شعر

میدان جنگ

امروز کوچه

میدان جنگ است

تنها صدایش

تیرو تفنگ است

ماشین بابا

شد سنگر من

شد همکلاسم

سرباز دشمن

او توی دستش

یک آرپی جی ست

من هم تفنگم

یک چوب دستی ست

زد یک گلوله

او سمت ماشین

زخمی شدم من

خونین و رنگین

یک لحظه جز نور

چیزی ندیدم

احساس کردم

من یک شهیدم

منبع : کتاب بابا تفنگ دارد / نویسنده :نوشین نوری

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار