دعاها برنامه ريزي کرده از جمله دعاي ندبه، دعاي توسل و دعاي کميل و روي اين برنامه ريزي خيلي حساس بود و براي همرزمان که به درستي قرآن نياموخته بودند کلاس مي گذاشتند.
توصيه جالبي که از او به ياد دارم فقط اين که هرگز همرزمان خويش را در عمليات ها تنها نگذاريد و تا آنجايي که توان و قدرت داريد محافظ خون شهدا باشيد. چون که اين انقلاب با خون شهيدان آبياري شده است. پس به اين سادگي نبايد بي تفاوت از اين مسائل گذشت. هنگامي که واقعا شکست بر او چيره مي شد با شجاعت و شکيبايي مقاومت مي کرد و دوستان و همرزمان را هم به همين امر فرا مي خواند و از خداي خودش مدد مي خواست و در آن لحظه او راهنماي ما بود. در مواردي که کسي از دستورات سر پيچي مي کرد حساس بود و ناراحت مي شد ولي او چنان رفتاري داشت که من هيچ موقع عصبانيت در چهره ي او نديدم و هميشه با خوش رويي با ديگران برخورد مي کرد. با همه همرزمان يکنواخت بود. هنگام کار و کوشش به سختي سعي مي کرد کار را به اتمام برساند و هنگام استراحت به همگي سرکشي مي کرد تا اينکه از خستگي کار روزانه احساس ناراحتي و کسالت نکنند. در کارهاي جمعي و درکاري که به گروهان ايشان مربوط بود اول از همه خودش پيش قدم بود و ديگران رفتار و کردار ايشان را مي ديدند و بي آن که او اظهار کند، دوستان کار را شروع و به اتمام مي رساندند. و حقيقتا من از چنين رفتاري لذت مي بردم و کارهاي او را سرلوحه ي زندگي خويش مي دانم.
در هر مجلسي که داشتيم همه اش از رشادت هاي امام حسين (ع) سخن به ميان مي آورد. واقعا شيفته ي امام حسين (ع) بود. او شيفته ي راه امام حسين (ع) و تمام انبياء بود. او امامان را کاملا درک مي کرد و تمام امامان را مي شناخت.آرزوي اين شهيد اين بود که اول بتواند خدمت به نظام جمهوري اسلامي کند و در آخر شهادت را آرزو مي کرد و تا اين که به آرزويش رسيد. خلاصه به هر حال خدمت بزرگي به نظام جمهوري اسلامي ايران کرد. انشاءالله خداوند خدمات شايسته ايشان را مورد قبول خويش قرار دهد.

راوي : عباس کمانداري همرزم شهيد فرخي نژاد
 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده