به همت نشر شاهد منتشر شد:
کتاب «شهید بن شهید» از گروه آثار زندگی نامه مستند نشر شاهد به قلم رحیم مخدومی در بیست و سه فصل به روایت خاطرات و زندگی سراسر ایثار و شهادت شهید محمود امان اللهی می پردازد.
به گزارش خبرنگار نوید شاهد، فهرست عناوین این کتاب عبارتند از؛پنجره ي چهلم، مرضيه و محمود، ريش سفيدها اين صداي كودكانه را دوست دارند،چراغ روستا، احد و فاطمه، سيد انقلاب، آزاده مرد، آزادي جوانمرد، شمع جمع ، آنكه حيات مي بخشيد، شمشير مظلوم، سلاح مؤمن، به درويشي قناعت كن كه سلطاني خطر دارد، به اسير كن مدار، دست من و دامان تو، ياحسين فرماندهي از آن توست، مي خواهم نوكر مردم باشم، شير شير است، اگرچه در زنجير است، روزهاي آخر، تولدي ديگر، آزموني سخت، خاطراتي از زبان محمود، روزي كه مرا شهيد خواندند و عكس ها و اسناد.

نویسنده در مقدمه کتاب آورده است:تحقیق درباره ی محمود امان اللهی  را خیلی سال پیش شروع کردم. اما برای نوشتن وسواس داشتم. سنگینی و عظمت این مرد مرا سخت در حیرت فرو برده بود.
چگونه می شود یک نفر هم ارتش را تجربه کند، هم سپاه و بسیج و کمیته و نیروی انتظامی و وزارت کشور را. هم رزم را، هم اسارت را و هم جراحت... هم سخنرانی قاهر باشد، هم مداحی خالص. هم شهید و هم فرزند شهید.
پیداست که اینهمه بار را همچون منی یارای کشیدن نداشت. اما به قدر رفع تشنگی چه؟! از تمام عزیزانی که در مراحل شکل گیری کتاب یاورم بودند، سپاسگزارم. خانواده محترم شهید. ابوالقاسم امان اللهی و هادی منصوری.


****
شهید محمود امان اللهی  فرزند شهید احد امان اللهي در خرداد ماه سال 1339 در روستای جعفر آباد بیجار در استان کردستان به دنیا آمد و در سال 1356 وارد دانشکده افسری شد.
شهید والامقام احد امان اللهي؛ پدر محمود، كه از همان اوايل پيروزي انقلاب، شكوهمند اسلامي به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درآمده بود  در روز ششم تیر ماه سال 1359 حين درگيري در روستاهاي تابع شهرستان تكاب  به دست گروهك هاي ضدانقلاب به شهادت رسيد.
وی  همان سال  از طرف دانشگاه افسري به سپاه ناحيه كردستان مأمور شد تا به عنوان مسؤول سپاه و پيشمرگان مسلمان كرد پايگاه موچش و رابط بين ارتش و سپاه در محور عملياتي قروه  سنندج به انجام مأموريت بپردازد.
او در مقاومت 35 روزه مردم خرمشهر، رابط ميان سرهنگ نامجو و محمد جهان آرا بود.
در روز بیست و سوم مهر ماه 1359 در حالی که قسمت غربي خرمشهر سقوط کرده و عده  زيادي از همرزمان او به شهادت رسیده بودند، هنگام درگيري خانه‌به‌خانه، دوباره مجروح شد و به اسارت ارتش بعثی عراق درآمد. وضعیت جراحت او به گونه ای بود که هیچ کس احتمال زنده ماندنش را نمی داد.
لذا شهادت او بر همگان محرز شد و دانشگاه افسري نزاجا پوستر شهادتش را چاپ و منتشر کرد. مراسم شب هفتم و چهلم در زادگاهش برگزار شد. غافل زا این که او در اسارت زندگی شجاعانه ی جدیدی را در كنار بزرگواراني همچون سرور احرار و آزادگان؛ شهيد حجت‌الاسلام ابوترابي آغاز کرده است.
سرانجام محمود امان­اللهی، پس از تحمل 244 روز اسارت، به علت شدت جراحات وارده، به عنوان مجروح جنگي صعب‌العلاج شناخته شد و طبق كنوانسيون سوم ژنو، به همراه 24 نفر دیگر از اسراي معلول ايراني، با اسراي عراقي مبادله و در تاريخ 26/3/60 وارد فرودگاه مهرآباد تهران شد.
وی پس از آزادی بلافاصله به صحنه دفاع مقدس بازگشت و  در مسؤولیت های بسيج مستضعفين و قائم‌‌مقامی سپاه تکاب، قائم‌مقام سپاه سردشت، مسؤول بازرسي و دايره سياسي قرارگاه حمزه سيدالشهدا، سرپرست عقيدتي سياسي لشكر 23 نيروهاي مخصوص (نوهد) و مسؤول سازماندهي بسيج عشايري قرارگاه حمزه سيدالشهدا خدمت نمود و در طول اين مدت، سه‌بار دیگر به شدت مجروح شد.
اوایل سال 1363 به فرماندهي گردان ضربت عملياتي جندالله بانه منصوب شد و یک سال بعد بنا به امر سپهبد شهید صياد شيرازي  به قرارگاه كربلا و خاتم‌الانبياء مأمور و به عنوان معاون فرمانده تيپ شهادت منصوب شد. او در اين مدت در عمليات‌‌هاي ظفر 1و2و3 و كربلاي 1و2و3 شركت کرد و در سال 67 با حکم فرمانده لشكر 28 كردستان به فرماندهي يكي از گردان‌هاي تكاور منصوب شد.
محمود  امان الهی به علت جراحات شديد مغزي بارها مورد عمل جراحی قرار گرفت و  در نهايت اين رزمنده خستگي‌ناپذير در مورخه 17/3/79 نداي حق را لبيك گفت و به ديدار پدر و ديگر همرزمان شهيدش شتافت. بنا به وصيت او، قلب و كليه‌هاي آن بزرگمرد به 3 نفر از نيازمندان كه سال‌ها از درد بيماري رنج مي‌كشيدند، اهدا گرديد. پيكر مطهر او پس از اجراي مراسم تشييع در دانشگاه افسري امام علي (ع) و شهر بيجار، پس از سال‌ها دوري به زادگاهش (روستای جعفرآباد) منتقل و در میان سيل خروشان همرزمان، اقوام و مردم شهيدپرور تشييع و در كنار مزار پدر شهيدش به خاك سپرده شد.

علاقمندان برای تهیه این کتاب می توانند با اداره تالیف و نشر شاهد به  نشانی: تهران. خیابان طالقانی، خیابان ملک الشعرای بهار شمال، پلاک 5 طبقه سوم و با شماره تماس: 88308348 و 88308089 تماس حاصل نمایند.
انتهای پیام

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده