یادمان شهدای طلبه و روحانی:(12)
چهارشنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۳:۲۳
رزمنده جوان و طلبه جاوید الاثر شهید مجید عامری می نویسد: خدایا! دیگر نمی‌توانم طاقت بیاورم، زیرا دنیا برای من مثل یک قفس است و من در این قفس نفس تنگیم می‌کند و دلم می‌خواهد در آن قفس باز شود و من پرواز کنم بسوی درگاهت ای خدا.


بارالها! مرا ببخش بخاطر شاکر نبودن نعمتهایت و به خاطر بی اعتنائی کردن به احکام و دستوراتت.

بارالها! به دل آقا امام زمان(ع) بده که مرا ببخشد. زیرا من برای ایشان سرباز خوبی نبودم. نه در سنگر مدرسه و نه در سنگر جبهه.

بارالها! من دیگر چگونه طاقت بیاورم؟

من چگونه ببینم که جوانان خوب این ملت، آن مخلصان درگاهت، آن زاهدان شب و آن شیران روز، هر روز پرپر می‌شوند و من گنه کار در اینجا باشم و هر روز بر گناهانم افزوده شود.

خدایا! دیگر نمی‌توانم طاقت بیاورم، زیرا دنیا برای من مثل یک قفس است و من در این قفس نفس تنگیم می‌کند و دلم می‌خواهد در آن قفس باز شود و من پرواز کنم بسوی درگاهت ای خدا.

خدایا! من از گذشته‌ی خود پشیمانم، از همین جا به درگاه ربوبی ات توبه می‌کنم، امیدوارم این ندامت و پشیمانی من عاصی را پذیرا باشی و مرا همانند زمان کودکی ام پاک گردانی.


**** زندگی نامه شهیدمجید عامری


در 3 خردادماه سال1344 نوری مملو از عشق به خدا در روستای اختیار آباد از توابع شهر کرمان به منزل اصغر عامری تابید و خداوند مولودی به این خانواده عطاکرد که او را مجید نامیدند؛ مجید در خانواده­ای مذهبی پرورش یافت؛ وی با پشت سر گذاشتن دوران طفولیت، پای در عرصه علم­آموزی نهاد و تحصیلات خود را تا مقطع سیکل با موفقیت در همان روستا به پایان رساند.

در حالی که از تمامی جهات در بین هم شاگردی­هایش نمونه بود، عشق و علاقه به علوم اسلامی او را بر آن داشت که برای آموختن علوم اسلامی به حوزه علمیه صالحیه و معصومیه در کرمان قدم بگذارد و عبای علم­آموزی صادق آل محمد(ص) را بر شانه بیفکند؛ چند صباحی را آنجا مشغول کسب فیض و نور در محضر اساتید بزرگواری از جمله حجت­الاسلام نیشابوری(ره) بود و در سال 1360 به شهر مقدس قم مهاجرت کرد و در حوزه علمیه کرمانی­ها مشغول کسب علم شد.

همانطور که از محضر اساتیدی همچون حجت­الاسلام جاویدی استفاده می­کرد و به تهذیب نفس می­پرداخت، شیپور جنگ نواخته شد و عرصه کارزار مرد می­طلبید و مجید با رشادت تمام و مردانه به جبهه شتافت تا جان در طبق اخلاص نهد و تقدیم جانان نماید.

بارها به منطقه اعزام شد و در عملیات های والفجر مقدماتی، والفجر 3 و خیبر شرکت کرد و چند بار نیز مجروح گردید؛ آنجا نیز شجاعانه جنگید و جهاد نمود، گویا چهره­اش هیچ گونه خستگی را به خود راه نمی­داد و در حالی که فقط نوزده بهار از عمر گرانب­های خود را سپری کرده بود، در عملیات بدر در جزیره مجنون لباس زیبای شهادت را به تن کرد و جام وصال را سر کشید و در تاریخ 22/12/1363 آسمانی شد. نامش تا ابد بر پیشانی تاریخ درخشان باد.

« برگرفته از کتاب قصه‌های آقا‌مجید(برشی از زندگی طلبه‌ی جاوید الأثر شهید مجید عامری)، تألیف فخرالدین مهدوی خانوکی، انتشارات همای غدیر،کنگره شهدای روحانی سراسر کشور»


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده