روایت اسماعیل کوثری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی نهم از نقش شهید همدانی در سوریه
چهارشنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۴۷
از روزی که ایشان در سوریه حضور پیدا کرد و مسئولیت هماهنگی ارتش و نیروهای مردم یرا برعهده گرفت، مواضع تروریست ها ناامن شد و قوای مقاومت توانستند به پیروزی های بزرگی دست یابند. یکی از اصلی ترین کارهای سردار همدانی بحث تشکیل ارتش نیروهای مردمی و دفاع وطنی بود که با هماهنگی سردارسلیمانی انجام شد و همین مسئله باعث شد که سوریه در مقابل داعش مقاومت کند و جبهه سوریه امروزبه مقتل تروریست ها تبدیل شود



نوید شاهد: اسماعیل کوثری نماینده مردم تهران در مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی ازسال 59 و در دوران 8 سال دفاع مقدس است که با سردار همدانی از شهیدان مدافع حرم، آشنایی داشته و به نوعی می توان او را از همرزمان شهید سردار حسین همدانی دانست . با او درباره گوشه هایی از این شخصیت بزرگوار و تاثیرگذاری او بر روند مقابله با بحران سوریه و حمایت از خط مقاومت هم صحبت شدیم.


آقای کوثری، لطفا در ابتدا از آشنایی خود با سردار همدانی بفرما یید؟

سال آشنایی من با سردار همدانی به سال 59 برمی گردد. در واقع من در منطقه سرپل ذهاب با سردار حسین همدانی آشنا شدم و توفیق آن را داشتم که در کنار چنین انسان بزرگی به عنوان همرزم در جبهه های حق علیه باطل خدمت کنم.

البته قبل از جنگ از ایشان تا حدی شناخت داشتم اما آشنایی اصلی به آزادسازی خرمشهر برمی گردد. از همان موقع چون از محور همدان به سنندج و گردنه دهگلان می آمد، ایشان را می شناختم. خصوصا که در سپاه همدان بودند وجنگ شروع شد. بعد هم به جنوب آمدند و تیپ 27 محمدرسول الله را تشکیل دادند.

ایشان با حاج احمد متوسلیان در تیپ بودند و فعالیت های عظیمی را در راستای دفاع از ایران صورت دادند. من هم این افتخار را داشتم تا به عنوان همرزم با ایشان همکاری کنم.

ویژگی های شخصیتی شهید همدانی که در ذهن شما ماندگار شده است و ایشان را با آن ویژگی ها می شناسید چه بود؟

نخستین ویژگی این شهید بزرگوار، فعال بودن و حضور مستمر در تمامی صحنه های نبرد بود.

خستگی ناپذیری، تلاش شبانه روزی و احساس تکلیف سردار همدانی زبانزد همه کسانی بود که از نزدیک او را دیده و درک کرده بودند. پس از تجارب گوناگونی که در عملیات مختلف و به واسطه کارهای نهضتی پیدا کرده بودند، همچنین به دلیل سفر که به آفریقا رفته بودند و مسئولیت های مختلفی که داشتند باعث شده بود در هنگام شکل گیری قضیه جنگ نیابتی نیز برای رفتن به سوریه داوطلب شوند. خدمات ارزنده، مدیریت هوشمند و تاثیرگذار سردار همدانی بر روند جنگ کاملا آشکار است او با ایجاد هماهنگی میان ارتش و قوای نظامی سوریه و کمک به تشکیل نیروهای داوطلب مردمی مانع از سقوط سوریه و پیروزی داعش و نیروهای معاند شد به همین خاطر است که بسیاری از تحلیل گران، طرح ها و برنامه های شهید همدانی را علت اصلی پیروزی سوریه و نیروهای مقاومت در مقابل تروریست ها می دانند. این موضوعی است که نباید از نظرها دور بماند.

از نظر شما هدف مشخصی که سردار همدانی برای رفتن به سوریه در نظر داشت، چه بود؟ و نقش او را تا چه حدی در این راستا موثر می دانید؟

ایشان در درجه اول با انگیزه الهی راهی این سفر شدند تا به جنگ با دشمنان بپردازند، یعنی الهی گام برداشتن ایشان در این سفر بر همگان روشن است. دشمنان نیتشان این بود که بتوانند جبهه مقاومت را قطع کنند و حزب الله را از بین ببرند. پس از آن هم به سراغ کشور ما بیایند و جنگی تازه راه بیاندازند.

بنابراین سردار همدانی همه گونه و با تمام قوای خود اعام آمادگی کرد تا نگذارد آن دشمنان به هدف شوم خود برسند. در واقع ایشان با عملکرد خوبشان توانستند به نیروهای حاضر در سوریه روحیه بدهند و باعث شدند تا کسانی که توانایی کمتری داشتند تا در مقابل دشمن بایستند به عنوان نیروی بسیج تشکیل شوند و با تمام توان خود مقاومت، ایستادگی و قدرت نیروهای سوریه را چند برابر کنند و نگذارند داعش و دیگر گروه های تروریستی به هدفشان برسند.

حقیقتا تشکیل بسیج به نام دفاع از وطن بسیار اثر گذار بود و مانع رسیدن دشمن به هدف ناحقش ونامشروعش شد. همه این ها را می توان تا حدی زیادی از اثر حضور سردار همدانی و سیاست های شایسته و با درایت ایشان در سوریه دانست. درباره نقش سردار همدانی در سوریه هم باید گفت از روزی که ایشان در سوریه حضور پیدا کرد و مسئولیت هماهنگی ارتش و نیروهای مردمی را

برعهده گرفت، مواضع تروریست ها ناامن شد و قوای مقاومت توانستند به پیروزی های بزرگی دست یابند. یکی از اصلی ترین کارهای سردار همدانی بحث تشکیل ارتش نیروهای مردمی و دفاع وطنی بود که با هماهنگی سردارسلیمانی انجام شد و همین مسئله باعث شد که سوریه در مقابل داعش مقاومت کند و جبهه سوریه امروزبه مقتل تروریست ها تبدیل شود.

شما حرکت مدافعان حرم و حضور ایشان در سوریه و مقابله با دشمن را تا چه حد با دوران هشت سال دفاع مقدس و جنگ تحمیلی و دفاع سربازان ایرانی قابل قیاس می دانید؟

من فکر می کنم این دو حرکت هردو در یک راستا و یک جهت هستند. یعنی دشمنی که سیاست های آن توسط اسرائیل و آمریکا داده می شود عین همان جبهه و دوران هشت سال دفاع مقدس ماست. اگر ما به سراغ آنها نرویم و با آنان مقابله نکنیم، آنها به مرزهای ما ورود می کنند و از آن پس است که ما باید تلفات بیشتری بدهیم. در واقع من این مسئله را به طور مشخص در راستای هشت سال دفاع مقدس می دانم و معتقدم که باید از هیچ گونه تلاشی در این راستا کوتاه نیامد و مانع نفوذ بیشتر دشمن شد

عامل پیروزی نیروهای مقاومت در مقابل تروریستها بود


آگاهی مردم جامعه نسبت به این موضوع را تا چه حد می دانید ؟

به نظر من اگر مردم ما نسبت به ارج و قرب و اهمیت این مسئله آگاهی نداشتند ما شاهد حضور بالای آنان در تشییع پیکرهای مدافعان حرم نبودیم. بنابراین آگاهند و آگاهانه در این مسیر قدم برمی دارند. شهدا هم پیش از شهادت قطعا مسئله را به خوبی برای خانواده شان باز کردند و آنها هم از صمیم قلب این موضوع را پذیرفته اند. از دست دادن فردی برای آن خانواده و جامعه بسیار سخت و دردناک است اما این مسئله ای است که گریزی از آن نیست. در واقع ما اگر بتوانیم جلوی دشمن را در آن مکان بگیریمو سرکوبش کنیم قطعا و یقینا مانع ورود بیشتر آن ها و چندین برابر شهید دادن را خواهیم گرفت.

مردم به خوبی نسبت به این قضیه آگاهی دارند که ما باید توطئه دشمن را در همان سوریه خنثی کنیم. خوشبختانه این مسئله به قدری خوب جا افتاده است که ما دائما و به صورت مستمر شاهد نام نویسی افراد و اعلام آمادگی آنان برای اعزام هستیم. اما مسئله این است که ما نمی خواهیم این همه نیرو اعزام کنیم. ما فقط می خواهیم نقش یک نیروی کمک رسان را ایفا کنیم. در اصل مردم سوریه خودشان باید در برابر دشمن بایستند و قدر کار خودشان را بدانند و بتوانند دشمن را از پای در بیاورند تا با آگاهی کشورشان را نگه دارند و کمک های ما بتواند برایشان نقش قوت قلب داشته باشد و روحیه بیشتری را به آنان ببخشد.

برخی این جنگ های داخلی در سوریه و مناطق دیگر را جنگ نیابتی می دانند . شما چه نگاهی دارید و چگونه فکر می کنید؟

استکبار جهانی در سال 2001 هنگامی که القاعده ساختمان دوقلو در نیویورک را با هواپیما منهدم کرد، هیچ تیمی را به منظور تحقیقات و مشخص کردن دلیل اصلی حادثه تشکیل نداد که این خود دلیلی روشن بر دروغ بودن و ساختگی بودن آن اتفاق است. بوش رئیس جمهوری آمریکا هم زمانی گفته بود که تصمیم دارد به 22 کشور حمله کند.

اول افغانستان را نشانه گرفت و بعد عراق که خوشبختانه جوانان عراقی کاری کردند و بلایی بر سر سربازان آمریکایی آوردند که آنها مجبور شوند از منطقه فرار کنند. پس ازآن، آنها به این فکر افتادند که جنگ نیابتی راه بیاندازند و می خواستند این جنگ را به صورت مذهب علیه مذهب راه بیاندازند که خوشبختانه توطئه آنها خنثی شد.

از طرف دیگر هم جنایت هایی که این ها با کمک داعش و به انحای مختلف انجام می دادند آنطور که باید صورت نگرفت و به هیچ وجه مورد قبول مردم واقع نشد. آنها برای خودشان هدفی طراحی کردند تا بتوانند بر کل خاورمیانه مسلط شوند و کشورهای در جبهه مقاومت را از بین ببرند و اینکه نتوانستند این خواسته خود را تحقق بخشند می تواند مشتی محکم بر پیکره آمریکا باشد و بدانند که هرگز نخواهند توانست کاری از پیش ببرند و همچنین این موضوع می تواند درسی برای کشورهای منطقه باشد.__

منبع: ماهنامه شاهد یاران، شماره 125 - 126

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار