نگاهي به آخرين ساخته «محمدعلي باشه آهنگر»
«بيداري روياها» يك ملودرام اجتماعي متأثر از دفاع مقدس است كه كارگردان آن با نگاهي آسيب شناسانه و روايتي پرفراز و نشيب و سرشار از موقعيت هاي غافلگيركننده به دغدغه ها و مصائب آدم هاي جنگ و بازماندگان آنها مي پردازد


«بيداري روياها» نه تنها مخاطب را به عمق زندگي آدم هاي جنگ و دغدغه ها و باورهاي آنها مي برد بلكه به تبيين موقعيت و شرايط بازماندگان آنها نيز به طوري جدي و متفاوت روي آورده است. آنچه در اين ميان بيشتر قابل توجه است رويكردي آسيب شناسانه به تبعات و آسيب ها و مصائبي است كه جنگ بر زندگي آدم هاي درگير با آن مي گذارد و از اين روست كه كارگردان به ايجاد مرزبندي هاي زماني و مكاني در اين زمينه نپرداخته و اين آسيب شناسي را در فضاهايي بي زمان و مكان گسترش داده است به طوري كه تأثير پديده جنگ بر زندگي بازماندگان نسل هاي بعد در اين فيلم بيشتر از تأثير آن بر آدم هاي جنگ به تصوير درمي آيد.
«بيداري روياها» به منزله بيدار كردن صداها و روياهاي آدم هاي اين فيلم است. در واقع رجعتي دوباره به زمان از دست رفته است و در اين ميان موقعيت هاي تلخي از گذشته زندگي «رخشانه» و «داوود» نمايان مي شود و بدين ترتيب تعارض هاي گذشته آنها در شرايطي كه برايشان پيش آمده در كنار تعارضاتي كه امروز با بازگشت برادر مفقودالاثر «داوود» براي اين زوج و اطرافيان آنها پيش آمده است؛ مطرح مي شوند.
فيلم «بيداري روياها» از لحاظ بصري ويژگي هاي خاصي متناسب با دنيا و شرايط آدم هاي قصه دارد. يعني همانطور كه آدم ها در شوك و كابوس و موقعيتي خاص و پرتعارض قرار گرفته اند؛ دوربين نيز در هول و ولا است و توناليته رنگ ها و نوع نورپردازي ها نيز به خاطر تناسب با ذهنيت منگ و گيج آدم هاي قصه در هاله اي از ابهام پرداخت شده است. در واقع فضاهاي سردي از طريق طراحي صحنه بسيار خوب «عباس بلوندي»، موسيقي تأثيرگذار و شكوه گرانه و محزون «آريا عظيمي نژاد» و نگاه بصري «تورج منصوري» در فيلم گرفته است كه روي هم رفته بيان تراژيك ماجراي آدم ها را موجب شده است. بازي هاي حسي بازيگران كه يكي از نقطه عطف هاي فيلم هم هستند؛ اين فضاي سرد را به طور مضاعفي منعكس كرده است. در واقع بار ملودراماتيك قصه بيشتر بر محور بازي هاي حسي بازيگران فيلم از جمله «امين حيايي» در نقش «داوود» و «هنگامه قاضياني» در نقش «رخشانه» مي چرخد. انتخاب فيلمبرداري به شيوه سكانس پلان و پرهيز از تقطيع زياد نماها در تدوين از ديگر شگردها و يا تمهيدهايي است كه مانع قطع شدن بازي هاي حسي بازيگران و خدشه دار نشدن بيان حزن انگيز قصه تراژيك فيلم شده است.
در پايان بايد گفت: «محمدعلي باشه آهنگر» با هدايت عوامل و با اين شيوه كار به تجربه اي جديد در كارش پرداخته كه در نوع خود بسيار قابل تأمل و توجه است. در واقع سيلان بي وقفه دوربين در اين فيلم هيجان و ناآرامي موجود در ذهنيت شخصيت ها را به طرز بسيار خوبي منعكس كرده و مخاطب را به خاطر همين قطع نشدن نماها در مسير پيگيري مداوم قصه انداخته است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده