جهاد دانشگاهي مشهد- گروه پژوهشي علوم اجتماعي

يافته هاي اين تحقيق حاكي از آن است كه:
1.وضعيت اقتصادي پاسخگويان از نظر خودشان 42 درصد برابر با اطرافيان 34 درصد پايين تر از اطرافيان، 11 درصد بهتر از وضع اطرافيان، 9 درصد وضع ديگران را خيلي بهتر از خود و 1 درصد وضع خود را خيلي بهتر از ديگران (3 درصد بي پاسخ) ارزيابي نموده اند.
2. وضعيت مسكن 83 درصد داراي منزل شخصي، 14 درصد مسكن اجاره اي، 2 درصد ساكن در منزل پدري و 5 درصد خانه سازي و 5/1درصد سوال پاسخ نداده اند.
3. 40 درصد پاسخگويان اعتقاد دارند درآمدشان به سختي هزينه هاي زندگي را جبران مي كند، 25 درصد اعلام مي كنند درآمد با هزينه هاي زندگيمان يكي است، 25 درصد درآمدشان اصلاً كفاف زندگي را نمي كند و 10 درصد معتقدند مي توانند مقداري از درآمد خود را پس انداز كنند.
4. اولويت بندي نيازها از سوي پاسخگويان به شرح ذيل است، نياز اقتصادي رتبه اول، نياز پزشكي رتبه دوم، نياز اجتماعي رتبه سوم، نياز اداره، نياز خانواده، نياز مشاوره، نياز فرهنگي و نياز آموزشي
نيازهاي اقتصادي شامل شش مقوله كلي كمبود در زمينه تجهيزات لازم براي زندگي، كمبود و مشكل در زمينه كمك مالي، مشكل در زمينه دريافت وام، مشكل و كمبود در زمينه مسكن، مشكل از نظر برابري حقوق ماهيانه، مشكل در زمينه حقوق ماهيانه است.
95 درصد از پاسخگويان از سازمان بنياد شهيد خراسان رضوي انتظار دارند كه جهت رفع نياز آنها در زمينه اقتصادي اقدام نمايد. در مرتبه بعد 3 درصد از دولت، 9 درصد از دولت و 5 درصد از رياست جمهوري و 5 درصد از شهرداري انتظار داشته اند.
5. 66 درصد از پاسخگويان داراي مشكل در زمينه مالي بوده اند كه از ميان آنها 23 درصد خواستار كمك هزينه مالي براي امرارمعاش ، 18 درصد به صورت وام بلاعوض، 13 درصد كمك براي خريد ماشين، 11 درصد براي تهيه وسايل زندگي و 6 درصد جهت ايجاد شغل كمك مالي خواسته اند.
6. 52 درصد پاسخگويان جهت دريافت وام داراي مشكل بوده اند و مشكلات ذيل را عنوان كرده اند:
وام با اقساط بلند مدت و كم بهره، بوروكراسي اداري، عدم تبعيت بانك ها از قوانين يكسان، عدم راهنمايي درست، ساده تر شدن شرايط گرفتن وام، بازپرداخت وام وقتي كه فرد شاغل شد، بي عدالتي در دادن وام (دادن وام بيشتر به خانواده هاي پرجمعيت، تسريع در دادن وام، افزايش مبلغ وام، مهلت براي پرداخت وام، اختصاص وام به خانواده هاي خاص، مشاركت فرزندان شاهد متاهل پسر در صندوق شاهد، بي عدالتي در نحوه پرداخت وام مسكن به جانبازان)
7. بطور كلي 56 درصد از پاسخگويان داراي مشكل در زمينه مسكن بوده اند كه از اين تعداد 45 درصد نياز به مسكن، 28 درصد تعويض خانه، 10 درصد مشكل مسكن فرزندان و 10 درصد مشكل تعمير مسكن داشته اند.
8. 77 درصد از حجم نمونه داراي مشكلات حقوقي بوده اند كه در اين ميان 77 درصد خواستار افزايش حقوق ، 8 درصد درخواست حقوق بمناسبت جانبازي، 3 درصد دادن حقوق به فرزند شهيد، 1 درصد دادن حق پرستاري به همسر جانباز را مطرح كرده اند، 47 درصد از پاسخگويان مشكلات ذيل را به عنوان مشكلات خود در زمينه حقوق بيان كرده اند: 60 درصد تبعيض در حقوق خانواده ها، 12 درصد عدم تناسب حقوق با مدرك تحصيلي، 10 درصد يكسان سازي حقوق تمامي خانواده ها، 5 درصد تقاضاي تناسب حقوق با توجه به افراد تحت تكفل و بقيه بدون پاسخ بوده است.
9. 60 درصد از پاسخگويان در زمينه درمان و بيمه داراي مشكل بوده اند در اين ميان 34 درصد پاسخگويان نياز به مخارج دارويي، دكتر و درمان، 14 درصد تقاضاي بيمه تكميلي و 14 درصد تقاضاي بيمه خود و اعضاي خانواده و 8 درصد نيز تقاضاي درمان بيماريهاي خاص داشته اند.
10. 15 درصد پاسخگويان داراي مشكلاتي در زمينه پرونده پزشكي بوده اند كه در اين ميان 52 درصد خواستار تجديد نظر در درصد جانبازي، 13 درصد عدم رسيدگي به موقع به پرونده پزشكي و 10 درصد نيز تعيين درصد جانبازي را به عنوان مشكل بيان كرده اند.
11. 73 درصد از پاسخگويان داراي نياز و كمبود در زمينه حمايتهاي اجتماعي و عاطفي بوده اند. كه دراين ميان بازديد مسئولين از خانواده ها با 38 درصد ، حمايت اجتماعي و عاطفي از خانواده با 21 درصد ، 14 درصد اهميت و توجه و احترام به خانواده ، 7 درصد تغيير ذهنيت مردم در مورد برداشت هاي منفي درباره خانواده ايثارگران و 7 درصد تقدير از خانواده ها به مناسبت ايام خاص را به عنوان مهمترين نيازهاي خود مطرح كرده اند.
12. 57 درصد از پاسخگويان داراي مشكلات در زمينه اهميت و احترام به ايثارگر و شهيد بوده اند كه در اين ميان 28 درصد پاسخگويان توجه و احترام به جانباز، 20 درصد ترفيع درجه شهدا، 18 درصد تغيير ذهنيت مردم، 10 درصد عدم ترويج فرهنگ شهادت و ايثارگران، 7 درصد رسيدگي به جانباز را به عنوان مشكلات خود بيان كرده اند.
13. 41 درصد از افراد داراي مشكل در زمينه قوانين سخت و دست و پاگير موجود در سازمان بنياد شهيد بوده اند كه در اين ميان 26 درصد پاسخگويان وجود قوانين بسيار پيچيده و دست و پاگير سازمان، 14 درصد اصلاح قوانين مربوط به جانبازي، 12 درصد نامناسب بودن قوانين، 9 درصد اصلاح قوانين مربوط به دريافت وام و 6 درصد رفع كاغذبازي را عنوان كرده اند.
14. 55 درصد افراد نمونه داراي مشكل در هنگام مراجعه به بنياد شهيد بوده اند كه 21 درصد پاسخگويان تبعيض قايل شدن در بين خانواده ها، 21 درصد رسيدگي به مشكلات، 16 درصد برخورد بد با ارباب رجوع، 10 درصد عدم پاسخگوئي به مراجعين را به عنوان مشكل بيان نموده اند.
15. 36 درصد پاسخگويان داراي مشكلات خانوادگي بوده اند كه بيماري اعصاب و روان همسر با 18 درصد در رتبه اول، 16 درصد ناسازگاري دربين فرزندان، 17 درصد ناسازگاري بين فرزندان با پدر، 16 درصد ناسازگاري با همسر، 11 درصد مشكلات مالي مهمترين مشكلات عنوان شده مي باشد.
16. 65 درصد افراد در رابطه با فرزندان داراي مشكلات خانوادگي بوده اند كه 37 درصد مشكل خود را نياز به اشتغال فرزند، 7 درصد اوقات فراغت فرزندان ، 7 درصد نياز به هزينه هاي ازدواج و رسيدگي به وضع فرزندان ازدواج كرده، 6 درصد بيماري فرزند و 6 درصد نيز نياز مالي و اقتصادي را مطرح كرده اند.
17. 64 درصد پاسخگويان داراي نيازهاي مشاوره اي بوده اند كه 26 درصد مشاوره در امور زندگي، 18 درصد مشاوره خانواده، 10 درصد نياز به مشاوره و 10 درصد مشاوره در زمينه تحصيلي را عنوان كرده اند.
18. 37 درصد پاسخگويان داراي مشكلات مربوط به گلزار شهدا را مطرح كردند، 54 درصد رسيدگي به مزار شهدا جهت بازسازي ، 18 درصد نياز به ساماندهي، 8 درصد سرويس اياب و ذهاب جهت حضور در مزار شهدا، 6 درصد گذاشتن پرچم براي قبر شهيد را مطرح كرده اند.
19. 92 درصد پاسخگويان داراي مشكلات در زمينه سفر تفريحي بوده اند كه در اين ميان 55 درصد ايجاد زمينه سفر زيارتي، 14 درصد ايجاد مزايا در زمينه سفر، 10 درصد ايجاد زمينه سفر تفريحي، 4 درصد ايجاد مجموعه فرهنگي و تفريحي را عنوان كرده اند.
20. 60 درصد پاسخگويان داراي مشكلات در زمينه ورزش بوده اند كه در اين ميان 28 درصد ايجاد مجموعه ورزشي براي خانواده ها، 18 درصد فراهم نمودن وسايل و امكانات ورزشي، 12 درصد ايجاد مجموعه ورزشي براي جانبازان، 8 درصد برنامه ريزي براي ورزش جانبازان، 8 درصد برنامه ريزي براي ورزش فرزندان و خانواده را مطرح نموده اند.
21. 55 درصد از پاسخگويان داراي مشكلات در زمينه تحصيل فرزند خود بوده اند، 39 درصد برقراري كمك هزينه تحصيلي، 14 درصد تقويت بنيه علمي دانش آموزان، 9 درصد سرويس اياب و ذهاب، 6 درصد افزايش سهميه دانشگاه و 6 درصد نيز تقاضاي ثبت نام فرزندان جانبازان در مدارس شاهد را مطرح نموده اند.
22.44 درصد افراد نمونه داراي مشكلات شغلي بوده اند، 46 درصد ايجاد شغل را در مرتبه اول قرار داده اند، 15 درصد ايجاد شغل را براي اعضاء خانواده، 14 درصد درخواست صدور پروانه كسب، 9 درصد عدم توانايي انجام كار را مطرح نموده اند.
23.بين نيازهاي اقتصادي و وضعيت ذهني اقتصادي رابطه مستقيم وجود دارد. به عبارت ديگر پاسخگوياني كه خود را متعلق به طبقه بالا مي دانند بيش از سايرين به نيازهاي اقتصادي اشاره كردند و بالعكس پاسخگوياني كه خود را متعلق به طبقه پايين مي دانند كمتر از سايرين نياز اقتصادي داشته اند.
24.بين نياز اقتصادي و ميزان تحصيلات فرد رابطه معكوس وجود دارد، هرچه ميزان تحصيلات افراد پاسخگو بيشتر مي شود نياز اقتصادي آنان كاهش مي يابد.
25.بين نياز پزشكي و وضعيت ذهني اقتصادي رابطه مستقيم وجود دارد. هرچه وضعيت ذهني اقتصادي بالاتر مي رود نياز پزشكي بيشتر مي شود.
26.بين نياز پزشكي و ميزان تحصيلات فرد رابطه معكوس وجود دارد. پاسخگوياني كه تحصيلات بالاتري دارند كمتر به نيازهاي پزشكي اشاره كرده اند.
27.بين نياز اجتماعي و وضعيت ذهني پاسخگويان رابطه مستقيم وجود دارد. هرچه وضعيت اقتصادي ذهني پاسخگويان بهتر مي شود، نياز اجتماعي افراد نيز بيشتر مي شود.
28.بين نياز خانواده و وضعيت ذهني اقتصادي رابطه مستقيم وجود دارد. پاسخگوياني كه خود را متعلق به طبقه بالا مي دانندبيش از سايرين به نيازهاي مربوط به خانواده اشاره كرده اند.
29.بين نياز فرهنگي و ميزان تحصيلات افراد رابطه مستقيم وجود دارد ولي بين نياز آموزشي و سن رابطه معكوس وجود دارد.
30.ميانگين درآمد خانواده هاي ايثارگر و شاهد در حدود 000/900/2 ريال مي باشد كه درآمد متوسط جامعه در همين حدود است. وليكن 64 درصد جانبازان عنوان مي كنند هزينه هاي زندگي آنها از درآمدشان بيشتر است. با توجه به درآمد متوسط اين سوال پيش مي آيد كه چرا اين گروه با كمبودهاي اقتصادي مواجه هستند؟ بررسي نشان مي دهد هزينه هاي جانبي پزشكي زيادي براي اين خانواده ها وجود دارد كه آنان را با مشكل مواجه مي كنند. اما در بين خانواده هاي شاهد به نظر مي رسد مديريت مالي به درستي صورت نمي گيرد. با توجه به ميزان درآمد و هزينه هاي خانواده هاي جانبازان و ايثارگر به نظر مي رسد بنياد شهيد بايد به دنبال راه كارهايي در جهت استفاده بهينه از درآمدها و توصيه آن به خانواده باشد. زيرا رسيدگي و پايه گذاري راهكاري موثر مساوي با افزايش حقوق نيست. بلكه افزايش حقوق خود مي تواند نيازهاي كاذب را افزايش داده و خود مشكلي ديگر به ارمغان آورد. به عنوان مثال يكي از همسران جانبازان عنوان كرده شوهر من از وقتي كه بنياد به او خانه داده است بدتر شده ديگر به فكر كار كردن هم نيست و از اين قبيل موارد...
31.دو نوع عقيده متفاوت در بين مخاطبان بنياد در زمينه حقوق وجود دارد. برخي معتقدند كه چرا حقوق آنها مساوي است و درست بر عكس عده اي معتقدند چرا حقوق آنها مساوي نيست. جانبازان بيشتر از خانواده هاي شاهد احساس تبعيض در اين زمينه مي كنند.
32.از نظر پاسخگويان افراد شاغل در مركز مشاوره بنياد توانايي و تخصص كافي ندارند. جانبازان به كمك بنياد شهيد و امور ايثارگران براي سامان دادن به زندگي نياز دارند بنابراين بنياد مي تواند براي اين خانواده ها تعداد مشخصي مددكار حرفه اي معرفي كند كه متناسب با وضعيت و مشكلات خانواده بتواند آنها را راهنمايي كند. مددكاران هر خانواده اي را مي توان با سرپرست ارشد مددكاري تحت مراقبت قرارداد تا هرگونه خطا و اشتباهي به كمترين حد آن كاهش يابد.
33.برخي اوقات فرزندان شاهد متهم شده اند كه از سهميه استفاده مي كنند، حق كسي را نقص كرده و يا امتيازي را به طور ناعادلانه كسب كرده اند، كنار آمدن با اين فشار جمعي امري ساده و سهل نيست، احساس غالب در بين جانبازان و خانواده شهيد اين است كه آنها با كاهش احترام و توجه خاص از سوي آحاد جامعه به تدريج و با فاصله گرفتن از زمان جنگ و انقلاب روبه رو شده اند. از جمله نكته اي كه در مصاحبه با دانشجويان شاهد مطرح بود اينكه در بسياري از موراد اين خانواده ها با دلخوري از وضع موجود به طور طبيعي به بنياد مراجعه مي كنند زيرا از بنياد به عنوان متولي امور خود انتظار دارند كاري براي آنها انجام دهد، در حاليكه كاركنان بنياد ممكن است متوجه به اين احساس فشار و يا ناراحتي نباشند و يا در بسياري از موارد نتوانند براي آنها كاري انجام دهند. در چنين شرايطي احتمال برخورد نامناسب مراجعان با كاركنان سازمان افزايش مي يابد، اين برخورد به كاركنان منتقل شده، كارايي، تفكر منطقي و توانايي كاركنان را كاهش مي دهد و در نهايت تعامل سرد بين مراجعان و كاركنان به وجود خواهد آمد. نتيجه چنين روندي دوري هرچه بيشتر اين خانواده ها و سازمان خواهد شد و اين خانواده ها خود را طلبكار تلقي مي كنند و انتظار ارضاء نشده زيادي در بين خانواده ها بوجود خواهد آمد اين روند به نارضايتي و عدم اعتماد منتهي مي شود و از چنين فضا و شرايطي نمي توان انتظار اصلاح و حل شدن مشكلات را داشت.
بنابراين هزينه هاي سازمان افزايش مي بايد ولي مشكل برطرف نمي شود عدم شناخت كافي از مشكلات خانواده ها نيازهاي آنها را برطرف نمي كند بلكه با هر كار نسنجيده اي نيازي و انتظاري در اين خانواده ها شكل خواهد گرفت كه براي رهايي از اين مشكل نياز به فعاليتي مجدد خواهد داشت.
مشكل ارتباطي بنياد با خانواده هاي شاهد و ايثارگر:
بنياد شهيد و امور ايثارگران بعنوان متولي اين خانواده هاي بايد با اين خانواده ها ارتباط نزديكي داشته باشد فهم معناي عمل كنشگران و مقاصد و نيات دروني آنها از طريق مواجه و مثل آنها شدن و مقايسه و ارزيابي امكان پذير است.
توصيه مي شود بنياد شهيد و امور ايثارگران به فعاليت جدي تر در زمينه ارتباطي بپردازد.
در اين قسمت نبايد از اهميت عاملين و كارگزاراني كه مامور ارتباط با اين خانواده ها مي شوند غفلت كرد. بعنوان مثال اگر افرادي كه از طرف سازمان مامور مي شوند تا ارتباط موثر و مستمر با خانواده هاي شاهد و ايثارگر برقرار كنند، در انجام وظيفه اي خود از توانايي لازم بهره مند نباشند بر مشكلات سازمان خواهند افزود.
به نظر مي رسد سازمان بايد به سمتي حركت كند كه با ارتباط مستمر و موثر و البته با تعامل گرم در پي فهم مشكل و ارائه راه حل آن با توجه به شرايط خانواده ها اقدام كند.
بايد توجه داشت كه اين خانواده ها از يك نوع و دسته نيستند كه بتوان براي همه يك دستورالعمل داشت و به جاي مراجعه جانباز يا خانواده شاهد به سازمان، سازمان بايد در يك تعامل گرم و مثبت و حرفه اي به آنها كمك كند تا قادر باشند بر مشكلات خود فايق آيند.
اگرچه در سالهاي اخير ديده مي شود مركز هاتف گامي است در جهت ارتباط موثرتر با جانبازان ولي بازهم اين مركز به تنهايي كافي نيست و مراحل بعدي نياز به ارتباط موثر و مثبت براي فهم نيازهاي اين خانواده هاست كه احتمالاً از اهداف اصلي برنامه ريزان طرح ديدار ياران در بنياد بوده است پس بايد علاوه بر كميت به كيفيت آن نيز توجه خاص و بيش از گذشته مبذول گردد.
بنياد براي برطرف كردن خيلي از مشكلات علاوه بر تعامل مستمر مي تواند از روش هاي اطلاع رساني موثر استفاده كند. ميانگين تحصيلات اين خانواده ها در حد سيكل است بنابراين به راحتي مي توان از طريق نشريه هاي فعلي يا مناسبتر با آنها ارتباط برقرار كرد. بنياد اگر خواسته باشد تبعيض هاي احساس شده بين خانواده هاي شاهد و ايثارگر را برطرف كند مي تواند قسمتي از آن را با اطلاع رساني برطرف كند. بطوريكه با استفاده از نشريه و خبرنامه هاي داخلي خانواده هاي شاهد و ايثارگر را نسبت به هم مطلع كنند و به همين صورت از احوال آنها باخبر باشد. البته اين نشريه بايد براي جانبازان و خانواده هاي شاهد كارايي داشته باشد تا اينكه آنها با اين نشريات ارتباط موثر و مستمر برقرار كنند.
به نظر مي رسد لازم است اخبار و اطلاعات بطور مناسب و با توجه به ويژگي افراد در دسترس خانواده هاي شاهد و ايثارگر قرار گيرد و بنياد بايد از دسترسي خانواده ها به اطلاعات و اخبار و دريافت آنها توسط اين خانواده ها اطمينان حاصل كند.
نيازهاي فرهنگي
مقوله نيازهاي فرهنگي شامل اهميت بيشتر به ايثارگر و همچنين نيازهاي ورزشي، سفر و تفريح است اين مقوله همبستگي مستقيمي با ميزان سواد خانوادگي افراد دارد بصورتي كه مي توان انتظار داشت هرچه ميزان سواد خانواده ها افزايش يابد نياز فرهنگي نيز افزايش يباد. در مورد نياز فرهنگي بايد گفت برطرف شدن اين نياز فقط معطوف به بنياد شهيد و امور ايثارگران نيست، حدود 50% پاسخگويان از بنياد و حدود 50% از سازمانهاي ديگر انتظار دارند در جهت رفع اين نياز اقدام كنند.
موارد اصلي و مهم در مقوله فرهنگي عبارتند از اهميت و احترام به شهدا و ترفيع درجه آنان در ذهنيت مردم، توجه و احترام بيشتر به جانباز و آزاده، ترويج فرهنگ ايثار و شهادت و مواردي از اين دست را نمي توان فقط از بنياد شهيد و امور ايثارگران انتظار داشت اين مشكل را برطرف كنند و بطور طبيعي همت و حميت همه سازمانها را براي رسيدگي به اين مشكل لازم دارد.
اهميت دادن به مقوله هاي فرهنگي ، توجه و تبليغ صحيح و درست فرهنگ ايثار و شهادت از مسائل و مواردي است كه بايد براي آن برنامه اي بلند مدت داشت، با برگزاري يك مراسم خاص و تهيه چند گزارش ساده و احساسي و حتي نشان دادن افراد مهم كنوني كه داراي جايگاه ويژه سياسي و يا نظامي هستند نبايد انتظار داشت كه ذهنيت مردم نسبت به ايثار و شهادت افزايش يابد.
در اين زمينه بنياد با همكاري ساير سازمانها مخصوصاً رسانه ها بايد تلاش كند برنامه هايي مناسب و با كيفيت طراحي كند، و در طراحي و تهيه برنامه هاي مناسب با افرادي از جامعه هدف مشورت كند تا بيشتر مبتني بر واقعيت باشد.
خانواده هاي شاهد و ايثارگر با توجه به مشكلات عاطفي و صدمات ناشي از جنگ به سفر و تفريح نياز دارند، البته اين سفر بايد با توجه به ويژگيهاي اين خانواده ها انجام پذيرد.
بنياد مي تواند با تشكيل تورهاي مسافرتي و با درنظر گرفتن شرايط خانواده ها، به صورت دسته جمعي خانواده را به مسافرت ببرد و در زمينه برنامه هاي ارائه شده براي اين خانواده ها در طول سفر دقت لازم و تدابير مقتضي را بيانديشد.
1. برنامه ريزي براي مسافرت خانواده هاي شاهد و ايثارگر بدون هماهنگي با مشاوران و متخصصين فعال امكان پذير نيست بنابراين توصيه مي شود با توجه به شرايط خانواده ها مكان و چگونگي سفر مشخص شود.
نياز آموزشي
وقتي نيازهاي فرهنگي بررسي مي شود مي توان به ارتباط تنگاتنگ آن با نيازهاي آموزشي پي برد نيازهاي آموزشي خانواده هاي شاهد و ايثارگر برخي متوجه بزرگسالان است و برخي ديگر متوجه فرزندان خانواده ها كه دانش آموز هستند، مي شود.
نيازهاي آموزشي خانواده ها بيشتر مربوط به جانبازان و نحوه برخورد همسران و فرزندان با جانباز است، در واقع اين نوع آموزش بخاطر ارتباط سالم و درك بهتر اعضاء در خانواده ضروري به نظر مي رسد.
برخي نيز نياز به آموزش را جهت آشنايي بيشتر با مسائل روز و كسب اطلاعات فرهنگي خواستار هستند و بيشتر از بنياد و سازمانهاي آموزشي انتظار پاسخگويي به اين نياز را دارند.
و از طرفي خانواده هاي شاهد و ايثارگر به تحصيل خود اهميت زيادي مي دهند. جانبازان به طور خاص انتظار دارند فرزندانشان داراي مدارس خاصي باشند كه از كيفيت خاصي برخوردار باشند، خانواده هاي جانبازان بر اين عقيده هستند كه براي فرزندان آنها نيز بايد امتيازي درنظر گرفته شود،
به هر حال جانبازان هم در امر تحصيل فرزندان دچار مشكلاتي هستند كه از بنياد انتظار مي رود به اين مشكلات پاسخي درخور بدهد. مدارس شاهد از جمله مدارس نمونه و مطلوب هستند و بطور طبيعي جانبازان براي خود حق استفاده از اين مدارس را قائلند.
در اين قسمت لازم و ضروري به نظر مي رسد درباره وضعيت مدارس شاهد و ايثارگر تحققي جامع صورت گيرد تا بتوان به نقاط قوت و ضعف آن پي برد و با توجه به شرايط اين مدارس توصيه هاي لازم را بيان داشت.
مشكلات مربوط به سازمان (نياز اداري):
در سازمان امتيازات قانوني وجود دارد كه شامل همه افراد جامعه هدف نمي شود. براي يافتن مشمولين امتياز بايد بانك اطلاعاتي جامع و دقيقي وجود داشته باشد تا به راحتي به جامعه هدف دست يافت. به نظر مي رسد اين بانك اطلاعاتي كامل نيست و افراد جامعه هدف احساس مي كنند هركس به بنياد رفت و آمد بيشتري دارد از اين امتيازات برخوردار مي شود.
مشكلاتي مانند اين را مي توان علاوه بر تكميل بانك اطلاعاتي با راه اندازي يك شبكه اطلاع رساني موثر تا حدودي برطرف كرد تا در كمترين زمان افراد را از وضعيت سازمان و شرايط و امكانات آن مطلع كرد و خدمات رساني را در اسرع وقت انجام داد.
در پايان بررسي نيازها و راه حل هاي آن در قسمت راهكارهاي اجرايي جمعي مي توان بطور خلاصه بيان داشت هرچه سازمان در جهت ارتباط گسترده تر و صميمي تر و نزديكتر با خانواده ها گام بردارد مشكلات بهتر احساس و درك مي كند و مي تواند آنها را گم رنگ تر كند.
بنياد براي رفع نيازها و يا كاهش مشكلات خانواده ها بايد برنامه هاي علمي و كارشناسي بلند مدت، ميان مدت، و كوتاه مدت را دنبال كند بنياد شهيد و امور ايثارگران بايد هميشه متوجه اين نكته باشد كه دسترسي به اهداف در سازمان بدون اراده هم زمان و هم جهت تمام اعضاء امكان پذير نيست.
اختلال در اراده همزمان و هم جهت تمامي اعضا نمي تواند سازمان را به اهداف خود و سازمان را با مشكلات عديده اي مواجه خواهد كرد./ق
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار