گفت وگو با خواهر نويسنده شهيد ذبيح الله عابدي؛
دوشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۳۴
مرور دستنوشته ها و آثار به جا مانده از شهدا كه اغلب دوران جواني شان را سپري مي كردند، نشان از معرفت و ايمان سربازان امام خميني (ره) داشت.
ويد شاهد: شناخت خدا و دين از بارز ترين مشخصه انسان هاي برگزيده اي بود كه عمر خود را با تهذيب نفس گذراندند تا به معرفت آل الله دست يافته و در اين مسير، برترين راه رسيدن به خدا يعني شهادت را نصيب خود كردند. شهيد هنرمند ذبيح الله عابدي يكي از اين جوانان است كه به فيض الهي شهادت دست يافت. آنچه در پي مي آيد گفت وگوي ما با خواهر شهيد ذبيح الله عابدي است كه تقديمتان مي شود.

خانم عابدي از دوران كودكي و نوجواني برادرتان بگوييد، آيا فعاليت انقلابي هم داشتند ؟!

برادرم در نيمه مرداد سال 1344 به دنيا آمد. با آن كه سن كمي داشت در مبارزات سياسي قبل از انقلاب و در توزيع اعلاميه هاي حضرت امام (ره) نقش فعالي داشت. در واقعه زلزله طبس هم با دوستانش چند ماه با حضور در اين شهر به مردم زلزله زده كمك مي كرد. در تابستان سال 1357 يعني پنج- شش ماه مانده به پيروزي انقلاب اسلامي به دليل فعاليت هاي انقلابي، ايشان را به همراه دو تن ديگر از دوستانش به نام هاي مرتضي محرابي و احمد صالحي، كه بعد ها شهيد شدند، به علت توزيع اعلاميه هاي امام و ساخت كوكتل مولوتف بازداشت كردند و دو هفته در زندان ساواك زنداني بود. دستنوشته اي از او در رثاي امام خميني (ره) بر جاي مانده، با اين مضمون كه: سكوت همه جا را فرا گرفته بود و ديگر هيچ آوايي از نايي برنمي خاست هر كه اراده گفتن سخن حقي داشت را مي گرفتند و گلويش را مي بريدند. در چنين روزگاري بود كه مردي با اسلحه صبح بر شب شوريد و پرده هاي سديد را دريد به پيروانش در اين زمان و هر زماني راه حسين (ع) را يادآور شد. او آمد با قامتي استوار و عبايي بر دوش و به همراه عبايش بار مسئوليت رهبري همه مستضعفان جهان را بر دوش گرفته است. كلامش ساده و گوياست و بر دل مي نشيند. همچون ابراهيم (ع)، مي رود تا ديگر بتي بر زمين نماند.

فعاليت هاي شهيد پس از پيروزي انقلاب چه روندي داشت؟!

ذبيح الله پس از پيروزي انقلاب با فعاليت در مسجد محل و راه اندازي كتابخانه آن، همه نيروي خودش را صرف امور فرهنگي كرده بود. برگ ديگر زندگي ايشان فعاليت در جهاد سازندگي بود. با اينكه شهيد علاقه زيادي به كارهاي فرهنگي داشت اما در لبيك به فرمان امام به جهاد سازندگي رفت چرا كه به شدت ولايتمدار بود و اعتقاد داشت حرف امام (ره) نبايد روي زمين بماند، تلاش هاي زيادي هم در اين راه كرد.

از چه زماني رخت رزم و پاسداري بر تن كرد؟!

24 آذر ماه سال 61 برادرم وارد سپاه پاسداران شد. البته در همان زمان آموزش و پرورش هم به دنبال جذب وي بود اما به علت اينكه احساس مي كرد مسير فعاليت در سپاه به شهادت نزديك تر است به اين نهاد انقلابي پيوست و اولين سمت ايشان هم خدمت در تعاون سپاه اراك به عنوان مسئول بود. اما پس از مدتي همه فعاليت هاي اجتماعي و اقتصادي خود را رها كرد و عازم جبهه شد. در عمليات بيت المقدس يكي از دوستانش به فيض شهادت رسيد اما برادرم زخمي شد. بعد از اين جراحت تصميم به ازدواج گرفت چرا كه معتقد بود تا دينش كامل نشود، به شهادت نخواهد رسيد. همسر ايشان هم از طلاب حوزه علميه قم و خواهر شهيد بودند. هنگام تولد دخترش نيز چند روزي پيش همسرش ماند و پس از آن به جبهه رفت و سه ماه بعد به مرخصي آمد. در برگشت به مادرم مي گويد: دخترم، چقدر تغيير كرده است. مادرم جواب داد با اين وضع رفتن و برگشت تو دفعه بعد بچه... برادرم بلافاصله مي گويد: دفعه بعدي وجود ندارد.

ويژگي هاي اخلاقي برادرتان را چگونه توصيف مي كنيد؟

ذبيح الله بسيار اهل مطالعه بود. به طوري كه تمام آثار شهيد مطهري را مطالعه كرده بود و ما را هم تشويق به مطالعه اين آثار مي كرد. از نكات برجسته ديگر زندگي شهيد مباحثات و مبارزات ايشان با عناصر سازمان مجاهدين خلق يعني همان منافقين بود. برادر شهيدم بسيار دست به قلم و احساسي بود. يكي ديگر از ويژگي هاي شهيد احساس مسئوليت نسبت به اطرافيان بود. به طوري كه براي جوان هاي فاميل نامه مي نوشت يا كتاب مي فرستاد. بسيار آنها را به مطالعه تشويق مي كرد. از آنها مي خواست از روي عادت كاري را انجام ندهند و از روي شناخت و هدف مسير زندگي خود را انتخاب كنند و در آن گام بردارند، به پدر و مادر بسيار زياد احترام مي گذاشت.

در چه عملياتي به شهادت رسيد؟!

ذبيح الله در تاريخ 11 اسفند سال 62 در جريان عمليات خيبر به فيض عظيم شهادت نايل آمد. او چون معناي نامش قرباني راه خدا شد. پيكرش 13سال مفقودالاثر بود و در نهايت بعد از آن، استخوان هايش را برايمان آوردند. دخترش تا مدتي بر سر مزار پدرش نمي رفت و مي گفت از كجا معلوم كه اين شهيد پدر من باشد؟! تا اينكه پدرش در خواب به او گفته بود: سارا خانم از ما خبري نمي گيري ؟! با اين خواب، مطمئن شد كه پيكر آمده متعلق به پدرش است. يكي از بهترين خاطره هايي كه من از برادرم به ياد دارم اين است كه زماني در جهاد سازندگي در بخش پزشكي فعاليت مي كردم. يكي از روزهايي كه كارم طول كشيد و دير وقت به خانه آمدم، چون دختري 18 ساله بودم، مادرم از من پرسيد، چرا دير آمدي؟! همين لحظه برادرم ذبيح الله در دفاع از من گفت: وقتي مي دانيد براي چه رفته، كجا رفته و هدفش چيست ديگر نگراني شما بي مورد است .

شهيد عابدي نويسنده اي توانا بود، از نوع و سبك آثار شهيد برايمان بگوييد؟

آثار شهيد بيشتر شامل دستنوشته ها و نامه هايش بود. ايشان علاقه زيادي به شهيد چمران داشت، از اين رو در نوشته ها و سروده هايش سبكي از نوشته هاي شهيد چمران ديده مي شود. دفتر آثارش با اين جملات آغاز مي شود. . . خدايا بر اضطراب وجودم بيفزا و نعمت داشتن درد را از من نگير و دلم را در برابر حوادث قوي دار و بر عشق و آگاهي ام بيفزا و احساس را بر من غالب مگردان.

در پايان همه نوشته هايش هم مي نوشت:

ان شاء الله روزي اسلام در سراسر دنيا حاكميت كند.

برادرم در عمليات محرم مجروح شد، ايشان اين عمليات را با زبان شعر وصف مي كند.

شبي سرد و هوا تاريك و ابر آهسته مي گريست

شبي پربار و آبستن كه نوزادش سحرگاهان تولد يافت

كمي باريد باران بر سر و روي سپاه حق چه باراني

زماني چون گذشت هجرت گزيدند جمله ياراني

به زيرلب هايشان نام كربلا يا شهد شيرين شهادت بود

زمين صاف را آهسته پيمودند به پستي و بلندي ها به كوه و صخره و صحرا

به يك صف يك نفس با هم گذر كردند

دل عاشق در آن شب حال ديگر داشت

شبي ديگر تو داني من چه مي گويم

كه ناگه رمز يا زينب ز سوي كربلا آمد

آخرين متن قبل از شهادت شهيد ذبيح الله عابدي: ماندن دشوار شده، مي ترسم حسرت پرواز بر دلم بماند، اكنون به انتظار رهايي نشستم، ميله هاي نامرئي اين قفس جانم را آزار مي دهد و دنيا با همه فريبكاري هايش مرا به سوي خود مي خواند. خدا عنايتي كن تا از اين دالان تاريك سربلند بيرون بيايم.

به نظر شما برگزاري كنگره هاي بزرگداشت شهدا، چه تأثيري در انتقال پيام شهدا به نسل امروز دارد؟

خانواده هاي شهدا شهيد خودشان را مي شناسند. از اين رو نيازي به معرفي شهدا به خانواده هاي شهيدان نيست. اما برگزاري كنگره ها و يادواره هاي شهدا، بهانه اي مي شود براي معرفي آرمان هاي شهدا و بيان دغدغه هايشان به مردم، به ويژه نسل جوان. به نوعي با برگزاري اين كنگره ها مي توان شهدا را بيشتر شناخت.

اما ما مي خواهيم تا نهاد هاي مربوطه حمايت هاي لازم را در جهت نشر آثار باقي مانده از شهدا و خانواده شهدا داشته باشند، زيرا كار فرهنگي تأثير خوبي روي نسل جوان خواهد داشت.
منبع : روزنامه جوان
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده