سه‌شنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۳۶
خرداد ماه 1356 حكم دوساله زندان سيد عبدالكريم به پايان مي رسد. سيد در تاريخ 20 خرداد آزاد مي شود. اما پس از آزادي ساواك مركز از ساواك خراسان خواست تا او را فورا به همراه گارد و خودرو به تهران اعزام كنند. ساواك خراسان هم اين دستور را عملي كرد. سيد را به زندان اوين بردند.
خرداد ماه 1356 حكم دوساله زندان سيد عبدالكريم به پايان مي رسد.  سيد در تاريخ 20 خرداد آزاد مي شود. اما پس از آزادي ساواك مركز از ساواك خراسان خواست تا او را فورا به همراه گارد و خودرو به تهران اعزام كنند. ساواك خراسان هم اين دستور را عملي كرد. سيد را به زندان اوين بردند. در آن جا توانايي و نبوغ سيد در پاسخ گويي موجب شد تا ساواك مركز نتواند راه به جايي ببرد و بعد از گرفتن تعهدي بدون ضمانت اجرايي او را آزاد كند. سيد 31 خرداد به مشهد بازمي گردد. اما ساواك وي را ممنوع الخروج مي كند. شايد بيم اين داشته است كه او به خارج از كشور و به ديدار امام خميني و ساير مبارزين برود. از سويي ديگر به تمام سازمان هاي تحت نظر خود دستور مي دهد تا او را تحت كنترل شديد داشته باشند.

يك هفته بعد خبر درگذشت دكتر شريعتي در لندن منتشر مي شود. مبارزين اين اتفاق را توطئه رژيم مي دانند. به همين دليل خراسان مركز مبارزات مي شود. و مبارزات در قالب پيام ها و مراسم ترحيم شروع شد . در كنار آن راهپيمايي هايي به صورت پراكنده در بخش هاي مختلف شهر مشهد شكل مي گرفت.  هاشمي نژاد هم به مناسبت چهلم دكتر شريعتي مراسمي برگزار نمود. ديگر اعتراضات و راهپيمايي ها جدي تر شده بود و شعارها صريح تر و تندتر. 9 شهريور در مدرسه علميه نواب مجلسي برگزار شد كه سيد سخنران آن بود حدود 5000 نفر در آن حضور داشتند. پس  از پايان مجلس مردم تظاهرات كرده و در ميدان طبرسي با پليس درگير شدند كه دو نفر به شهادت رسيدند.

اول آبان ماه 1356 خبر درگذشت ناگهاني آقا مصطفي خميني منتشر مي شود. مراسم ترحيم نيز توسط علما و بزرگان مشهد گرفته مي شود. تعدادي از طلبه ها هم به مناسبت هفتم ايشان در منزل سيد عبدالكريم به دور هم جمع مي شوند.

كميسيون امنيت  اجتماعي خراسان 23 آذر ماه آيت الله سيد علي خامنه اي را عامل اصلي تظاهرات مردمي مشهد تشخيص داد و راي به سه سال اقامت اجباري در شهرستان ايرانشهر براي او داد. اين مسئله نقصاني در كار براي مبارزات و افزايش فشار و حجم كار براي ساير مبارزين به خصوص سيد عبدالكريم بود.

در اين ايام اتفاقات بسيار سرعت مي گيرد. مسئله توهين روزنامه اطلاعات به امام ، راهپيمايي 19 دي و بعد راهپيمايي چهلم شهداي قم در 27 بهمن ، تحريم عيد نوروز سال 1357 و اعلان عزادار بودن در اين ايام ،  تعطيلي روزهاي 9و 10 فروردين به مناسبت چهلم شهداي 29 بهمن تبريز و ... كه در همه اين ها سيد عبدالكريم نقشي فعال بر عهده دارد. بنا بر اسناد ساواك در اين ايام اطلاعيه ها با هماهنگي او و بيانيه ها توسط او نوشته مي شده است. در اين زمان شهريه ي امام خميني با هدايت او توزيع مي گردد و نامه ها و بيانيه هايي با نام رسمي او در كنار ساير مبارزين مشهد منتشر مي شود.

در تاريخ 21 خرداد ماه دوباره سيد عبدالكريم هاشمي نژاد به همراه آقايان طبسي ، محامي و موسوي  توسط كميته مشترك ضد خرابكاري بازداشت مي شود. بلافاصله علماي مشهد مانند سيد صادق شريعتمداري ، سيد محمد صالحي ، ميرزا علي فلسفي ، ابوالقاسم روحاني ، و عزالدين زنجاني ، حسنعلي مرواريد، سيد جواد تهراني و سيد كاظم مرعشي به اين عمل اعتراض كرده و بعضا كلاس هاي درس خود را تعطيل مي كنند. در نتيجه اين فشارها ساواك ناچار مي شود تا براي جلوگيري از مناقشه اي بيشتر آنها را آزاد نمايد.

ساواك در 30 خرداد ماه 13 نقر در كشور و از جمله سيد عبدالكريم را ممنوع المنبر مي كند. در اين زمان سيد نه تنها در مشهد به مبارزات خود ادامه مي داد بلكه هر از گاهي به بهشهر سفر كرده و آنجا با « انجمن جوانان مسلمان بهشهر» جلساتي داشته و آنها را هم راهنمايي و هدايت مي كرد.

25 مرداد ماه جامعه روحانيت خراسان اعلاميه اي صادر كرده و نسبت به اتفاقاتي كه در آن  ايام روي مي داد موضع گيري مي كند و از مردم مي خواهد تا به مبارزات خود ادامه دهند. در آن ايام اتفاقات فراواني در مشهد در حال روي دادن بود، از خرابكاري هاي خود ساواك به اسم انقلابيون گرفته تا راهپيمايي ها و درگيري هاي پراكنده . در اين درگيري ها هم تعدادي به شهادت رسيده بودند. از اين رو اين اعلاميه ضمن اعتراض مردم را به مبارزه دعوت مي كرد. اين اطلاعبه با امضاي واعظ طبسي ، محامي و هاشمي نژاد منتشر شده بود. چند روز بعد هم سيد بي اعتنا به ممنوع المنبر شدنش توسط ساواك در مدرسه علميه نواب سخنراني كوبنده اي كرد. اين سخنراني در تاريخ 9 ارديبهشت و به مناسيبت چهلم فوت شيخ احمد كافي دوباره تكرار شد .

با اوج گيري حركت هاي مردمي و به خصوص بعد از واقعه جمعه سياه ميدان ژاله در 17 شهريور دستور سركوب شديد توسط دولت داده شده و از 19 شهريور حكومت نظامي اعلام شد. در همين روز دستور بازداشت سيد عبدالكريم داده مي شود. سيد زندگي مخفيانه را شروع مي كند. او سه هفته مخفيانه زندگي مي كند. در اين زمان رفتار برخي از علما و دفاترشان از يك سو و گزارشات ساواك نشان مي دهد كه با دستگيري سيد مشكلاتي براي آنها به وجود مي آيد لذا دستگيري او منقضي اعلام مي گردد.

اندكي بعد آيت الله خامنه اي از تبعيد بر مي گردند. ستادي توسط ايشان ، آقاي طبسي و سيد عبدالكريم هاشمي نژاد در مسجد كرامت تشكيل مي شود. ستادي كه ساواك را به شدت عاجز و برافروخته كرده بود. اين ها اعتصابات و راه پيمايي هاي تمام شهرهاي خراسان را ساماندهي كرده، در بسياري از اين تظاهرات پرشكوه شركت مي كرده اند. خود سيد عبدالكريم در راهپيمايي هاي قوچان، گناباد، شيروان، اسفراين، درگز، نيشابور، و سبزوار شركت كرده بود.

در جلسات ستاد مركزي انقلاب تصميم گرفته مي شود كه در تجمعات مردمي، به تناوب از آيت الله خامنه اي، حجت الاسلام طبسي و سيد عبدالكريم هاشمي نژاد براي سخنراني استفاده شود. ظاهرا در اكثر مراسم، آقايان خامنه اي يا سيد عبدالكريم كه تسلط بيشتري در خطابه داشتند، سخنراني مي كنند.

گزارشات ساواك نشان مي دهد كه سيد فقط در 4 ماه آبان، آذر، دي و بهمن در بيش از 100 تجمع و راهپيمايي در مشهد و ساير شهرهاي خراسان سخنراني كرده است. در روزهاي پاياني دي ماه و اوائل بهمن و تا زماني پيروزي انقلاب اين سخنراني ها هر روزه مي گردد.

تا اين كه سرانجام اين تلاش ها نتيجه مي دهد و پس از 20 ماه تلاش نفس گير و پرمخاطره از زمان آزادي از زندان تا بهمن 57 ،  انقلاب اسلامي به پيروزي مي رسد. و دور جديدي از فعاليت ها در جهت حفظ و تثبيت آن آغاز مي گردد.

انتهاي پيام

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده