سه‌شنبه, ۰۲ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۴۵

گفت وگو با شيخ علي العفي يكي از همكلاسي هاي شهيد حجت الاسلام سيد عباس موسوي
درآمد:

شيخ علي العفي كه آشنايي او با شهيد سيد عباس موسوي به شروع تحصيل حوزوي شان در نجف اشرف برمي گردد و در كنار يكديگر دوره هاي سختي را پشت سر گذاشته اند، از عشق عميق و صادقانه آن شهيد به شهادت در راه خدا و وظيفه سنگيني كه بر دوش هر مسلماني در تحقق وعده هاي الهي گذاشته شده است و از خود گذشتگي ها و دورانديشي هاي كم نظير آن شهيد مي گويد.
جنابعالي چه زماني با شهيد سيد عباس موسوي آشنا شديد؟
اولين بار هنگامي كه سيد عباس موسوي براي تحصيل علم به نجف اشرف آمد او را شناختم او به حق طلبه اي كوشا و مؤدب بود.آنچنان هنگام درس بي حركت به سخنان استاد گوش مي داد كه گويي پرنده اي روي سرش نشسته است.هرگز تأخير نمي كرد و حتي، يك روز غيبت نداشت.اين ويژگي يك طالب علم موفق است.استاد هم دانشجويان خويش را براساس اين ملاك ها مي سنجد.درس سطوح را نزد آيت الله شيخ محمد تقي جواهري فرا گرفتيم.من فقط يك روز غيبت داشتم زيرا، بر سر درس آيت الله سيد محمدباقر صدر حاضر شدم.و طبيعي بود كه روابط محكمي ميان من و سيد عباس ايجاد شود. حتي، زماني كه ايشان درس سطوح را نزد استادان ديگري چون علامه شيخ محمد جعفر شمس الدين و علامه سيد محمدباقر حكيم فرا مي گرفت.و از آنجا كه دروس حوزه در سه قسمت مقدمات و سطوح و بحث خارج است، به همين علت نزد برخي اساتيد و علماي بزرگ و مراجع تقليد چه در فقه يا اصول يكديگر را ملاقات مي كرديم به ويژه هنگام درس خارج نزد آيت الله شهيد سيد محمدباقر صدر(ره).در آن هنگام به ياد مي آورم كه شهيد سيد عباس با علامه شيخ حسن طراد(ره)در راه بازگشت به منزل همراه مي شد تا از بحث و تبادل نظر با ايشان در راه منزل استفاده كند و اين مسئله نشان مي دهد كه سيد شهيد چگونه در نجف اشرف از هر لحظه براي كسب علم بهترين استفاده را مي كرد.در عين حال او به عده اي از طلاب نيز درس مي داد.و آموخته هاي خود را با احساس مسئوليت به ديگران منتقل مي كرد.

به چه علت زود هنگام به لبنان بازگشت؟
در سال 1398 هجري قمري هنگامي كه جهت تبليغ به لبنان رفته بود.نيروهاي امنيتي عراق در نجف اشرف به حمله وسيع و دستگيري علماي نجف دست زدند و در صدد بازداشت سيد عباس برآمدند. اما ايشان آن زمان در لبنان بود و به همين علت به عراق بازنگشت و در شهر بعلبك با همكاري تعدادي از طلبه ها حوزه امام منتظر را تأسيس نمود و اين حوزه سر فصل جديدي از فعاليت هاي اسلامي و حوزوي در منطقه بقاع لبنان گشود. هنگامي كه در تابستان 1978 ميلادي به بعلبك رفته بودم به اتفاق آقاي شيخ صبحي طفيلي موفق به زيارت ايشان شدم و از من خواست كه جهت تدريس و تبليغ در حوزه امام منتظر كه آن زمان شور و حال ديگري در اثر شروع انقلاب مبارك اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره)ايجاد شده بود، با آنان همراه گردم آنان براي قانع كردن من از آيت الله سيد محمد حسين فضل الله دام ظله كمك خواستند.من نيز به علت اين كه آيت الله سيد محمد باقر صدر از سوي رژيم بعث عراق خانه نشين و ممنوع التدريس شده بود، به ناچار پذيرفتم كه در لبنان بمانم و با برادران در حوزه همكاري نمايم.
علاوه بر جنابعالي چه افرادي در اين حوزه تدريس مي كردند؟
پس از گذشت چند ماه برادران ديگري چون شيخ محمد المقداد و شيخ محمد يزبك و سيد ابراهيم الامين به تدريس در حوزه پيوستند.ديري نپاييد كه هسته اوليه تجمع علماي مسلمان در بقاع به ابتكار شهيد سيد عباس موسوي شكل گرفت.در كنار تدريس و تبليغ به كار سياسي نيز پرداختيم.اين فعاليت ها درست با مسائل لبنان و حمله همه جانبه رژيم غاصب صهيونيست به لبنان در سال 1982 ميلادي به اوج رسيد و نقش علماي دين در بسيج مردمي مقاومت بر عليه صهيونيست ها به ويژه با همراهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه به لبنان آمده بودند بيش از پيش هويدا شد. پس از اشغال لبنان توسط اسرائيل و حضور برادران سپاه پاسداران، مبارزات سيد عباس چه روندي داشت؟
نيروهاي سپاه ياران و فرستادگان امام خميني(ره)براي ياري رساني به مستضعفان و آموزش مردم لبنان جهت دفاع از سرزمين هاي اسلامي، آمده بودند. در اينجا بود كه نقش محوري و رهبري سيد عباس موسوي كاملاً نمايان گشت. ايشان در كنار كار تبليغي و سياسي مديريت پايگاه ها و آموزشگاه هاي مجاهدان مقاومت در جنوب و بقاع غربي را نيز بر عهده داشت.به همين علت كار تدريس در حوزه را كنار گذاشت و من به ناچار اداره حوزه را بر عهده گرفتم.
به ياد مي آورم روزي مبلغ 6 هزار دلار نزد ايشان بردم و گفتم اين پول حق سادات است خواهش مي كنم از من بگيريد و در راه هايي كه خود مصلحت مي دانيد استفاده كنيد و كمي از آن را هم براي اداره حوزه قرار دهيد.اما ايشان كل پول را به من بازگرداند و گفت همه اين پول را در حوزه مصرف كنيد.
سيد عباس علاوه بر مسائل لبنان آيا ساير مسايل جهان اسلام را نيز پيگيري مي كرد؟
سيد شهيد همواره اوضاع مسلمانان جهان، اعم از ايران اسلامي و جنگ تحميلي صدام تا لبنان و اشغال جنوب لبنان و فلسطين و سرنوشت آوارگان و بينوايان فلسطيني را كه متحمل همه نوع ظلم و ستم صهيونيست ها بوده و مورد بي مهري رژيم هاي عربي قرار گرفته بودند تا افغانستان و كشمير، همه را پيگيري مي كرد.
سيد را چگونه انساني يافتيد؟
من ايشان را انساني شجاع و آزاده و بخشنده و زاهد و پر جرئت و مجاهدي آگاه و فروتن يافتم.او در همه جا و در همه زمينه ها ضرب المثل و نمونه در ميان هم سنان خود بود.او يار و همراه ما در نجف اشرف و در لبنان در حوزه امام منتظر و در تجمع علماء المسلمين در بقاع بود.او با شهادت خود معلم ما و ما به مثابه شاگردان او در مدرسه اش، مدرسه جهاد و شهادت گشتيم.اي ابا ياسر خدا تو را رحمت كند.تو در عشق به شهادت صادق بودي و زودتر از همه ما به اين مقام نائل گشتي و منزلتي يافتي كه هر محب علي و حسين(ع)غبطه تو را مي خورد.از خداوند مسئلت داريم تا شهادت را نيز نصيب ما كند تا به منزلت تو دست يابيم و در ملأ اعلي و با عهدي كه بستيم در كنار هم باشيم.و الحمدالله رب العالمين.
منبع: ماهنامه شاهد ياران، شماره 40
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده