نوید شاهد| پایگاه فرهنگ ایثار و شهادت

مقاومت در خرمشهر تمام محاسبات دشمن را برهم زد

مقاومت در خرمشهر تمام محاسبات دشمن را برهم زد. جنگ های نامنظم چریکی، شبیخون های پی در پی شبانه توام با رعب و وحشتی که در جان عراقی ها ریخته می شد، حتی به اسارت درآمدن تعدادی از نیروهای عراقی و ... همگی تمام رشته های فرماندهان ارشد عراق را پنبه کرد.
هجرت

هجرت

داخل سنگر اجتماعی نمازخانه «سپاه هفتم فجر» بودم. تمام برادران گرداگرد سوله نشسته بودند و هر کس چیزی می گفت. چون نزدیک به اتمام ماموریت بود همه از رفتن صحبت می کردند.
حماسه رزمندگان غرب

حماسه رزمندگان غرب

.... تمام صحبت های من، نتیجه دو سال و سه ماه حضور در مناطق غرب کشور، از فردای شروع ماجراهای کردستان است... به خدا سوگند! ما در غرب خودمان را به آب و آتش زدیم تا بتوانیم به مرز برسیم...
روایت‌های یک پرستار جنگ از درگیری‌های پاوه تا استادیوم آزادی

روایت‌های یک پرستار جنگ از درگیری‌های پاوه تا استادیوم آزادی

بنا شد استادیوم آزادی را مرکز قرار دهند. مجروحان شیمیایی، اول به آن جا منتقل شوند و بعد از دسته‌بندی و درمان اولیه، برای رسیدگی نهایی و تخصصی به بیمارستانها فرستاده شوند. تمام تخت‌های آسایشگاه پادگان ولی عصر (عج) را به استادیوم منتقل کردند، صندلی‌ها را کندند و جایش تخت گذاشتند. اتاق‌های بزرگ تبدیل به آی.سی.یو و اتاق عمل شد و به سرعت تجهیزات پزشکی به آن جا متقل گردید.
غریبانه ها؛ اقتدار در اسارت!

غریبانه ها؛ اقتدار در اسارت!

تازه به اردوگاه پر ماجرای موصل (1) گذاشته بودیم. به ما می گفتند: اسرای پانصد نفری. مرداد ماه 61 بود؛ روز عید فطر و هوا هم داغ داغ. فشارهای عراقی هم مضاعف شده بود.
غریبانه های شهدای آزاده (10)؛ نامه های بی جواب

غریبانه های شهدای آزاده (10)؛ نامه های بی جواب

تازه مرا عمل کرده و روی تخت بیمارستان موصل بستری بودم. سرشب علی مرا صدا زد. درد می کشید. آهسته آهسته خود را به او رساندم و کنار تختش قرار گرفتم.