نگاهي به «بيداري روياها» ساخته محمدعلي باشه آهنگر
سينماي دفاع مقدس با وجود گذشت بيست سال از پايان جنگ تحميلي همچنان مانند چشمه اي جوشان عمل كرده و همچنان سوژه هاي نابي براي به تصوير كشيدن و زنده نگهداشتن حماسه اي آن دارد.


يلم "بيداري روياها" ساخته محمدعلي باشه آهنگر از جمله آثاري است كه به اثرات جنگ بر زندگي آدم هاي درگير با آن پس از گذشت دو دهه مي پردازد.
ايوب كه به اسارت عراقي ها در آمده پس از گذشت بيست سال از بازگشت اسرا به ميهن در حاليكه همگان وي را شهيد مي پندارند به شكل عجيبي بازگشته و حال خانواده او با مساله پيچيده اي به نام ازدواج برادر ايوب(داود) با "رخشانه" همسر ايوب روبه رو مي شوند.
مشابه اين داستان تلخ و غريب كه ريشه در واقعيت هم دارد، پيش از اين در كتابي نوشته احمد دهقان آورده شده و گوهري و آهنگر به عنوان نويسندگان فيلمنامه پس از چند سال وقفه به ساخت اين فيلم اهتمام ورزيده اند.
برگ برنده فيلم نيز همين فيلمنامه محكم و به شدت تلخ آن است كه تماشاگر را در مقام قضاوت قرار داده و خود از صدور هر حكمي اجتناب مي ورزد.
در اينجا شخصيت ها هيچ يك مقصر نبوده و نسبيت بر آنها حاكم بوده و در اين ميان تنها غربت ايوب است كه قلب تماشاگر را به درد مي آورد، ايوبي كه نام خود را از پيامبر صبر و استقامت گرفته و آن را تا پايان داستان نيز حفظ مي كند.
نويسندگان فيلمنامه در پرداخت شخصيت ها بسيار موفق عمل كرده و از هرگونه اغراق و درشت نمايي پرهيز كرده اند.
داود به عنوان محور فيلم فوق العاده از كار درآمده و فراز و فرودهاي آن كاملا به باور تماشاگر نشسته و بر قرباني بودنش صحه مي گذارد.
در پناه اين شخصيت است كه با خصيصه زشت دهان بيني و توجه بيش از حد به حرف مردم آشنايي عميقي پيدا كرده و اثرات فاجعه آميزش را مشاهده مي كنيم.
شخصيت داود از آن جهت در سينماي پر از كليشه ايران حائز اهميت است كه تناقض هاي رفتاري او هيچگاه رنگ اغراق به خود نگرفته و در زندگي خود با آن روبه رو شده ايم.
اين همان حلقه مفقوده ايست كه "بيداري روياها" را از خيل فيلم هاي مرتبط با دفاع مقدس متمايز ساخته و منزلت بيشتري مي بخشد.
اين اتفاق در رابطه با "رخشانه" نيز رخ داده و آهنگر شخصيتي شناسنامه دار كه بسياري از رفتارهايش ريشه در گذشته تلخش داشته را خلق كرده است.
اين زن رنج كشيده كه عشق اول او با انقلاب اسلامي پيوند خورده و با جنگ تحميلي به آخر رسيده و به دومي ختم شده است، شخصيتي يگانه در تاريخ سينماي دفاع مقدس است كه مشابه آن را تنها در فيلمي مانند "گيلانه" ساخته رخشان بني اعتماد ديده بوديم.
حس هاي كاملا متضادي كه اين شخصيت با آن دست به گريبان است به خوبي توسط نويسندگان كار نوشته شده و تماشاگر آن را با پوست و گوشت خود احساس مي كند.
جاي خالي شخصيت هاي مانند "رخشانه" در گونه دفاع مقدس كه شخصيت هاي مرد نقش پر رنگ تري در آن داشته اند، كاملا حس مي شد كه اميدواريم ادامه داشته باشد.
آهنگر با زيركي ايوب را نشان تماشاگر نداده اما سايه اش را بر تمام فيلم گسترده و در پايان نيز با اثرش تماشاگر را بهت زده روانه بيرون از سالن مي كند.
ايوب را مي توان چكيده مظلوميت و ايثار و پايمردي كساني دانست كه از همه چيز گذشته و حق طلبي و سهم خواهي نكردند.
كارگردان در انتخاب بازيگران نيز خوب عمل كرده و توانسته تيمي هماهنگ با دنياي ذهني خويش بسازد.
امين حيايي كه مدتهاست به ستون خيمه فيلم هاي تجاري تبديل شده و كمتر بازي درخشاني در سال هاي اخير از او ديده ايم در نقش "داود" چنان بازي متفاوتي را ارائه كرده كه تماشاگر را به حيرت وا ميدارد! نقشي بسيار پرفراز و نشيب كه از وجوه بيروني در ابتداي فيلم به فرمي كاملا دروني در انتها ختم شده و حيايي با درك درستي كه از نقش داشته توانسته آن را خوب از كار در آورد.
حيايي با همين نقش مي تواند در زمره نامزد سيمرغ بلورين قرار گيرد.
هنگامه قاضياني پس از بازي درخشانش در فيلم "به همين سادگي" ساخته رضا ميركريمي، در نقش "رخشانه" فراتر از انتظار ظاهر شده و با ظرافت هايي توانسته اين نقش را از شخصيت "طاهره" فيلم "به همين سادگي" كه مشابهت هايي نيز با آن دارد، جدا سازد.
مظلوميت "رخشانه" با بازي درخشان هنگامه قاضياني در خلق درام بسيار مفيد بوده و تاثير عاطفي شديدي بر تماشاگر مي گذارد.
اوج بازي وي را در سكانس تنهايي اش در زيرزمين و هنگام برداشتن كيسه برنج و استيصال و سردرگمي اي كه در رفتار و حركات او موج مي زند، مي توان مشاهده كرد.
آهنگر در اين فيلم پس از فيلم درخشان اما كمتر ديده شده "فرزند خاك"، باب جديدي را در سينماي دفاع مقدس گشوده كه با اندكي تلاش و دقت بيشتر در نگارش فيلمنامه ها مي تواند به نتايج درخشاني رسيده و اين گونه را از رخوت و ركود در آورد.
گزارش از: محمد جليلوند
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده