یادمان سردار شهید محمد صنیع خانی/
يکشنبه, ۱۴ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۵۳
نخستين بار سال 1361 در پادگان 15خرداد با ايشان آشنا شدم. من در ترابري اهواز مسئول كنترل اتوبوس ها بودم و زماني كه شهيد صنيع خاني به سمت فرماندهي ترابري سپاه منصوب شدند. من امور مالي ترابري سپاه را به عهده گرفتم.
در کلام یاران (6)؛ دلتنگ دوست ديرينم شدم


نوید شاهد: اصغر رجيئي ،همرزم شهيد صنيع خاني :


 
«سيدمحمد كم حرف و عملگرا بود. در طول مديريتش در فرماندهي ترابري سپاه،وقتي به مشكلي برمي خورديم،از او كمك مي گرفتيم.او هم هميشه با ملايمت رفتار مي كرد و در هنگام بروز مشكلات از هيچ كمكي دريغ نمي كرد».

اصغر رجيئي در مورد زمينه آشنايي اش با شهيد صنيع خاني مي گويد:
«نخستين بار سال 1361 در پادگان 15خرداد با ايشان آشنا شدم. من در ترابري اهواز مسئول كنترل اتوبوس ها بودم و زماني كه شهيد صنيع خاني به سمت فرماندهي ترابري سپاه منصوب شدند. من امور مالي ترابري سپاه را به عهده گرفتم.»
وي در ادامه در مورد فرماندهي شهيد صنيع خاني مي گويد:
«مديريت و فرماندهي سيد محمد در همه جا زبانزد بود.او تعامل خوبي با قسمت هاي مختلف سپاه و پليس راه هاي كشور برقرار مي كرد.او با وزير راه وقت هم ارتباط خوبي داشت و همين تعامل ها باعث مي شد كه ترابري سپاه بتواند با انسجام بيشتري فعاليت كند.در زمان جنگ،اگر اين تعامل ها برقرار نمي شد،ما نمي توانستيم امكانات و تجهيزات مورد نياز جبهه را به موقع به رزمنده ها برسانيم.»

وي مي گويد:
«كار من به گونه اي بود كه بايد در پادگان 15خرداد مي ماندم و به امور مالي رسيدگي مي كردم.مثلا اگر به ماشيني خسارت وارد مي شد،مسئول پرداخت خسارت وارده به عهده من بود.معاونت امور مالي نقش حساسي در ترابري سپاه داشت كه سيد محمد بنا به اعتمادي كه به من داشت،اين كار را بر عهده من گذاشته بود.با توجه به علاقه خاصي كه به او داشتم،هميشه سعي مي كردم كارهايم را دقيق انجام دهم.»

همرزم شهيد صنيع خاني در ادامه مي گويد:
«سيد محمد گاهي با مشكلات مقابله مي كرد و مديريت مثال زدني داشت و به همين دليل ترابري سپاه در طول دوران دفاع مقدس توانست خدمات زيادي را براي پاسداري از انقلاب انجام دهد.سيد محمد بارها به دليل فعاليت هايش از مسئولين مختلف لوح سپاس دريافت كند.»

رجيئي اضافه مي كند:

« انسان كم حرفي بود و عمل گرا بود. در طول دوران فرماندهي اش در ترابري سپاه،وقتي به مشكلي برمي خورديم،از او كمك مي گرفتيم.او هم هميشه با نرمي رفتار مي كرد و در هنگام بروز مشكلات،دست كمك به سويمان دراز مي كرد.»

وي خاطره رحلت امام خميني ره را يادآور مي شود و مي گويد:

«شب بود كه خبر  فوت امام (ره) را به ما دادند. همه متاثر شده بوديم و عزادار شديم.
شهيد صنيع خاني به ما دستور داد تا قبل از اينكه همه مردم مطلع شوند،اتوبوس، تريلي آمبولانس و... را دور تا دور حرم امام (ره) ببريم.من مسئول آمبولانس ها بودم تا در موقع بحراني،به حال عزاداران رسيدگي كنيم.»

وي ادامه مي دهد:
« سيد محمد گاهي به همراه همكارانش به گردش مي رفت.هميشه مي گفت در كنار كار،بايد تفريح هم باشد.او با محبتش همه ما را شيفته خودش كرده بود.به طوري كه هميشه از بودن در كنارش لذت مي برديم.»

همرزم شهيد صنيع خاني در پايان مي گويد:
« در دوره سخت بيماري گاهي به ملاقاتش مي رفتيم و خاطرات جبهه را مرور مي كرديم.
حالا كه سالها از شهادتش مي گذرد، همچنان دلتنگ صحبتها و خنده هاي روحيه بخشش هستم.
او با كارهاي خوبش همه ما را شيفته خود كرد و اميدوارم شفاعت كننده ما نزد خدا باشد.»

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده