نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

گزیده خاطرات جانباز شيميايي «حسين محمديان»  از بمباران شيميايي سردشت

گزیده خاطرات جانباز شيميايي «حسين محمديان» از بمباران شيميايي سردشت

آن چه پيش روي داريد شرح وقايع و حوادثي است كه پس از بمباران شيميايي سردشت در روز هفتم تير ماه 1366 و بعد از آن براي من پيش آمد، خاطراتي كه از ذهن براي من و بسياري ديگر فراموش نشدني هستند
شهيد بايرامعلي اسكندري به روايت همسر

شهيد بايرامعلي اسكندري به روايت همسر

علي در بهمن ماه سال 1365 در شلمچه شيميايي شده بود. البته چند جاي بدنش تر كش هم داشت. پس از بازگشت از جبهه، سالم و سرحال بود و به كارهاي روزمره مي پرداخت.
هرگز ما را فراموش نكرده بود!

هرگز ما را فراموش نكرده بود!

آخرين روزهاي فروردين 83، تازه وارد بانك شده بودم كه از نگهباني با من تماس گرفتند...
همه عمر تلخي كشيده است سعدي

همه عمر تلخي كشيده است سعدي

تقربياً دو سالي از مجروحيت نادعلي و آلودگي او به مواد شيميايي مي گذشت. خوب يادم مانده كه يك بار براي زيارت آقا علي بن موسي الرضا (ع) به شهر مقدس مشهد مشرف شده بوديم
و بعد خنديد و از من خداحافظي كرد!

و بعد خنديد و از من خداحافظي كرد!

صداي پشت خط احوالم را مي پرسيد و مدام با شوخي و مزه پراني از حال و كار من سراغ مي گرفت. براي لحظه اي نحوه ي شوخي و شكل و شمايل مزه پراندن ها به نظرم آشنا آمد
يك سبد خاطره

يك سبد خاطره

بعد از عمليات بدر يه پاسگاهي داشتيم روي آب و يه فرموندهي كه بچه اصفهان بود و خيلي مومن. به اسم شهيد دوالي هر بار منو مي ديد مي گفت: سيد دعا كن كه من روي آب شهيدشم