کد خبر: ۳۳۷۰۱۴
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۶:۳۲
چكيده اي از تلاش هاي دامنه دار سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) براي بازداشت شهيد حاج عماد مغنيه به روایت ماهنامه شاهد یاران...
درآمد

تلاش هاي دامنه دار سرويس هاي جاسوسي و محافل امنيتي وابسته به ده ها كشور جهان براي شناسايي حاج عماد مغنيه كه سرانجام به شهادت او در روز 13 فوريه در منطقه كفر سوسه در غرب دمشق منجر شد، پايان يافت. اين تلاش ها حدود 25 سال پيش، و از زماني كه مغنيه از سوي محافل غربي به دست داشتن در برنامه ريزي عمليات مسلحانه ضد صهيونيستي و نيروهاي چند مليتي مستقر در لبنان متهم شده بود، در محله الشياح در جنوب بيروت آغاز شد. سرويس هاي جاسوسي و اطلاعاتي اسرائيل و آمريكا مي كوشيدند اماكن استقرار و فعاليت و يا به قول خودشان، پناهگاه ايشان را شناسايي كنند. زيرا پس از حمله سال 1982 اسرائيل به لبنان و اشغال اين كشور و در پي استقرار نيروهاي چند مليتي، متشكل از نيروهاي آمريكا، فرانسه، انگليس و ايتاليا در بيروت عمليات كيفي چشمگيري در مخالفت با استقرار آن ها در لبنان روي داد، كه به كشته شدن صدها نظامي اسرائيلي، آمريكايي و فرانسوي و انگليسي منجر گرديد. اتهامات حاج رضوان از سوي محافل غربي و ميزان ترس و وحشت آن ها از هرگونه اقدام براي بازداشت اين مجاهد نستوه لبناني را با هم مي خوانيم:


گزارش ویژه ماهنامه شاهد یاران از تلاشهاي آمريكا براي ترور شهيد عماد مغنيه


انفجار ستاد فرماندهي ارتش اسرائيل در شهر صور در جنوب لبنان، پايگاه تفنگداران نيروي دريايي آمريكا نزديك فرودگاه بيروت، انفجار سفارت آمريكا در محله عين المريسه در ساحل غربي بيروت و نيز حمله به ستاد فرماندهي نيروهاي انگليسي و فرانسوي در بيروت، بخشي از عمليات مجاهدان لبناني را تشكيل داد، كه اسرائيليها در نتيجه اين عمليات، به ناچار از بخش وسيعي از خاك لبنان عقب نشيني كرده و نيروهاي چند مليتي نيز وسائل و تجهيزات خود را جمع آوري كرده و از راهي كه آمده بودند به كشورشان بازگشتند.

رابرت باير افسر ارشد پيشين سازمان اطلاعات مركزي آمريكا «سيا كه روزگاري مأموريت جستجوي عماد مغنيه در لبنان را بر عهده داشت. چند سال پيش كتابي تحت عنوان سقوط سيا در سال 2001 منتشر كرد، و در آن تلاش هاي بيهوده خود را براي شناسايي عماد مغنيه شرح داده است. هر چند كه نمي توان اظهارات رابرت باير را صددرصد باور كرد، اما برخي از اين اظهارات با واقعيت هاي آن مرحله شكوهمند از تاريخ پايداري و مقاومت شجاعانه مردم لبنان در برابر متجاوزان اسرائيلي و مهاجمان غربي مطابقت دارد. افسر ارشد سازمان سيا در كتابش نوشته است: «پس از اين كه محمد حسونه با كاميون حامل يك تن مواد منفجره وارد لابي ساختمان سفارت آمريكا در بيروت شد، اين ساختمان ده طبقه اي حدود 20 متر به هوا پرتاب شد و به شكل توده آوار پايين آمد. عماد مغنيه، محمد حسونه را براي اين اقدام انتحاري (شهادت طلبانه) استخدام كرده بود. در پي اين حادثه كارگزاران سيا در واشنگتن مرا به لبنان اعزام كردند و مأموريت يافتم عماد مغنيه را شناسايي و تعقيب كنم».
باير مي افزايد: «پيش از اعزام به بيروت اين فرصت در واشنگتن فراهم شد تا در دوره كوتاه ويژه آموزش مبارزه با تروريسم شركت كنم. هيچ جايي بهتر از مركز (C.T.C ) براي گذراندن اين دوره وجود نداشت. در اين مركز مانند پادوي آرشيو يك كتابخانه، به پرونده هاي سازمان سيا در بخش شيوه هاي مبارزه با تروريسم دسترسي داشتم. اولين پرونده مورد علاقه ام كه جلب توجه كرد، پرونده انفجار سفارت آمريكا در بيروت بود. در پي بررسي پرونده سبز رنگ و پوسيده اين حادثه، احساس سرافكندگي سراسر وجودم را فرا گرفت. مثل اين كه ظرف آب سردي را بر سرم ريخته باشند. چرا كه جديدترين اطلاعات اين پرونده مربوط به دو سال پس از حادثه انفجار بود و اين چند دليل داشت: دليل اول اين است كه حادثه مزبور به موقعيت سازمان سيا در لبنان آسيب جدي وارد آورد. زيرا با انتقال سفارت آمريكا از بيروت به ارتفاعات منطقه مسيحي نشين شرق بيروت، بيشتر عوامل و كاركنان مسلمان برگزيده خود را از دست داديم. اين عوامل امكان تردد از خطوط تماس درگيري ميان مناطق مسيحي نشين و مسلمان نشين را از دست دادند. بازسازي شرايط گذشته، كاري بسيار سخت و يا ناممكن بود. در همان حال آقاي امين جميل رئيس جمهور وقت لبنان، همه افراد مظنون به انفجارها و بمب گذاري ها را آزاد كرده بود. كارگزاران سيا احتمال داده بودند كه جميل در ازاي دريافت باج و يا براساس زدوبند، افراد مظنون را آزاد كرده بود. آزادي اين افراد تلاش كارگزاران سيا را به نقطه صفر بازگرداند. تنها سندي كه در اختيار داشتم بريده گزارش مطبوعات بيروت از اظهارات سه نفر از اعضاي سازمان جهاد اسلامي لبنان بود، كه گفته مي شد به عماد مغنيه ارتباط دارند. اين خبر مي توانست سرآغاز خوبي براي شروع كارمان باشد. ولي پيش از آغاز تلاش و جستجو، اين پرسش ها را مطرح كردم كه آيا عماد مغنيه با كمك اين سه نفر در گروگان گيري دهها تن از اتباع خارجي در لبنان نقش داشته است؟ آيا سفارت آمريكا در بيروت توسط عوامل او در آوريل سال 1983 منفجر شده است؟ چگونه او توانست هيچ ردپايي از خود باقي نگذارد؟

عامل سازمان سيا مي افزايد: «به درستي كه عماد مغنيه براي آمريكايي ها يك معما شده بود! او در فرم تقاضاي صدور گذرنامه مشخصات خود را چنين نوشته بود كه در سال 1962 ميلادي در روستاي طيردبا از توابع استان صور متولد شده است. ولي با اين وجود به مشخصات او مشكوك بوديم. چرا كه اغلب شيعيان آواره جنوب لبنان كه به اطراف بيروت مهاجرت كرده بودند، به منظور پرهيز از اتهام سكونت غيرقانوني در پايتخت از ذكر محل دقيق سكونت خويش خودداري مي كردند. در اسناد منابع سازمان سيا گفته شده كه خانواده مغنيه در يك خانه محقر و فاقد آب لوله كشي، در محله عين الدلبه، يكي از فقيرنشين ترين و جنوبي ترين محله هاي بيروت سكونت دارد، و او نيز در آن خانه به دنيا آمده است.

در دوران جنگ هاي داخلي لبنان، بخش هاي جنوبي بيروت خطوط اصلي تماس ميان طرف هاي درگير را تشكيل مي داد و صداي انواع آتشبارها و انفجار گلوله هاي توپ و راكت همواره او را در سنين نوجواني آزار مي داده است. اين اطلاعات را عوامل محلي سازمان سيا در اختيار سفارت آمريكا در بيروت قرار داده بودند. در آن شرايط بحراني امكان نداشت افسران و كارگزاران سيا از محله عين الدلبه بازديد به عمل آورند، و اطلاعات خود را ارزيابي نمايند. چرا كه بخش شيعه نشين جنوب بيروت از زمان پيدايش آن يكي از ايمن ترين قلعه هاي دنيا به شمار مي رود. ساكنان اين محله ها يكديگر را مي شناسند و بيگانگان را به راحتي تشخيص مي دهند. مأموران انتظامي نيز در برخي مراحل جنگ هاي داخلي امكان ورود به اين بخش را نداشتند.
رابرت باير مي افزايد: «چند ماه از آمدنم به بيروت نگذشته بود كه يك جوان ناشناس به نام مستعار خضر سلامه و با هويت مجهول فلسطيني توسط نيروي انتظامي لبنان دستگير شد، و به شركت در برخي عمليات گروگانگيري اعتراف كرد. سلامه پس از گذراندن مدت كوتاهي در زندان با سه ديپلمات سفارت شوروي در بيروت كه توسط اصولگرايان اهل تسنن به گروگان گرفته شده بود مبادله شد. اوضاع و شرايط لبنان در آن مرحله باور كردني نبود. مطبوعات لبنان آن روزها گزارش دادند كه ديپلمات هاي شوروي با ميانجيگري عماد مغنيه آزاد شده اند. شوروي در پي اين معامله كه به آزادي سه ديپلمات خود منجر شد، تعقيب مغنيه و اعضاي سازمان جهاد اسلامي را متوقف كرد. در پي فاش شدن هويت واقعي خضر سلامه، تلاش كارگزاران سيا براي شناسايي عماد مغنيه و سازمان جهاد اسلامي دشوارتر گشت. ولي پس از گذشت مدتي روشن شد كه نام واقعي خضر سلامه، «علي ديب مي باشد. علي ديب يك جوان شيعه لبناني است كه در سال 1957 متولد شده و در سن جواني به جنبش فلسطيني الفتح پيوسته است. علي ديب در پي آغاز جنگ هاي داخلي لبنان در سال 1975 فرماندهي نظامي جنبش امل را در محله عين الدلبه بر عهده داشته، و در آنجا با عماد مغنيه آشنا شده و در برنامه هاي انقلابي فراتر از مرزهاي لبنان فعاليت مي كرده است».

رابرت باير در ادامه درج خاطراتش در كتاب مزبور مي افزايد: «در پي اين تلاش ها سرنخي از عماد مغنيه پيدا كردم. عصام بصور شهروند لبناني كه در بخش جنوبي بيروت سكونت داشت مغنيه را مي شناخت. براي ديدار با عصام بصور با كمك افرادي از سازمان شبه نظاميان مسيحي به چهار راه گالري سمعان آمدم. (اين چهار راه در حد فاصل خطوط تماس ميان مناطق مسلمان نشين و مسيحي نشين بخش جنوبي بيروت قرار دارد) عصام سر قرار آمد و به او گفتم عماد مغنيه را زنده مي خواهم!.
عصام كمي مكث كرد و به چهره من خيره شد. سپس به همراهم جان رو كرد و از او پرسيد: رابرت خيلي جدي سخن مي گويد؟

جان سخني نگفت و سرش را به علامت تأييد پايين آورد.
عصام گفت: دو هزار دلار پيش پرداخت مي خواهم و مبلغ 20 هزار دلار پس از اجراي عمليات!
به او گفتم: عماد را زنده مي خواهم.
عصام گفت: من نيستم... يك نفر ديگري را جستجو كن.

رابرت باير اضافه مي كند: «اين ديدار پايان يافت و عصام بصور به جستجو و تعقيب عماد مغنيه ادامه مي داد. به مدرسه ديني كه عماد هفته اي يك شب در آن مي خوابيد سر مي زد. عماد قرارگاه دايمي نداشت. بخوبي آگاه بود كه افزون بر سازمان سيا، سازمان هاي جاسوسي و اطلاعاتي ديگري او را تعقيب مي كنند. اجازه نداشت دو شب پياپي در يك خانه و زير يك سقف بخوابد. براي رد گم كردن هميشه از درهاي اضطراري ساختمان ها خارج مي شد. براي پيگيري فعاليت هايش از چند دستگاه خودرو استفاده مي كرد. يك هفته بعد با كمك شبه نظاميان مسيحي دوباره با عصام بصور در چهار راه گالري سمعان ديدار كردم. از او پرسيدم: آيا مي تواني عماد مغنيه را بربابي و تحويل دهي؟

عصام در پاسخ گفت: چند بار به شما گفتم كه فقط مي توانم او را به قتل برسانم. اگر فكر مي كني مي توانم او را بربايم اشتباه مي كني! در اطراف مدرسه ديني اماكني وجود دارد كه مي توانم خودروي بمب گذاري شده را در آن پارك كنم. در حال حاضر يكهزار كيلوگرم مواد منفجره از نوع «سميتكس» در اختيار دارم. دو هزار دلار به عنوان پيش پرداخت دريافت مي كنم و پس از قتل مغنيه 20 هزار دلار ديگر دريافت مي كنم.
رابرت باير در كتاب سقوط سيا مي افزايد: «براي سازمان سيا امكان نداشت عماد مغنيه را بربايد. فقط مي توانستيم او را به قتل برسانيم. با اين وصف من از هرگونه تصميم گيري جدي ترس داشتم. ميان رويدادهاي سال 1982 لبنان با رويداد 11 سپتامبر سال 2001 نيويورك حدود 20 سال فاصله وجود داشت. در آن مرحله سازمان اطلاعات مركزي آمريكا قتل و ترور مخالفان را ممنوع كرده بود. اما جرج دبليو بوش پس از انفجارهاي سال 2001 نيويورك اين تحريم را شكست، و دست دستگاههاي امنيتي و جاسوسي آمريكا را براي قتل و ترور افراد گوناگون باز گذاشت. هرگونه اقدام براي ترور عماد مغنيه در اوايل دهه هشتم از قرن بيستم پيامدهاي خطرناكي در پي داشت. آرزو داشتم مسئول انفجار سفارتخانه كشورمان را بربايم. اما اختيارات كافي و اخلاقي براي صدور حكم اعدام او را نداشتم. چنين تصميمي را بايد دولتمردان آمريكا اتخاذ مي كردند». افسر ارتش سيا پس از گذشت حدود 20 سال از پايان مأموريتش در بيروت از اين كه نتوانسته براي ترور عماد مغنيه تصميم جدي بگيرد اظهار پشيماني مي كند. او در نتيجه گيري خود ادعا كرده كه عماد مغنيه به اندازه اسامه بن لادن خطرناك بوده است.

از سوي ديگر ريميه پوتريل رئيس پيشين سازمان اطلاعات فرانسه به بخش هايي از همكاري آمريكا و فرانسه در زمينه مبارزه با تروريسم اشاره كرده و نوشته است: اقدامات آمريكا براي تعقيب عماد مغنيه هيچ روزي متوقف نشده بود. اعتماد مسئولان و كارگزاران سازمان سيا به نحوه همكاري سازمان اطلاعات فرانسه در زمينه تلاش براي بازداشت عماد مغنيه نسبي بوده است. كارگزاران سيا در سال 1987 تصميم گرفتند ما را بيازمايند. در آن سال مسئول سازمان سيا بطور مستقيم براي فرانسوا ميتران رئيس جمهور پيشين فرانسه پيام بسيار مختصري ارسال كرد. در آن پيام چنين نوشته شده بود: عماد مغنيه فرمانده اوركستر خرابكاري حزب اللّه بزودي از يكي از فرودگاه هاي فرانسه عبور خواهد كرد. از همكاري شما براي بازداشت او سپاسگزاريم».

پوتريل اضافه مي كند: «ميتران اين پيام را براي پيير ژاكس وزير كشور وقت فرستاد و از آن طريق براي سازمان اطلاعات فرانسه (D.S.T.) ارسال شد. كارشناسان ما اين پيام را شگفت آور و خيال پردازانه و تلاشي به منظور آزمودن ميزان همكاري سرويس هاي اطلاعاتي فرانسه با آمريكا ارزيابي كردند. مقام هاي اطلاعاتي فرانسه به پيير ژاكس پيشنهاد كردند با اتخاذ تدابير امنيتي در فرودگاه هاي اورلي و رواسيه در پاريس موافقت كند، اما او با اين پيشنهاد به شدت مخالفت كرد».
ريميه پوتريل گفته است كه كارگزاران سازمان اطلاعات فرانسه بجاي تلاش براي بازداشت عماد مغنيه كه بسياري از سرويس هاي اطلاعاتي و جاسوسي جهان در جستجوي او بودند، به وزير كشور اطلاع دادند كه مأموران فرانسوي تحركات و رفتارهاي مغنيه را زير نظر دارند.

پوتريل ادعا كرده كه مأموران سازمان اطلاعات فرانسه از بازداشت عماد مغنيه خودداري كردند. زيرا توان تحمل پيامدهاي بازداشت و تحويل او را به آمريكائي ها نداشتند. اميدوارم ايراني ها از اين رفتار نيك فرانسوي ها بخوبي قدرداني نمايند.

رئيس پيشين سازمان اطلاعات فرانسه در خاطراتش نوشته است كه سازمان او به منظور نشان دادن حسن نيت به آمريكايي ها تدابير امنيتي فرضي به بهانه تلاش براي بازداشت عماد مغنيه را در فرودگاه هاي فرانسه به مورد اجرا گذاشت، تا وانمود كند كه با آمريكا در زمينه مبارزه با تروريسم بخوبي همكاري مي كند. به هر حال هنگامي كه چند فروند هواپيماي مسافربري مظنون در فرودگاه پاريس به زمين نشستند، مأموران فرانسه جلوي چشمان مأموران سازمان سيا بيهوده و زيركانه عماد مغنيه را جستجو كردند. چند ساعتي نگذشته بود كه رئيس سازمان سيا از فرانسوا ميتران به خاطر اين همكاري تشكر كرد.

دوازده سال بعد پاسكال اندياني سخنگوي وزارت خارجه فرانسه در واكنش به شهادت عماد مغنيه به طرز زيركانه ابراز تأسف كرد كه چرا هيچ كسي نتوانست او را بازداشت و محاكمه كند. اين گزارش نشان مي دهد كه سرويس هاي جاسوسي و اطلاعاتي كشورهاي غربي قبل از هر چيز منافع كشورشان را در نظر مي گيرند و در بسياري مواقع با فريب و نيرنگ با يكديگر برخورد مي كنند.

منبع:ماهنامه شاهد ياران، شماره 49
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
پربازدید ها