یادمان سردار شهید محمد صنیع خانی/
يکشنبه, ۱۴ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۴۰
« قبل از انقلاب،در نازي آباد زندگي مي كردم و با خانواده متدين سيد محمد آشنا بودم. او اعتقاد قلبي خاصي به امام خميني (ره) داشت.به همين دليل در جلسات سياسي انصارالحسين (ع) تهران شركت مي كرد و از اين طريق با مسائل سياسي روز با خبر مي شد و شوق بيشتري براي انقلاب نشان مي داد. سيد محمد به دليل مبارزات انقلابي، يك بار به دست ماموران ساواك دستگير شد.»

نوید شاهد: غلامعلي كدخدايي،دوست شهيد صنيع خاني:


سيد محمد، مردمي بود و دوستداران زيادي داشت.زماني كه در بيمارستان ساسان بستري بود، آنها به ملاقاتش مي رفتند. يكي از مسئولين بيمارستاني مي گفت: هر روز شاهد ملاقات قشرهاي مختلف از رده هاي بالاي نظام و مردم عادي و جنوب شهري به ايشان است

«غلامعلي كدخدايي» سال 46 در هيئت مذهبي وليعصر(عج) نازي آباد با سيد محمد آشنا شد.

خودش در اين باره مي گويد:

« قبل از انقلاب،در نازي آباد زندگي مي كردم و با خانواده متدين سيد محمد آشنا بودم. او اعتقاد قلبي خاصي به امام خميني (ره) داشت.به همين دليل در جلسات سياسي انصارالحسين (ع) تهران شركت مي كرد و از اين طريق با مسائل سياسي روز با خبر مي شد و شوق بيشتري براي انقلاب نشان مي داد.

سيد محمد به دليل مبارزات انقلابي، يك بار به دست ماموران ساواك دستگير شد.»

«غلامعلي كدخدايي» در مورد يكي از خصوصيات اخلاقي شهيد صنيع خاني مي گويد:

«با همه با خوشرويي رفتار مي كرد و مردم دار بود. اگر كسي برايش قدم نيكي برمي داشت، اين كارش را جبران مي كرد. بعد از انقلاب،يكي از برادرانم به رحمت خدا رفت.سيد محمد در مشهد بود كه وقتي اين خبر را شنيد، تلفني از همكارانش خواست تا پارچه نوشته اي در جلوي در خانه مان نصب كنند.او به اين چيزها اهميت زيادي مي داد.

وي ادامه مي دهد:

« من دنبال كارهاي برگزاري مراسم ختم برادرم بودم كه يك ميوه فروش، چند جعبه ميوه به خانه مان آورد و به من داد.اولش خيال كردم كه اين ميوه ها را يكي از برادرانم خريده است. در روز هفتم ختم،دوباره اين ميوه فروش چند جعبه ميوه آورد و گفت كه هزينه اش پرداخت شده است. چند هفته بعد، فهميديم كه اين كار سيد محمد بوده است.

او بي آنكه به ما بگويد،هزينه آن را پرداخت كرده بود.او دوست نداشت كارهاي نيكش را آشكارا انجام دهد.»

دوست شهيد صنيع خاني به دوران بستري شدن سيد محمد در لندن اشاره مي كند و مي گويد:

وقتي در لندن بستري بود، نام كساني كه به او تلفن مي زدند را يادداشت مي كرد و به تعداد دفعات تلفن هر يك از دوستانش،جلوي اسمشان علامت مي زد.در اين مدت،من چند بار با او تماس گرفتم و با هم صحبت كرديم.(اين دفتر را برادرش سيد علي به من نشان داده بود).

او هميشه لبخند به لب داشت و با صميميت خاصي صحبت مي كرد.

او از مردم دوستي شهيد صنيع خاني هم برايمان مي گويد:

سيد محمد، مردمي بود. دوستداران زيادي داشت.زماني كه در بيمارستان ساسان بستري شده بود،آنها به ملاقاتش مي رفتند. يكي از مسئولين بيمارستان مي گفت: هر روز شاهد ملاقات قشرهاي مختلف مردم از نظير رده هاي بالاي نظام و مردم عادي و جنوب شهري است

غلامعلي كدخدايي در پايان مي گويد:

«سيد محمد انساني آزاده، مردمي و مردم دوست بود و به واسطه همين خصوصيات احترام زيادي در بين مردم داشت.او در طول دوران زندگش اش تلاش كرد تا براي حفظ انقلاب كار كند .او هرگز دست از اعتقاداتش برنداشت و فرمانده اي از جنس مردم بود. اميدوارم با الگو قرار دادن چنين انسان بزرگي در ميان نسل هاي جوان بتوانيم راهش را ادامه دهيم.»

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده