یادمان شهید محمد صنیع خانی /
يکشنبه, ۱۴ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۳۵
سيد علي صنيع خاني مي گويد: خدمت صادقانه و تلاش مجاهدانه شهيد صنيع خاني رمز نزديكي او به قلب پرمهر و عطوفت امام (ره) بود. او خادم آستان مقدس حضرت امام(ره) بود و به اين نيز افتخار ميكرد.
در کلام یاران (3)؛ سيد محمد خادم صديق آستان مقدس حضرت امام(ره) بود

نوید شاهد: برادر شهيد صنيع خاني:


سيد علي صنيع خاني مي گويد: خدمت صادقانه و تلاش مجاهدانه شهيد صنيع خاني رمز نزديكي او به قلب پرمهر و عطوفت امام (ره) بود. او خادم آستان مقدس حضرت امام(ره) بود و به اين نيز افتخار ميكرد.

برادر شهداي صنيع خاني، ضمن برشمردن برخي از خصوصيات اخلاقي سردار شهيد سيد محمد صنيع خاني مي گويد:
خدمت در راه امام (ره) و حركت در مسير تحقق آرمانهاي رهبر كبير انقلاب اسلامي،  ملاك قرب و نزديكي به امام (ره) و دوستي او بود.  از اين جهت هر كدام از سربازان جان بر كف او كه توفيق خدمات بيشتري مي داشت؛ خاطر ارجمند رهبر و بنيانگذار انقلاب اسلامي به او معطوف مي شد و مورد مهر و علاقه قلبي امام واقع مي گشت كه  سيد محمد صنيع خاني اينچنين بود.

وي مي افزايد: «شهيدصنيعخاني» در بسياري از زمينهها فعاليت چشمگيري داشت؛ عليالخصوص در راهاندازي كميتههاي انقلاب اسلامي و همچنين در مقابله با عوامل فساد و مبارزه با سوداگران مرگ، كه حضرت امام خميني(ره) روزي فرموده بودند: «به نحوي از ايشان قدرداني نمائيد» و اين شهيد بزرگوار به خاطر تلاش و كوشش وصفناپذيري كه داشت، در مراتب مختلف مسئوليتهايش تشويقهاي متعددي دريافت كرد.
صنيع خاني ضمن اشاره به خدمات شايسته برادرشهيدش در ترابري سپاه مي گويد:
سيد محمد را به حق مي توان بنيانگذار ترابري سنگين سپاه ناميد. او در زمان جنگ مسئول انتقال رزمندگان اسلام به خطوط جبههها بود.
اعزام شكوهمند سپاهيان حضرت محمد(ص) در آن زمان، به مسئوليت صنيعخاني صورت گرفت.
سيد محمد و همرزمانش در شلمچه در يك شب 2 هزار وسيله سنگين را به خطوط مقدم جبهه رساندند. مي توان گفت كه؛  ترابري سپاه با وجود او يك ستاد عملياتي بود كه در تمامي اوقات شبانهروزي آماده ارائه خدمات به جبهه و پشت جبهه بود.
بعد از جنگ نيز خدماتش  در همه جا نمود داشت. ايشان در كمك به دولت و در مساعدت به مردم حضوري موثر و تعيينكننده داشت.
شهيد صنيع خاني در واقعه سيل سيستان و بلوچستان سيلبندي كه براي جلوگيري از نفوذ سيلاب ساخته شد و كمك خوبي به مردم آسيب ديده بود كه  حاصل زحمات اين سردار افتخارآفرين بود.

سيد علي ادامه مي دهد:
 اين فرزند پاك، بيادعا و سرباز نظام مقدس اسلامي، در زلزله رودبار و منجيل از زمره نخستين كساني بود كه وارد منطقه شد و با ورود به منطقه بحراني، با تمامي توان و نيروهايش كار امدادرساني به مردم مصيبتزده را آغاز كرد و با تمام نيرو و امكانات خويش ماند، تا سرپناهي براي مردم آسيبديده بسازد و بحق كه از اين امتحان بزرگ نيز موفق و سربلند بيرون آمد.
برادر شهيد در پايان خاطر نشان مي كند:سيدمحمد نقش اساسي در ساخت حسينيه امام خميني(ره) داشت.
علاوه بر اين، او خادم آستان مقدس حضرت امام(ره) بود و به اين نيز افتخار ميكرد. در ساخت و ساز حرم مطهر امام(ره) با جديت و دلسوزي تمام كار ميكرد و يكي از رسالتهاي مهم خويش را انجام اين وظيفه ميدانست.
شهيد صنيع خاني در ايام سالگرد ارتحال حضرت امام (ره) با تمام وجود، در حرم به كمكرساني و خدمت به زوار ايشان مشغول بود و حجتالاسلام سيدحسن خميني درباره او فرمودند: «به راحتي و بيدغدغه خاطر ميگويم كه ايشان از صحابه امام بود».


خصوصیات ویژه اخلاقی سید محمد به روایت برادر شهید:
- ارادت نسبت به حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری(دام عزه):
 از صفاتی که سید محمد را از دیگران متمایز نموده و برجسته می ساخت عمق ارادت او به حضرت امام و مقام معظم رهبری بود. خدمت صادقانه و بی ریای او در طول حیات حضرت امام و اقداماتی که در زمان رحلت حضرت امام به انجام رسانید.
 از آماده سازی محل خاکسپاری و امکانات مورد نیاز برای  مراسم تشییع و پذیرایی از جمعیت انبوه عزاداران و آماده سازی محل استقرار پیکر مطهر امام در مصلی برای روز وداع و آماده سازی مرقد شریف برای روز هفتم و چهلم و سالگرد  ایشان و ساخت حرم مطهر و پذیرائی از زائرین و دایر نمودن ایستگاه های صلواتی و ایفای نقش اساسی در ستاد اجرائی سالگرد های حضرت امام که زبانزد خاص و عام است.

 در این مورد به دوجمله از مرحوم حجت السلام حاج سید احمد آقا و حاج سید حسن آقا خمینی اکتفا می شود که یادگار امام فرمودند : دعا می کنم که تو بیایی و حرم مطهر امام را تکمیل نمایی....
 و حاج سید حسن آقا هم فرمودند: خیلی ها ادعا دارند که یار و  پیرو  امام هستند ولیکن سید محمد کسی بود که انسان با اطمینان می تواند بگوید که؛ «او صحابی واقعی امام بود».

و درباره عشق و ارداتش به مقام معظم رهبری(دام عزه)  گفتنی است که؛  
سید محمد حسینیه امام خمینی را در کمتر از سه ماه برای دیدارهای معظم له ساخت و
و  خودروهای ویژه ای برای ایشان جهت استفاده از سفرهای استانی تهیه نمود.

دو ماجرای ذیل نشان از ارادت و اعتقاد تام و تمام سید نسبت به رهبر انقلاب اسلامی دارد:
- زمانی که آیت الله گلپایگانی رحلت فرمودند، حضرت آقا در مراسم تشییع پیکرشان شرکت نمودند.  در این مراسم ایشان در عقب یک وانت ایستاده بودند و جنازه را تشییع می کردند.
ما شاهد آن صحنه بودیم، سید محمد برافروخته شد و  فوراً اعتراض خود را به مسئولین حفاظت آقا  اعلام کرد و گفت: چرا آقا را برای مراسم تشییع روی وانت سوار کردید؟!  و  پاسخشان این بود که در مقابل تصمیم ناگهانی اتخاذ شده، قرار گرفتیم.
 پس از آن در زمان درگذشت آیت الله العظمی اراکی از دفتر آقا به سید محمد تماس گرفتند و گفتند که  آقا مصمم به شرکت در مراسم هستند و هر کاری می خواهید انجام دهید.
 سید محمد به فکر  خودروی «علی کیا» می افتد که مناسب این برنامه است .
سید با او تماس می گیرد  و می گوید: فورا برف پاک کن ماشینت را باز کن و در فلان جا منتظر باش، کسی از طرف من می آید، ماشین را به او تحویل بده.
مسئولین حفاظت بیت معظم له خودرو را تحویل می گیرند. وقتی خودرو در صف تشییع کنندگان قرار می گیرد سقف اتومبیل در سمت عقب اطاق کنار می رود و آقا بلند می شوند و مسیری را در مراسم تشییع حضور می یابند.
 پس از آن رو به همراهان نموده و می پرسند این ماشین از کجا پیدا شده که می گویند: خودرو را سید محمد تهیه کرده است در اینجا آقا می فرمایند:
«همه زحمت ما را باید آقای صنیع خانی بکشند».
در زمان شدت بیماری در مراسم شامی که در محضر آقا برگزار شده بود سید محمد در کنار حضرتشان نشسته بودند . پس از صرف غذا قاشقی را که حضرت آقا با آن غذایشان را میل فرمودند می گیرد و تا آخر عمر  آن را نگهداشته  و با آن  قاشق غذا می خورد.
- خدمتگزاری به مردم بخصوص محرومین:
یکی از ویژگی های سید محمد کمک و خدمتگزاری به مردم بود . موارد زیادی از خدمات و کمکهای مخفی ایشان پس از شهادتشان توسط افراد مختلف بیان شد
 در مراسم درگذشت بستگان، اقوام و دوستان یکی از موثرتزین افرادی که در برگزاری مراسمات  ختم مساعدت و گره گشایی می کرد؛ سید محمد بود .
در این مورد به دو خاطره اکتفا می گردد؛ حاج محسن رفیق دوست تعریف می کرد:
یک روز سید محمد به دفترم آمد و گفت: حاجی نود هزار تومان بده، برای چند مورد نیاز دارم.
چکی به مبلغ یکصدو بیست هزار تومان به او دادم از آنجایی که می دانستم  خودش هم تحت فشار است.گفتم نود تومان برای مواردی که در ذهن داری و سی هزار تومان هم برای خودت .
سید محمد سرش را بالا کرد و گفت حاجی ما را گرفتی ؟!
چک را گرفت و خداحافظی کرد و رفت . چند روز بعد  آمد و گفت: سی هزار تومان دیگر بده، حسابت شده یکصد و پنجاه هزار تومان و صورت حساب را به من  داد، هرچند من نیازی به آن نداشتم و هیچگاه از او صورت پرداختها را نمی خواستم.
برای گره گشایی از  مشکلات مردم و همچنین همکارانش یکی از  کسانی  که بواسطه سید محمد در کارهای خیر شرکت می کرد حاج محسن رفیق دوست بود.
خاطره دوم اینکه؛ وقتی پیکر شهید سید مهدی اکرمی فرزند حجت السلام و المسلمین اکرمی را که از بستگان می باشند پس از چند سال مفقودیت آوردند، سید محمد برای ادامه درمان در انگلستان بود مادر شهید این جمله را بر زبان آورد که اگر سید محمد حضور داشت همه کارها به خوبی به انجام می رسید و ما هیچ نگرانی نداشتیم .
 البته مراسم آن شهید به خوبی به انجام رسید  اما موثر بودن سید محمد و ایفای نقش کردن او برای همه زبانزد شده بود.
در همین زمینه یکی از همکاران شهید صنیع خانی نقل می کرد:
در یکی از ماموریت ها در خدمت سید محمد و چند نفر از همکارانش بودیم. در حال حرکت در اتوبان، ایشان دستور داد که خودرو متوقف شود.من که در حال رانندگی بودم، بلا فاصله  ایستادم و پرسیدم برای چه؟ فرمود: بروید پایین و به آن خانمی که اتومبیلش پارک شده و تایرش پنچر شده کمک کنید.
رفتیم و این کار را انجام دادیم و برگشتیم در راه به ما فرمود:
«این کار را کوچک به حساب نیاورید.این خانم و رهگذرانی که صحنه را دیدند هیچگاه  این خدمت شما را فراموش نخواهد کرد. آنها از یادشان نمی رود که مسئولینی از سپاه پاسداران را در حال کمک کردن به خانمی با حجابی اینگونه ( با مانتو و روسری) دیده اند.»
گفتنی است در آن زمان خودروی « لندکروز» فقط در اختیار فرماندهان و مسئولین سپاه برای ماموریت های مهم قرار داشت.

عزت نفس :
عزت نفس یکی ار صفات بارز سید محمد بود.
او در برهه ای وضع نابسامانی داشت و حقوق ناچیز سپاه و اجاره مسکن و هزینه های زندگی او را به شدت در تنگنا قرار داده بود .
هیچ کس بخاطر ندارد که سید محمد چیزی از او برای خودش خواسته باشد . این در حالی است که امکانات زیادی در دست داشت و اختیاری هم برای تصرف در آنها داشت.

 به نظر می رسد بیان چند مورد بتواند گوشه ای هرچند  کم و ناچیز از عزت نفس او را به نمایش بگذارد .
« محمد ساربان نژاد » می گفت: در روزهای اولی که هنوز برنامه درمانی سید محمد مشخص نشده بود، روزی در لندن به اتفاق چند نفر از دوستانی که در لندن ساکن هستند به خاطراتی که در دوران انقلاب و دفاع مقدس شاهد آن بوده  و مشکلاتی را که تحمل کردیم پرداخته شد و هر کس مطلبی را بیان داشت .
سید محمد به حرف آمد و خاطره ای را گفت: که همه به عظمت سید محمد پی بردند .
سید محمد گفت:پس از مدتی که در  مناطق عملیاتی جنوب به سر می بردیم عازم تهران شدیم. حوالی مغرب به دوراهی بروجرد رسیدیم. دوستانم به من گفتند: حاجی برویم بروجرد شام کباب بخوریم و نماز بخوانیم و برویم.
 گفتم اگر شما می خواهید غذا بخورید ، بخورید من می روم تهران با بچه هایم غذا می خورم (علاقه زیادی به خانواده اش داشت)
 گفتند: پس ما هم همین کار را می کنیم .
 نماز خواندیم و به راه افتادیم حدود ساعت 11 بود که به تهران رسیدیم.
 رفتم منزل پس از حال و احوال پرسی و از تن درآوردن لباس های خاکی جبهه و شستن سر و صورت درخواست کردم غذا بیاورند همسرم گفت غذا نداریم گفتم نان و پنیری بیاور. گفت: نداریم. گفتم نان خشکی بیاور گفت آنرا هم نیز نداریم .آن شب گرسنه خوابیدم . او در حالی گرسنه می خوابید که زمینه برای بهرمندی از وضع بهتری برایش از حلال مهیا بود .
گفتم که حاج محسن سی هزار تومان پول برای خود سید می دهد و او می گیرد و صرف محرومان می کند

در زمانی که سید محمد در لندن به سر می برد کلید گاوصندوق شخصی اش دست من بود در داخل صندوق دویست دلار بود که یک نامه ای به آن الصاق شده بود . نامه را برای آقای دکتر احمد پور که در آن زمان فرمانده تدارکات سپاه و مسئول سید محمد بود نوشته بود که سید محمد حالا که می خواهی بروی با این سیصد دلار برای خانواده ات سوغاتی بخر و نوشته بود مدیون هستی این کار را نکنی و بر این نامه ، نامه دیگری الصاق شده بود که یکصد دلار را از این مبلغ به جانبازی در مکه برای خرید سوغاتی هدیه کردم .

و در این صندوق دفتر یادداشت روزانه ای بود . در یکی از صفحات صورت حساب یکی از وجوه دریافتی از بابت حق العمل فروش خودرو های مازاد حرم مطهر حضرت امام به سید محمد درج شده بود  مبلغ دریافتی حدود هفتصد هزار تومان که در لندن بدهکاری ثبت کرده بود و پرداخت های به افراد مختلف و تهیه جهیزیه ، مداوا و معالجه و سایر کمک ها به افراد مختلف در ستون بستانکاری و حتی  یک ریال از خودش متصرف نشده بود .


* خدمت مخلصانه :

همه آثار ماندگاری که در خدمت مردم عزیزمان می باشد . با نقش موثر این شهید بزرگوار ایجاد گردیده . حاکی از خلوص واقعی آن شهید است  فقط به یک خاطره اکتفا می گردد . در ایامی که در لندن به سر می برد و مراحل  شیمی درمانی پس از پیوند مغز و استخوان را پشت سر می گذاشت . یکی از شب ها در اثر اقدامات صورت گرفته برای درمان به شدت در زحمت بود و پدر می گفت بسیار بی تاب شده است  به او گفتم تحمل کن انشاالله سلامتی خود را پیدا می کنی بر می گردی به ایران .  به من گفت : داداش من هیچ نگران رفتن نیستم من در طول انقلاب هر چه از دستم بر آمد انجام دادم و هیچ چیزی را برای خودم نخواستم واقعاً هم همین گونه بود که خود بر زبان آورد .

* جبران زحمات دیگران

یکی از اصول انسانیت آن است که انسان خوبی های دیگران را به وجه بهتری جبران نماید و سید محمد این  امر را در برنامه زندگی اجتماعی اش ملحوظ می نمود .
برای مثال : در سفری که برای برگرداندن شهید از لندن به انگلستان رفته بودم ( دکتر ها ناامید از درمان شده بودند ) دفتر یادداشتی را به من داد در این دفترچه اسامی کلیه افرادی که به ملاقاتش در بیمارستان رفته بودند یا از ایران یا از لندن یا سایر کشورها  با او تماس گرفته بودند با قید تعداد تماس ها ثبت شده بود و نکته مهم این است حتی در آن زمان ها که دستش به لرزه افتاده بود هم خط ها را کشیده بود که اثر لرزش روی خط ها مشخص می باشد و اینکار قطعاً برای جبران محبت  دوستان و آشنایانش بوده است . که صد البته افراد انتظاری از این بابت نداشته اند . نکته قابل ذکر اسامی افرادی از جناحهای مختلف سیاسی در این لیست به چشم می خورد . که حاکی از کردار و رفتار و برخوردهای والای آن شهید با افراد مختلف می باشد .

* مدیریت عالی اسلامی و انسانی شهید :

در رابطه با فرمانده های بالا دستی به گونه ای عمل کرده بود که اعتماد کامل آنها را جلب نموده بود که این خود و سیله ای شده بود برای ورود به عرصه های مختلف خدمتگزاری که باب مستقلی را طلب می کند . برای  شاهد مثال به یک خاطره بسنده می شود .
در روزهای پایانی عمرش در بیمارستان  ساسان آقای سردار آبرومند  به عیادتش آمده بود . سید محمد به ایشان گفت : سردار مرا حلال کنید و بلا فاصله این جمله را آورد که من هیچ کاری را خلاف نظر شما انجام نداده ام .

اما بخش مهم کاری او بر می گردد به نحوه ی مدیریت سید  محمد با کسانی که با او کار می کردند یکی از اصول مدیریت آن است که  فرمانده در جایگاه رهبری قرار گیرد یعنی با دلهای همکارانش کار کند .  و سید در این جهت موفق شده بود و فرماندهی اش را  تبدیل به رهبری کرده بود .
 حاج محمد محمودی که مدتها جانشین سید محمد بود در مصاحبه ای این جمله را بر زبان آورد که سید محمد یک نفر نبود بلکه چهار صد نفر بود . (تعداد کارکنان ترابرای سنگین سپاه ) . یعنی هر تصمیمی سید محمد می گرفت و هر قول و وعده ای می داد قول و وعده همه کارکنان ترابری سنگین بود .
و این یعنی تبدیل شدن فرماندهی به رهبری ناشی از اموری می شود که سید محمد پایبند به آن بود و آنها عبارتند از : 1- در تحمل سختی ها خود را پیشقدم نمودن : سید محمد بنا به شهادت همکارانش و همه آنهایی که شاهد بودند از همه همکارانش بیشتر زحمت می کشید و فعالیت داشت . و در مواقعی که خطرات جانی محتمل بود او جلودار بود و در بحران ها از همه کمتر استراحت می کرد تا کارها به انجام برسد دوستانش گفتنی های زیادی در این باره در دل و خاطر دارند .

2- پیش قدم نشدن در بهره گیری از امکانات : واقعاً سید محمد همکارانش را در برخورداری از تسهیلات بر خود مقدم می داشت و این در زندگی کاری او درخشش ویژه ای داشت و هر چه می خواست برای همکارانش بود .

3- وظیفه مند بودن در رفع حوائج کارکنان :  سید محمد برای رفع نیازمندیهای کارکنان تحت پوشش از هیچ کوششی فروگزار نمی کرد و بخصوص اگر مصیبتی به آنها وارد می شد واقعاً خود را وظیفه مند می دانست که باید نقشی ایفا نموده و اقداماتی را به عمل آورد . و در تهیه مسکن آنها بسیار فعال شده بود . و خیلی از آنها را صاحب خانه کرد اینکار علاوه بر ساخت مجموعه خانه های سازمانی بود . ولی یکی از مواردی که باید در اینجا به عنوان شاهد بیان داشت اقدام زیر است که برای همه عبرت آموز است .
پس از شهادت سید محمد روزی « حسن لطفی » که از همکاران سید محمد در قسمت اعزام اتوبوس بودند برایم تعریف کرد ( آقای لطفی ناراحتی کلیه داشتند و می بایست پیوند کلیه شوند  در جریان تامین هزینه درمان ایشان و حتی اعزام به خارج بودم که قرار بود برادرش کلیه اش را اهدا کند که به لحاظ مجروحیت این عمل صورت نگرفت . )

گفت : روزی رفتم دفتر ، حاجی با مشاهده من گفت حسن برای درمانت چه کردی ؟ گفتم : حاجی خسته شده ام می خواهم با این درد بمیرم . عصبانی شد و دستم را گرفت و برد داخل اتاق استراحتش با عصبانیت به من گفت: کیفم را بده، کیفش را که در نزدیکی من بود به او دادم. کیف را باز کرد (از این کیف هایی زیر بغلی بود که رنگ نارنجی داشت)
سید تعدادی برگ آزمایش بیرون آورد و ریخت جلوی من گفت: «لا مذهب چه کنم رفتم، نشد» . این مطلب را لطفی با گریه می گفت که من اصلاً اطلاعی از این کار نداشتم و به من هم که غالباً کارهایش را اطلاع می داد چیزی در این باره نگفته بود. خونش را آزمایش کرده بود که اگر می تواند کلیه  خودش را به حسن  اهدا کند.
او برای رفع مشکلات همکارانش از هیچ کوششی دریغ نمی کرد . این درحالی بود که با وجود نیاز شخصی اش برای خود هیچ نمی خواست فقط به دو مورد اکتفا می کنم : در زمانی که مستاجر بود یک واحد از ساختمان های بنیاد  مستضعفان را آقای رفیق دوست برای سکونت ایشان اختصاص داده بود مدت ها بود که به ایشان اصرار می کردند که جابه جا شود ، نمی شد . حاج داوود روزبهانی می گفت : به ایشان گفتم چرا جا به جا نمی شوی در پاسخ به من گفت : من چگونه بیایم در اینجا ساکن شوم در حالی که هستند از همکاران من که هنوز مشکلشان حل نشده (سید محمد از طریق مختلف اقدام به تهیه مسکن برای کارکنانش سپرده بود )
و در زمانی که درجه سرتیپ دومی ایشان به تصویب مقام معظم رهبری رسید ایشان در روز اهدا درجه از دریافت و نصب درجه خوداری می کرد و در پاسخ فرماندهان و مسئولین سپاه و حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه می گفت : همکاران من درجه نگرفته اند و برای دریافت درجه با مشکل مواجه خواهند بود .  من نصب نمی کنم تا مشکل درجه آنها حل شود . به هر جهت با قولی که به ایشان دادند و اینکه در این مراسم باید درجه نصب شود و لذا مجبور به دریافت درجه شد و البته به من گفت : یک دلیل همین است و دلیل دوم عدم تصویب درجه برای آقای آبرومند است . که آن زمان فرمانده لجستیک سپاه بودند.

4- نقش دادن به همکاران : در کارهای غیر امور جاری که تکالیف قسمت ها و بخش های مختلف مشخص است سید محمد با مشورت گرفتن از صاحب نظران از همکارانش و نقش دادن به آنها کارهای مختلف را به انجام  می رساند. عملیات قطور سیل بند های سیستان و بلوچستان ، جاده سرخس ، زلزله رودبار، حمل محموله های بسیار غیر متعارف ترافیکی ( حمل شناور لجستیکی کربلا با طولی بیش از سی متر و عرض هفت متر از خیابان شهید رجایی تهران به بندر عباس با همه محدودیت های راه های کشور و عبور از شهر ها و حمل گنبد حرم مطهر که برای مراسم چهلم در موسسه شهید رجایی ساخته شده بود .

5- انتصاب موفقیتها به همکاران : ترابری سنگین سپاه با فرماندهی خوب سید محمد به عنوان یک ناجی موثر در غالب بحران های ایجاد شده که مورد تصدیق مسئولین قرار گرفته بود.  
پس از موفقیت در انجام ماموریتها سید محمد از طرف مسئولین و فرماندهان مورد تشویق قرار می گرفت.
او این موفقیت ها را مرهون زحمات همکارانش می دانست و این برای او تبدیل به باور شده بودکه به دو مورد یکی در زمانی که مسئولیت مبارزه با مواد مخدر را در سپاه عهده دار بود و یکی در زمانی که فرماندهی ترابری سپاه بر عهده داشت.
پس از گزارش اقدام سید محمد برای دستگیری چندین نفر موثر در تهیه کلان مواد مخدر و به خصوص یک مورد که منتج به دریافت یک میلیون و ششصد و پنجاه هزار تومان رشوه شده بود و سید محمد آن را ضمیمه پرونده کرده بود به حضرت امام (ره ) . حضرت ایشان با آیت الله خلخالی اجازه دادند مبلغ یکصد هزار تومان به سید محمد هدیه داده شود . سید محمد این پول را بین همکارانش تقسیم می کند و به خودش نه هزار تومان می رسد و بعد متوجه می شود که دو نفر محروم مانده اند سهم خودش را به آن دو نفر می دهد .
اما در ترابری سنگین: روزی هادی غیاثی که مسئولیت حمل محموله ها ی ویژه را بر عهده داشت پس از شهادت سید محمد پیش من آمد و تعدادی از نامه های تشویق و قدردانی از سید محمد را که توسط وزرا و فرماندهان و مسئولین دستگاه های مختلف به خاطر همکاری های سید محمد و ترابری سنگین بعمل آمده بود را به من نشان داد و گفت : این برگه ها بدون اینکه من توجه شوم در پرونده من قرار گرفته است ملاحظه کردم در پشت هر برگه نوشته شده بود : پرسنلی این برگه در پرونده های محمودی و نجاتی و ... درج گردد .
 « همه کسانی که در آن کار موثر بودند » این بهترین سند است ، برای اثبات اینکه سید محمد موفقیتها را مرهون زحمات همکارانش می دانست.

6- همسانی با همکاران : برخورد صمیمی با همکاران و فرمانده نخواندن خود باعث یک مجموعه یکدل شده بود که همگان درصدد بودند هر کدام در جایی که قرار دارند کارشان را به خوبی به انجام برسانند . خواندن دوستان و همکاران به اسم کوچک و مخاطب قرار گرفتن حاجی همه نشان دهنده ایجاد محیطی با صفا در ترابری بود . در زمان تودیع سید محمد از ترابری همه همکاران با چشمان گریان از جلسه تودیع خارج شدند .

7- اخلاق خوش و شوخ طبعی : یکی از ویژگی های موثر  در موفقیت های سید محمد که باعث شده بود همکاری دستگا ههای مختلف را جلب نماید و در دل همکارانش مستقر گردد. اخلاق خوب و صفای دل سید محمد و شوخ طبعی او بود و با هر کسی به زبان خودش صحبت کردن .
کم نیستند افرادی که در مدت دو ماهی که سید محمد در زندان شاهنشاهی به سر می برد جذب سید محمد شده بودند و ارتباطشان تا پایان عمر با او برقرار بود .
روزهای آخر عمر سید محمد هر شاهدی می توانست با دیدن افراد مختلف پی به این موضوع ببرد که چگونه افرادی با سلایق مختلف و جایگاه های اجتماعی گوناگون و برخورداری از امور مادی و معنوی متفاوت از او دیدار می کنند . و شاهد دیگر لیست افراد مختلفی است که با او در لندن در تماس بودند.
در روزهای آخر عمرش مرحوم حجه السلام و المسلمین پناهیان امام جماعت موسسه شهید رجایی به دیدنش آمده بود . سید محمد به حاجی گفت: انشاالله در بهشت سیگار بپیچی  و بدهی بکشیم(آقای پناهیان سیگار را خودش می پیچید) و روز دیگری که سردار انگشت باف که به بذله گویی و لطیفه گفتن شهرت دارد گفت: انگشت باف انشا الله کنار حوض کوثر بنشینیم و تو برایمان جوک(لطیفه) بگویی .

از جمله مثال هایی که می توان در مورد اخلاق سید محمد و قدرت جذب و به کارگیری افراد بیان داشت موارد زیر است :
در دوران دفاع مقدس در مواقعی که امکانات ترابری از وضعیت مناسب تری برخوردار نشده بود و برخی از رانندگان ایشان نیز به شهادت رسیده بودند کمبود راننده پایه یکم و با سابقه محسوس بود .
سید محمد به لحاظ ارتباطی که از دوران زندان ستم شاهی با شهید لاجوردی و ابوالقاسم سرحدی زاده داشت از آن دو خواست زندانیانی که سابقه قتل عمد نداشتند و محکوم به زندان ابد و 15 سال هستند و آمادگی خدمت در جبهه را دارند در اختیار سید محمد قرار دهند.
 این پیشنهاد مورد موافقت قرار گرفت و تعدادی از زندانیان به او سپرده شدند این گروه از رانندگان عملکرد درخشانی در جبهه داشتند و برخی از آنها نیز به شهادت رسیدند وقابل ذکر است که این افراد را به اصرار به دیدار خانواده هایشان به مرخصی می فرستادند .

پایان مطلب

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده