شيرت را بر من حلال كن و از من راضي باش و همچون شيرزنان ديگر در غم فرزندانت صبر كن و افتخار كن كه چنين فرزندي را بزرگ كرد ه اي و در راه اسلام فدا نمود ه اي و اگر خوشبختي فرزندت را ميخواهي همين است. مادرم آرزوي زيارت قبر حسين(ع) را دارم اگر من شهيد شدم و از اين دنيا رفتم بعد از پيروزي كامل و رسيدن به قدس به كربلا برو و عكس مرا در حرم مقدس حسين(ع) نصب كن و بگو حسي ن جان فرزند من آرزو به دل رفت.[فرزندت مهدي شاطر باشي]
از شما كه براي من زحمت بيشماري كشيد ه ايد ميخواهم كه در مرگ سرخ من گريه نكنيد و اگر خواستيد گريه كنيد بر اما م حسين(ع) سالار شهيدان گريه كنيد زيرا او در غربت شهيد شد و كسي را نداشت كه برايش گريه كند و پرچم سبزي به نشانة پيروزي و پرچم قرمزي بر در خانه آويزان كنيد تا نشانة خون سرخ شهدا باشد. [فرزندت سيد(محمد) عباس شاطرباشي] حاجيه خانم صديقه كرباسيون مادر شهيدان سيدمهدي و سيدمحمد شاطرباشي و جانباز 70 درصد سيدعلي سال 1323 در محله نقش جهان اصفهان به دنيا آمد. از اوان كودكي پشت دار قالي نشست و در قالي بافي ماهر شد. در سن 14 سالگي با سيدرضا كه با هم در يك محله بودند و شناخت خوبي از هم داشتند ازدواج كرد كه حاصل اين ازدواج يك دختر و پنج پسر است. سيدعباس و سيدمهدي به فاصلة يك روز از هم شهيد شدند سيدعباس در سن 17 سالگي در جبهه عين خوش و سيدمهدي در 20 سالگي در جبهة جنوب شربت شهادت را نوشيدند.
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده