نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

نامه ای از دو کوهه!

نامه ای از دو کوهه!

پدر جان ما روز جمعه بیست و هفتم فروردین 1361، از پایگاه دو کوهه دزفول عازم دارخوین شدیم و غروب همانروز به دارخوین رسیدیم ، در حوالی دارخوین (تقریبا هفت کیلومتری آن) محلی است بنام شهرک انرژی که ما فعلا در اینجا مستقر هستیم و در حال آموزش دیدن برای عملیات آینده می باشیم .
وصیت نامه حماسی که در شبهای قدر کربلای 5 قرائت شد

وصیت نامه حماسی که در شبهای قدر کربلای 5 قرائت شد

رضا از نیروی خبره سپاه مالک اشتر بود. شب عملیات کربلای 5 حال غریبی داشت . وصیت نامه اش را آماده کرده بود . پشت فرمان بولدوزر بود و گریه می کرد. بند بند وصیت نامه اش را حفظ بود. بلند بلند می خواند و زیر گلوله بی امان دشمن کار می کرد...
روایتی همسرانه از عشق یک شهید به زندگی

روایتی همسرانه از عشق یک شهید به زندگی

شب اول ازدواج ايشان در بدو ورود پاهای مرا شست و به چهار طرف خانه ريخت و گفتند كه بركت خانه را اين آب زياد می كند و بعد نماز شكرانه به جا آوردند. ايشان خيلی كم حرف می زدند بيشتر كتابهای عقيدتی می خواندند يا خطاطی می كردند.
نامه شهید کربلای پنج «حسین اکبری»

نامه شهید کربلای پنج «حسین اکبری»

شهید «حسین اکبری» در نامه خود نوشته است؛ من فقط از طرف دوری ديدار تو مي باشد مادر جان از اين جا به تهران يك نامه نوشتم و جواب آن آمد از قول من به مادر عزيزم عرض سلام مخصوص دارم.
نماز شب را عاشقانه می خواند

نماز شب را عاشقانه می خواند

بعضی شب ها وقتی برای نماز صبح بیدار می شدم من دیدم که مجید سر سجاده به حالت سجده رفته و آنقدر گریه کرده است که جانمازش خیس شده است، به مجید گفتم؛ تو با این سن کم لازم نیست که نماز شب بخوانی؟...
کاری نکنید که خانواده شهدا از شما ناراضی باشند

کاری نکنید که خانواده شهدا از شما ناراضی باشند

به ایشان گفتم: که نمی شود، که ما زندگی نکنیم بچه احتیاج به پدر دارد به من گفت: به من جلوی هیچ فرزند شهیدی بچه هایم را بغل نمی کنم و با شما صحبت نمی کنم ، چون دلم نمی خواهد که آنها دلشان بشکند. خیلی سفارش خانواده های شهدا را به من می داد و می گفت: کاری نکن که خانواده شهدا از شما ناراضی باشند.