شنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۰۱:۲۵
نويد شاهد: وصيتنامه هاي شهدا چشمه هاي جوشان و پرطراوت اند كه تشنگان حقيقت و معرفت را سيراب مي كنند و از آن روست كه رهبر كبير انقلاب حضرت امام خميني(ره) مطالعه و دقت در اين وصيتنامه ها را سفارش مي كردند
وصيتنامه هاي شهدا چشمه هاي جوشان و پرطراوت اند كه تشنگان حقيقت و معرفت را سيراب مي كنند و از آن روست كه رهبر كبير انقلاب حضرت امام خميني(ره) مطالعه و دقت در اين وصيتنامه ها را سفارش مي كردند.  در اين وصيتنامه ها كه در روزها و ساعت هاي پاياني عمر دنيوي اين عزيزان و دراوج اخلاص و وارستگي از دنيا به نگارش درآمده  يك جهان سخن و پيام يافت مي شود. وصيتنامه اي نيست كه از ذكر آياتي از كلام الله مجيد و سخنان معصومين(ع) بهره نبرده يا به دعا و مناجاتي آراسته نشده باشد. با دقت در اين وصاياي گرانسنگ مشاهده مي شود كه در اكثر آنان نويسندگان شان كه اينك به نام پرافتخار شهيد از آنان ياد مي كنيم در كنار مطالب فوق از شعر و ادبيات غافل نبوده اند و بنا به سليقه و ذوق خويش از اشعار فارسي نيز بهره برده اند.

تنوع اشعار و ابيات در وصيتنامه شهيدان، حكايتي شنيدني دارد كه به چند ويژگي آنان اشاره مي شود:
1- تنوع در قالب شعري شامل: رباعي، دوبيتي، غزل، مثنوي و تك بيتي
2- تنوع در موضوع اشعار شامل: پنديات، اخلاقيات، مناجات، اظهار شوق شهادت، اعلام انگيزه حضور در جبهه، ارادت به معصومين(ع)، اعلام وفاداري به امام خميني(ره).
3- تنوع در سرايندگان اشعار كه شامل شعراي متقدم مانند مولوي، حافظ، سعدي، عطار و نيز شعراي معاصر همچون مرحوم سيد حسن حسيني و قيصر امين پور و... مي شود.
4- گاهي يك شعر را چند تن از شهدا در وصاياي خويش آورده اند مانند: گر مرد رهي ميان خون بايد رفت... يا آنكس كه تو را شناخت جان را چه كند؟.... و نيز در مسلخ عشق جز نكو را نكشند...
در اين نوشتار كوتاه از ميان هزاران وصيتنامه اي كه مورد مطالعه و پژوهش قرار گرفته اند صدها بيت استخراج شده است و جهت اين نوشتار قالب رباعي را انتخاب كرده ايم كه تقديم تان مي كنيم.
گر مرد رهي ميان خون بايد رفت/ از پاي فتاده سرنگون بايد رفت
تو پاي به راه در نه و هيچ مپرس/ خود راه بگويدت كه چون بايد رفت
شهيدان:
غلامعلي اسلامي پور - مهدي داوودي – داور شيرمحمدي - احمد مهر پور لايقي – رضا سليمي مقدمي - رضا افتادگان بيدگلي - بهنام يوسفي اردبيلي ـ احمد اصغري - محمد اصغري - جعفر ادب
آنكس كه تو را شناخت جان را چه كند؟/ فرزند و عيال و خانمان را چه كند؟
ديوانه كني هر دو جهانش بخشي/ ديوانه تو هر دو جهان را چه كند؟
شهيدان:
احمد نورعليزاده رستگار - جعفر جعفرييه - عبدالرحمن پايداري - محمود حمله داري - علي بيار ـ رضا نصري گورتاني – بابا علي دهقان – احمد وشمگير – رضا نظري – احمد علي به جامه - اسدالله ميرزايي – اسماعيل معينيان – محمود ادب – جعفر ادب – محمد اصغري – داوود دهقاني – شهريار بازيار - محمد رحيمي – سيد بابا بابا زاده – ابوالقاسم اميني – احمد محمدي ساروقي – رحيم احمدي – قاسم ملكي – علي صدقي – داوود زارعي شيخ رجب - رحيم خليل زاده – عليرضا تند رو –
بازآ بازآ هر آنچه هستي بازآ/گر كافر و گبر و بت پرستي بازآ
اين درگه ما درگه نوميدي نيست/صد بار اگر توبه شكستي باز آ
شهيدان: حسين نوچه ناسار ـ اسماعيل محيطي برنرق – بيوك آسيابان
افسوس كه روح، در بدن نيست مرا/ آن بلبل مست در چمن نيست مرا
ياران و برادران، مرا ياد كنيد/ رفتم سفري كه آمدن نيست مرا
شهيدان: ابوالفضل يعقوب زاده - غلامحسين شوركي - ابراهيم امين پور
در مسلخ عشق جز نكو را نكشند/ روبه صفتان زشت خو را نكشند
گر عاشق صادقي ز مردن مهراس/مردار بود هر آن كه او را نكشند
شهيدان: جعفر ادب – محمد علي حكيم – نامدار عمادي - احمد وظيفه دان – حسين شفيعي
برخيز كه آهنگ سفر بايد كرد/ در صحنه عشق ترك سر بايد كرد
اينك كه به جز خدا كسي با ما نيست/  مردانه ز موج خون گذر بايد كرد
شهيدان: اصغر محمدي پور - اصغر مختاري اسفيدرجاني – امير جاودان – رضا خيري – سيد حسين فاطمي
ما در ره عشق نقض پيمان نكنيم/گر جان طلبد دريغ از جان نكنيم
دنيا اگر از يزيد لبريز شود/ ما پشت به سالار شهيدان نكنيم
شهيدان: اصغر ناصراني (نعيمي)- محمدرضا انباري – عمران همرنگ
برخيز كه در طريق حق گام زنيم/ از باده گلرنگ شرف، جام زنيم
از خون شهيدان، شرري برگيريم/ صد شعله به تاج و تخت صدام زنيم
شهيد بهادر افراز
صحراي خطر، گام مرا مي خواند / صهباي سحر، جام مرا مي خواند
هنگامه رفتن است، هان گوش كنيد / از عرش، كسي نام مرا مي خواند
شهيد منصور باصري
در حجله عشق بي كفن بايد رفت / دلسوخته، پاره پاره تن بايد رفت
از جان بگذر كه در سراپرده دوست / فارغ ز سر و دست و بدن بايد رفت
شهيد رمضان پاكروش
من همسفر باد سحر خواهم شد / خاك گذر اهل نظر خواهم شد
در آتش عاشقي به سر خواهم شد / پولادم و آبديده تر خواهم شد
شهيد رستم حميدي
زيباست كه جان در ره جانان بدهيم/ سر را به سرافرازي ايران بدهيم
يك دست تفنگ و دست ديگر قرآن / با نام شهيد راه حق جان بدهيم
شهيد رحيم كلبادي نژاد
آنجا كه تويي راه گذر نيست مرا / جز دوري تو غمي دگر نيست مرا
خواهم كه به جانب تو پرواز كنم / اما چه كنم كه بال و پر نيست مرا
شهيد اسماعيل ناطق باديه نشين
زخمم بزنيد بارور خواهم شد/ بالم شكنيد بال و پر خواهم شد
خونم بخوريد سرخ تر خواهم شد /حلقم ببريد زنده تر خواهم شد
شهيد اسماعيل هادي زاده كورنده
شوريده دلان ز بند زندان رفتند / مرغان سحر به سوي بستان رفتند
برخيز تو اي ز كاروان جا مانده/ با بانگ جرس سبك سواران رفتند
شهيد اصغر نوروزي
آنان كه بود عشق خدا بر سرشان/ شيرند و دل بيشه بود سنگرشان
خواهند جدا شود سر از پيكرشان/ يك مو نشود كم ز سر رهبرشان
شهيد مرتضي آتلوخانلو
گفتم كه چرا دشمنت افكند به مرگ/گفتي كه چو دوست بود خرسند به مرگ
گفتم كه وصيتي نداري؟ خنديد/ يعني كه همين بس است: لبخند به مرگ
شهيد محمدعلي يوسف وند
آن دم كه ز خون خود وضو مي كردم/ داني كه ز حق چه آرزو مي كردم؟
اي كاش مرا هزار جان بود به تن/ تا آن همه را فداي او مي كردم
شهيد محمدجواد شعباني سرخني - شهيد حسين اشرفي
گفتم دل و جان بر سر كارت كردم / هر چيز كه داشتم نثارت كردم
گفتا تو كه باشي كه كني يا نكني/ آن من بودم كه بي قرارت كردم
شهيد اكبر رنجبر
يا رب نظر لطف عطا كن همه را/ داريم دل خسته دوا كن همه را
هر چند گنهكار و پريشان حاليم/ زوار شهيد كربلا كن همه را
شهيد سليمان رهنما
من در ره حق ندارم از مردن، باك / خواهم كه شوم به وقت جان دادن، پاك
جان هر چه رسد ز جانب دوست نكوست/ از تير بلاي حق نگردم غمناك
شهيد حسام الدين ابوالمعالي
با خون شهيد، بيعتي تازه كنيم/ در حق طلبي، جهان پرآوازه كنيم
آشفته ورق هاي كتاب وحدت/ برخيز كه اين كتاب، شيرازه كنيم
شهيد جواد اعظم
در معبد عشق، جان فدا بايد كرد / يعني به حسين(ع) اقتدا بايد كرد
بي سر به لقاي يار بايد رفتن/ ديني است كه اين گونه ادا بايد كرد
شهيد سيدمهدي احمدپناهي
تا پرچم حق به دست ياران خداست/ تا نام شهيد بيت ديوان خداست
تكبير تو اي نمازي سنگر حق / بر قلب عدو گلوله باران خداست
شهيد مهدي احمديان
ني از تو حيات جاودان مي خواهم/ ني ملك تنعم جهان مي خواهم
ني سيم و زر و راحت جان مي خواهم/ آن چيز رضاي توست، آن مي خواهم
شهيدان: اسفنديار سليمي - محمد اصغري
من تا به شب گلوله باران رفتم / در جبهه براي حفظ قرآن رفتم
در زير شرار آتش خصم زبون/ بي واهمه پا به پاي باران رفتم
شهيد روح الله (مصطفي) شيري
بر بال دعا به آسمان بايد رفت/ افتاده ز پا از اين جهان بايد رفت
خواهي تو اگر به قرب جانان برسي/ با مرگ تن و نثار جان بايد رفت
روحاني شهيد سيدحسين فاطمي
ياران، ياران، عزيز جان مي آيد / سرمايه عمر جاودان مي آيد
آرام دل دلشدگان مي آيد/ و الله كه صاحب الزمان مي آيد
شهيد داور يُسري
در ديده به جاي خواب، آب است مرا/ يعني كه به ديدنت شتاب است مرا
گويند بخواب تا به خوابش بيني/ اي بي خبران چه جاي خواب است مرا
شهيد غلامرضا يغمايي
گويند شباهت به جنون دارد عشق / نه بلكه هم از عقل فزون دارد عشق
گويند چرا عشق و شهادت توأم/ در مكتب ما قيمت خون دارد عشق
شهيد محمدحسين عبدالحميدپور
اي آن كه شرار عشقت اندر جان است/  بر حجت حق به مهدي ات ايمان است
گر نيست تو را عشق خميني در دل / اين ره نه به كعبه بل به تركستان است
شهيد محمدحسين عبدالحميدپور
يارب دلم از غم حسين(ع) محزون كن/   در سينه محبت ورا افزون كن
جز مهر حسين(ع) هر آنچه باشد به دلم/ خون ساز و ز راه ديده ام بيرون كن
شهيدان: اژدر خرمي ـ شهيد يوسف باقي زاده

سيد حبيب حبيب پور
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده