امام قلب من است/ جنازه ام را گلباران نكنيد
شهید حسين سلیمانی از بسیجیان غیور شهر آباده استان فارس در وصیت نامه اش می نویسد:از شما مي‌خواهم كه جنازه مرا گلباران نكنيد چون كه جنازه امام حسن مجتبي را تير باران كردند و درتشييع جنازه ام آواي قرآن سر‌‌ دهيد
نوید شاهد: قرارگاه عملياتي جزيزه مجنون 17/1/67 شور و غوغاي امت حزب ا...هنگام عروج و پرواز : شهيد از يكي از همراهانش در بيمارستان سوال مي‌كند فردا چه روزي است انگار اينكه در يافته بود شهادت را و زير لب زمزمه مي‌كرد و همراهش در جواب او گفت فردا روز جمعه مصادف است با رحلت رسول خاتم نبي اكرم حضرت محمد (ص) و روز شهادت مظلومانه امام حسن مجتبي (ع)،  سردار رشيد با همان حالت عارفانه همرزمان شهيدش را صدا مي‌زند از شهيد كلهر و شهيد ميررضي مي‌گفت و خاطرات بياد ماندني جبهه‌هاي نبرد دوباره در مقابل ديدگانش زنده مي‌شود .
شهيد با همان حالت عارفانه ولي از درد زهرآلود شميايي تكان مي‌خورد خون زيادي از بدنش رفته بود تكان بدنش بال بال كبوتري مي‌مانست كه با سينه سرخش پرواز مي‌كرده به اوج رسيده بود به آرامي بالهايش را باز كرد و رو بطرف شرق و به انتظار طلوع آرام گرفت فزت و رب الكعبه و روحش به ملكوت اعلي پيوست . امت حزب الله و شهيد پرور با شنيدن شهادت سردار سپاه اسلام فرمانده دلسوز خود كه در موقع اذان نماز صبح جمعه كه مصادف با رحلت جانسوز پيامبر اسلام رسول اكرم و(ص) و شهادت امام حسن مجتبي (ع) زندگي عادي خود را قطع كرده و براي شركت در تشييع جنازه اين شهيد عزيز به راه افتادند شركت هزاران تن از امت حزب الله شهرستان كرج شهريار رباط كريم ساوجبلاغ .
شهيد احمد بابكان فرمانده محور لشگر 10سيدالشهدا می نویسد: به نام آن خدايي كه نام او راحت روح است و ياد او مفتاح فتوح و سلام او در وقت صباح مومنان را صبوح است و ذكر او مرحم دل مجروح خدايا به تو پناه مي‌برم از قيد جميع كفر پيشگان كه پيوسته گناهي بر گناهان مي‌افزايد بار خدايا در اين صباح از تو مسيلت مي‌نمايم كه قلوب ما پاسداران و بسيجيان و قواي مسلح را به يكديگر نزديكتر و به نور علم و ايمان روشن بنما . احمد بابكان تهران -كرج(منطقه)1 1368/07/07

شهید حسين سلیمانی از بسیجیان غیور شهر آباده استان فارس در وصیت نامه اش می نویسد:از شما مي‌خواهم كه جنازه مرا گلباران نكنيد چون كه جنازه امام حسن مجتبي را تير باران كردند و درتشييع جنازه ام آواي قرآن سر‌‌ دهيد تا منافقين از صداي آن گوششان كر و چشمشان بخاطر شما كور شود نكند كه براي من با صداي بلند گريه كنيد و دشمن را شاد كنيد و اگر هم گريه مي كنيد آهسته، شهادت كه اصلا گريه ندارد من بخاطر هدف مقدس و انساني و در راه خدا و ياري اسلام از آن استقبال كردم و جان خويش را فداي هدفم نمودم .

شهید سلیمانی در ادامه می نویسد: موقعي كه من شهيد شدم دستهايم را از تابوت بيرون بگذاريد كه بدانند من با خود چيزي نبرده ام و چشمهاي مرا باز بگذاريد كه بدانند كه من كوركورانه به جبهه نرفته ام و عكس اما عزيزمان را بالاي عكس كوچكم جلو تابوتم بزنيد كه بدانيد كه در خط امام بودم و كتاب قران روي تابوتم بگذاريد تا ببينند كه پيرو اسلام وقران بودم ودر ضمن كسي كه امام را قبول ندارد درتشييع جنازه من شركت نكند وبرمن نماز نخوانند. امام قلب من است مادر چشم من است بدون چشم ميشود زندگي كرد بدون قلب زندگي ممكن نيست

شهید فرقاني اله آبادي  همزمان با شهادت امام حسن علیه السلام و رحلت پيامبراسلام در وصیت نامه‌اش می نویسد: عزيزانم  شهداي ما خون نداده‌اند كه بعد از انقلاب همان عده‌اي كه مي‌شود گفت ازتفاله‌هاي رژيم گذشته و يا احياناً ضد انقلاب هستند درمسند كارها نباشند و باز همان زورگويان و قدرت طلبيهاي خود را داشته باشند و در ادارات كم‌كاري و يا اشكال‌تراشي نمايند از دادستانها و مقامات‌قضايي بخواهيد تا نسبت به تصفيه اين خاينين سريعتر عمل نمايند. 21/8/64 و مصادف شهادت امام حسن علیه السلام و رحلت پيامبراسلام.   

غلام حسن اكبري زياراني  شهید اهل  قزوين نیز توصیف زیبایی از امام حسن علیه السلام دارد  و می نویسد: امام حسن (ع) بسيار مظلومانه شهيد شد، آن هم به دست نزديك‌ترين فرد در خانه; يعني همسرش با زهر معاويه به لقاًاله پيوست و به سوي جاودانگي پرواز كرد. بعد هم در اين زمان، هنوز مظلوميت وي باقي است، بعضي‌ها گفتند: چرا امام حسن (ع) جنگ نكرد؟ ولي مي‌دانند چندين بار امام حسن (ع) لشكر براي جنگ با معاويه آماده كرد ولي مسلمانان راحت‌طلب به وسيله پول معاويه خريداري شدند و او را تنها گذاشتند. –حسین اکبری زیارانی آبيك 1366/01/23

انتهای پیام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده