سه‌شنبه, ۰۶ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۵۹
از جمله روحانیون در زمره یاران امام(ره)، معلم شهید حجت الاسلام سید عبدالکریم هاشمی نژاد است. او با فعاليت هاي انقلابي خود در قبل از انقلاب نقش مهمي در شكل گيري انقلاب داشت.

مرد خطابه های آتشین

 ماه مبارك رمضان و ماه محرم و ايام سرور ديني، بهانه هاي مناسبي براي جامعه روحانيت بود تا با توزيع شدن در مساجد شهرها و روستاهاي دور افتاده به تبليغ اسلام و افشاگري بر عليه ظلم حاكم بپردازند.
از جمله اين روحانيون كه در زمره ياران امام(ره) بود معلم شهيد حجت الاسلام سيدعبدالكريم هاشمي نژاد است، او با فعاليت هاي انقلابي خود در قبل از انقلاب نقش مهمي در شكل گيري انقلاب داشت.
شهيد هاشمي نژاد از سال 40 با رفتن به مشهد در آنجا رحل اقامت انداخت و با برپايي مجالس تبليغ و وعظ به آگاهي و بيداري مردم همت گماشت. پس از جريان 15 خرداد 1342 به سفرهاي تبليغي محرم و صفر و رمضان به شهرهاي نيشابور- شهرري، چالوس و... مي رفت و با طرح مسائل جديد به سؤالات و مشكلات علمي و اجتماعي مردم پاسخ مي گفت و اذهان آنها را نسبت به حكومت جابر زمان روشني مي بخشيد. در اين سفرها مزدوران ساواك سايه به سايه او را تعقيب مي كردند و در واقع بخش مهمي از پرونده شهيد هاشمي نژاد را در ساواك، اسناد سفرهاي تبليغي فرهنگي- سياسي او تشكيل مي دهد. او پس از دستگيري در بازجويي مي گويد: �... اما علت بازداشت ممكن است به علت قسمتي از انتقادات قانوني بوده كه اينجانب در سخنراني هاي خود نسبت به قسمتي از اوضاع فعلي داشته ام و اگر واقعاً علت بازداشت همان است كه تشخيص داده ام، بسيار جاي تأسف است!�(1)
�نقل كرده اند كه پس از وقوع حادثه مسجد فيل در مشهد راديو بي بي سي چنين تعبير مي كند كه شيربچه اي در مشهد حادثه مسجد فيل را كه از نادر حوادث مشهد مي باشد به وجود آورده است.�(2)
حادثه مسجد فيل از اين قرار بود كه شهيد هاشمي نژاد برعليه حكومت و كارهاي غلط آن سخنراني مي كند. شب دوم سخنراني مأموران شهرباني قصد دستگيري او را مي كنند. مردم تصميم مي گيرند كه او را فراري دهند اما او از فرار كردن خودداري مي كند و هنگام دستگيري اش مردم با مأموران درگير شده و دو نفر از مردم كشته مي شوند.
وي همچنين پس از مدتي در مشهد به دور از چشم مأموران به همراه حضرت آيت الله خامنه اي و آقاي واعظ طبسي اتاقي اجاره نموده و با صدور اعلاميه هاي مختلف مردم را به اعتصاب و راهپيمايي تشويق مي كردند. اين بود كه ساواك بار ديگر او را دستگير كرد.
سيد شهيد به دنبال پيروزي انقلاب اسلامي به مبارزه عليه انجمن حجتيه و ليبرال ها پرداخت چرا كه او معتقد بود بزرگترين انقلاب، انقلاب فرهنگي است يعني درهم ريختن فرهنگي كه غرب بر ما تحميل نموده وي همچنين سند اصالت انقلاب را خشم نسبت به سوسيال امپرياليسم و سرمايه داري بين المللي و آمريكا مي دانست.(3)
�خطابه هاي افشاگرانه وي در وانفساي سياهي و استبداد و خفقان شاهنشاهي چنان بود كه رژيم پهلوي در قبال سخنراني هاي او كه همچون زبان مالك اشتر برنده و كوبنده بود تاب مقاومت نياورد و با يورش وحشيانه در سال 1350 به يكي از مساجد شيراز وي را دستگير و روانه زندان كرد و از اين به بعد ممنوع المنبر شد.(4)
در يكي از گزارش هاي ساواك كه در پي مي آيد ميزان شجاعت و صراحت شهيد هاشمي نژاد آشكار است.


گزارش اطلاعات داخلي
از ساعت 30/20 الي 30/21 ليله 10/3/42 آقاي هاشمي نژاد واعظ در مسجد مروي با وجودي كه قبلا به وي و باني مجلس آقاي ناظم زاده (رئيس صنف خياط) تذكرات لازم داده شده بود معهذا نسبت به دولت حمله نموده و اظهار داشت ما امنيت نداريم. نسبت به كار يهودي ها و بهائي ها رسيدگي مي شود ولي راجع به مدرسه فيضيه قم رسيدگي نمي كنند. مأموران دولت عده اي از طلاب را كشته و مضروب كرده اند ولي دستگاه دادگستري مي گويد ما آنها را نمي شناسيم درست است زيرا مأمور خودشان هستند. چرا دولت نمي رود تا دولت ديگر كه به درد مردم برسد جاي او را بگيرد دستگاه ظالم يزيد هم زياد خودمختاري كرد ولي يك روز سرنگون شد چرا تيشه به ريشه اسلام مي زنيد؟ چرا مجله مذهبي قم را سانسور و تعطيل نموده ايد ما روحانيون از هيچ چيز نمي ترسيم و حاضريم در اين راه جان خود را فدا كنيم.
گيرندگان: رياست ساواك تهران جهت اطلاع 10183(5)
شهيد هاشمي نژاد در خطابه هاي خود مسائل تربيتي را به وضوح با مردم در ميان مي گذاشته و از آنها مي خواسته است كه مراقب جوانان خود باشند. وي راهنماي جوانان جامعه از انقلاب بوده است. دريكي از اسناد ساواك آمده است.


به 312 تاريخ 6/8/51
از 20هـ12 شماره 15567/20هـ12
موضوع سيدعبدالكريم هاشمي نژاد
نامبرده بالا حدود ساعت 13 روز 25/7/51 در مسجد صادقيه به منبر رفت و درباره وظيفه نسل جوان صحبت كرد و گفت جوانان ما بايد راهي را كه مردم آزاديخواه مي رفتند بروند. چند شب پيش كتاب مرحوم گاندي را مطالعه مي كردم او گفته است علت موفقيت من در كوتاه كردن دست استعمار اين بود كه از حضرت امام حسين(ع) سرمشق گرفتم و در نتيجه پيروز شدم او كه يكنفر هندو بود معني آزادي را درك كرد، اي پدر و مادرها شما در تربيت فرزندانتان مسئوليت فوق العاده اي داريد و در پايان ذكر مصيبت نمود و در ساعت 14 به گفتار خود خاتمه داد.

5و4-1-ياران امام به روايت اسناد ساواك
2- فريادگر شهادت سيداحمد هاشمي نژاد
3- 8/7/61 ، روزنامه كيهان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده