نوید شاهد | پایگاه فرهنگ شهادت

روایتی مادرانی از زندگی شهید «جعفر زارع پور»

روایتی مادرانی از زندگی شهید «جعفر زارع پور»

پسرم نوزده سالش بود که به جبهه رفت ایشان بعد از تمام کردن دوره ی راهنمایی بعد از ورود به دوره ی دبیرستان از طریق بسیج دولت آباد اعزام شدند البته با رضایت خانواده بسیار پسر دلسوز و مهربان بودند . در ابتدا که اعزام شده بودند به جبهه فکه رفتند در لشگر قدر بعد از چهار یا پنج ماه به یک مرخصی آمدند شب ها در یک گوشه اتاق به عبادت مشغول می شدند و بسیار گریه می کردند و همیشه به من می گفتند : مادر تو نمی خواهی یک شهید داشته باشی .
نگاهی به زندگی شهید «احمد آقامحمدی»

نگاهی به زندگی شهید «احمد آقامحمدی»

شهید احمد آقا محمدی در دوم تیر سال 1340 در روستای خنجین همدان در یک خانواده کشاورز و متدین بدنیا آمد آنها پنج خواهر و دو برادر بودند . احمد کودک سه ساله ای بود که پدرش بدرود حیات گفت و مادرش به تنهایی سرپرستی آنها را بعهده گرفت .
نگاهی کوتاه به زندگی نوجوان شهید «جعفر ذاکری»

نگاهی کوتاه به زندگی نوجوان شهید «جعفر ذاکری»

شهید پس از گذراندن تحصیلات ابتدائی ، به همراه خانواده به حسن آباد نقل مکان نمودند. او ضمن ادامه درس خواندن در حسن آباد با شروع انقلاب اسلامی فعالیت خود را از همان کودکی آغاز نمودند. با تشکیل بسیج ، به عضویت این نهاد در آمد و یکی از اعضای فعال پایگاه شهید کرمانی محسوب میشد بعد از مدتی عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد.
نگاهی کوتاه به سرگذشت پژوهی شهید «رمضان بهرامی»

نگاهی کوتاه به سرگذشت پژوهی شهید «رمضان بهرامی»

شهید رمضان بهرامی در سال 1343 شمسی در خانواده ای مذهبی در علی آباد باغ خواص از توابع شهرستان ورامین پای به عرصه وجود نهاد و درسش را تا کلاس سوم راهنمایی در روستای فوق ادامه داد ودر مهرماه سال 1357 جهت ادامه تحصیل راهی دبیرستان کارخانه قند ورامین شد .
تأملی بر زندگی شهید «مسعود غلامی» در سالروز شهادتش

تأملی بر زندگی شهید «مسعود غلامی» در سالروز شهادتش

دوران نوجوانی را در همان حد کنجکاوی خود ذهن مبتکرش را در زمینه ی شغل فنی پدر ( تعمیر موتور ) فعال میکرد . در حالیکه در همین روستا به تحصیل مشغول شد و پشتکار او باعث پیشرفت استعدادش در این زمینه شده بود . و همیشه فکری وسیع و دلی پر از شجاعت داشت و بر ائین اساس برای او پرش با موتورهای پرشی تنها فعالیت مورد علاقه اش بود .
زندگی نامه خودنوشت شهید «کیومرث سیری»

زندگی نامه خودنوشت شهید «کیومرث سیری»

در روستای توچال درس خواندم و برای رفتن به دبیرستان، به تهران آمدم. تحصیل را در تهران ادامه دادم تا این که دیپلم گرفتم. به شغل معلمی علاقه داشتم و می خواستم برای فرهنگ مملکتم کاری انجام دهم. پس در آزمون تربیت معلم شرکت کردم، اما کم کم شور و شوقی درونی بی قرارم کرد، جنگ آغاز شده بود و جوان ها دسته دسته، داوطلبانه می رفتند که در جنگ شرکت کنند.