دوشنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۵:۳۴

همسريِ شهيد، تربيت و مادري دو شهيد، چهار پزشك و دو دبير و يك بخشدار، اينها همه از افتخارات حاجيه خانم نجمه عبادي است كه خود را عروس حضر ت زهرا(س) ميداند. نجمه در سال 1326 در روستاي يوسف آباد قوام از توابع شهريار به دنيا آمد. روستاي يوسف آباد با جمعيتي حدود 70 خانوار فاقد مدرسة راهنمايي بود و نجمه نتوانست ادامة تحصيل بدهد و براي همين بود كه ترك تحصيل كرد و بلافاصله در 13 سالگي مورد خواستگاري سيدعلي اينانلو قرار گرفت. - اجداد پدري همسرم در دشت مغان زندگي ميكرده اند و براي ما مشخص نشده كه چرا شهريار را براي زندگي انتخاب كرد ه اند، البته بچه ها تحقيقاتي هم كرد ه اند و ميگويند كه اصالت اينانلوها از عراق آمد ه اند! بيشك اصالت نه تنها اينانلوها بلكه همة سادات از يمن و حجاز است،ازنسل و ذرية پاك رسول خدا صلي ا لله عليه وآله وسلم؛ همو كه همة افلاك به خاطر وجود ذيجود او خلق شد. - پدرم اروجعلي و مادرم تا جماه، آشنايي كاملي با خانوادة سيدعلي داشتند. آ نها مثل ما كشاورز بودند و سيدعلي يك برادر و يك خواهر داشت و خودش تهتغاري بود. او فرزند آخر خانواد ه اي كم جمعيت بود و من اولين فرزند خانواده اي پرجمعيت با هفت خواهر و چهار برادر!
نجمه در سال 1339 به عقد سيدعلي درآمد و به فاصلة هر دو سال يك فرزند صالح به دنيا آورد كه هر دو در تربيت آنان سهيم بودند. خانوادة سيدعلي در روشنگري انقلابي اقوام و همسايگان نقش بسزايي داشتند و پس از پيروزي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي حضور سبز آنان در دفاع همه جانبه از كيان مقدس نظام جمهوري اسلامي چشمگير است. گاه ميشد سيدعلي با همة پسران با هم در جبهه بودند و با هم در عمليات شركت ميكردند ومن بودم با دختران وپسران قد و نيمقد. دو سال بعد از تولد سيد ه خديجه، در سال 1343 خانوادة اينانلو به قدوم پربركت سيدمحمد مفتخر گرديد. سيدمحمد از ابتداي جنگ تحميلي به طور مرتب جبهه رفت ولي حضور در جبهه ها و سنگرهاي رزم مانع ادامة تحصيل او نشد، ديپلم گرفت از سلك بسيجي مفتخر به عضويت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شد. - برادرم سيدمحمد در لشگرهاي 10 سيدالشهدا(ع) و 27 محمدرسو ل الله(ص) مسئوليتهاي مهم داشت. مدتي فرمانده گردان حنظله و مدتي هم فرمانده گردان سلمان لشگر 27 محمدرسو ل الله(ص) بود. و آخرين مسئوليتش فرماندة تيپ حبيب ابن مظاهر لشگر 27 محمدرسو ل الله(ص) بود كه در عمليات بزرگ خيبر درجزيره مجنون و در تاريخ 1362/12/11درطلائيه به شهادت رسيد . سيدمحمد از آغازين روزهاي دفا ع مقدس در اكثر عمليا تهاي مهم مانند: مسلم ابن عقيل، محرم، رمضان، فتح المبين، بيت المقدس، والفجر مقدماتي، والفجر 1 و در نهايت در عمليات بزرگ خيبر شركت فعال داشت و در چهار عمليات به شدت از نواحي مختلف بدن مجروح شد. آخرين مجروحيتش در عمليات والفجر مقدماتي بود كه مدت طولاني در بيمارستا نهاي تبريز و تهران بستري بود و با بدني مجروح در حالي كه هنوز بخيه هاي شكمش را نكشيده بود در لشگر 27 محمدرسو ل الله(ص)، تيپ حبيب ابن مظاهر را در عمليات خيبر فرماندهي ميكرد. پس از شهادت سيدعلي، عزم و ارادة سيدمحمود برادر شهيد و سيدعلي پدر شهيد در ادامة راه او دوچندان شد. سيدعلي علاوه بر آنكه مسئوليت«ستاد جذب و هدايت كمك هاي مردمي شهريار» را عهد ه دار بود در اكثر عمليا تها حضور داوطلبانه داشت. - سيد محمود محصل دوم دبيرستان بود،دورة آموزشي را در پادگان كرج گذراند و چهار ماه بدون حتي يك روز مرخصي در لشگر 27 محمدرسو ل الله(ص) به اميد شركت در عمليات والفجر 4 نشست و عاقبت با شركت در عمليات در تاريخ12/08/1362 در منطقة پنجوين عراق شهادت رسيد. با شهادت دو فرزند قهرمان، سيدعلي عزم خود را در پيمودن راه و هدف مقدس فرزندان جزم كرد و لحظه اي آرام ننشست. روح ناآرام سيدعلي در تاريخ 25/07/1365دركمك رساني به جبهه هاي خو ن رنگ جنوب آرام گرفت. در گلزار شهداء حضرت بي بي سكينه(س) پدر مجاهدي با پسران شهيدش در كنار هم آرميد ه اند.
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده