نوید شاهد | پایگاه فرهنگ شهادت

آرشیو کامل
فرهنگی-هنری
سنگر ساز بی سنگر / شهیدی که تا لحظه شهادتش ذکر می گفت
برادر شهید دیده ور می گوید: هنگامی که در عملیات با برادرم بودم. خواستم به او هشدار بدهم که مراقب باشد تا تیری به او اصابت نکند که یک دفعه دیدم نقش زمین شد. او در حالی که ذکر میگفت کلاه خود را روی صورت خود گذاشت تا بچه ها او را نشناسند و موجب تضعیف روحیه ی آنان نشود.
دیدار با امام، روح دیگری به من بخشید
ا شور و شعف به سمت بیت امام حرکت کردیم. در بازرسی عصای مرا گرفتند و یک پاسدار مرا بغل کرد و داخل برد. امام با ابهت و آرامش همیشگی روی تختی نشسته بودند و همراهان من همگی روی زمین نشستند و من که تنها جانباز جمع بودم را روی تخت کنار امام نشاندند. لحظات خاصی بود که نمی توانم احساسم را بیان کنم. امام به همه خوش آمد گفت و سپس مرا بوسید و خطاب قرار داد. سخنانی آرام بخش و متین بر زبان راند که در طول زندگی همواره قوت قلب من بوده است. اشک از چشمانم سرازیر بود، نمی توانستم باور کنم که اینقدر به امام نزدیک شده ام.
کرسی تلاوت قرآن کریم در حرم  مطهر علی ابن حمزه(ع) برگزار شد
همزمان با بهار قرآن کرسی تلاوت قرآن کریم با حضور قاری ممتاز کشوری جانباز محمد سعید مسعودی و با حضور قاریان و با 200 نفر از خانواده های معظم شاهد و ایثارگر به همت معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران فارس و با مشارکت اداره کل اوقاف فارس درحرم مطهر علی ابن حمزه(ع) برگزار شد.
آرشیو
برادرم؛در عالم خواب نوید آزادیم را داد

برادرم؛در عالم خواب نوید آزادیم را داد

برادر شهید محمود ستاوند در خاطره ای می گوید: در اسارت و مدتي قبل از آزادي ، محمود را در عالم خواب مشاهده کردم که تاريخ دقيق آزاديم را به من اعلام نمود و من دقيقا در همان تاريخ به همراه تعدادي از برادران آزاده ، به ميهن اسلامي بازگشتيم .

برادران فرهنگي؛ ترويج انقلاب و تبليغ پيام شهدا وظيفه شماست

زماني که پشت جبهه بودم اين مسئله ورد زبان عده کثيري از مردم بود که دانش آموزان از درس عاجزند به جبهه مي روند من جداً اين تهمت را تکذيب مي کنم خودم و دوستان هم شهري که اکنون با هم در جبهه هستيم از ممتازترين دانش آموزان مدرسه بوده ايم اگر قبول نداريد از مدارک تحصيلي موجودمان شهادت بخواهيد و ديگر با اين تبليغات ناسزا روحيه دانش آموزان رزمنده را تضعيف نکنيد .
نگذاريد دشمن وقت نفس کشيدن پيدا کند

نگذاريد دشمن وقت نفس کشيدن پيدا کند

عزيزانم مبادا امام را تنها بگذاريد اسلام عزيز در خطر است از همه جوانان عزيز انتظار دارم که به جبهه ها بشتابند و جواب دندان شکني به دشمنان اسلام بدهند.

خاطره خودنوشتِ شهید یوسف مظاهری

ایام ماه مبارک رمضان سال 1404 تمامی نیروهای رزمنده به جبهه ها عزیمت نمودند و مبلغین تمامی سعی و کوشش خود را در رابطه با جنگ و حمله نهائی رزمندگان تبلیغ می کردند . بنده و عده ایی از برادران تصمیم گرفتیم که به جبهه اعزام بشویم موقعیت حمله از نظر بسیاری از رادیو های بیگانه نزدیک بود .
«پاسدار جوان»

«پاسدار جوان»

تقریبا همان اوایلی که وارد تیپ امام سجاد شده بودیم، برای انجام یک ماموریت درون شهری، با یک اتوبوس به سمت مقصد مورد نظر در حرکت بودیم . جمع همکاران، جمع بود، من و یکی دو نفر دیگر قصد محک زدن نیروی تازه و جدید الاستخدام سپاه را داشتیم.
دوست آسمانی

دوست آسمانی

چند سال پیش، شب قدر بود. نیمه شب در گلزار شهدا قدم می زدیم، یکی از جانبازان عزیز را دیدم، نشسته کنار مزار حسین. گفتم چرا اینجا کنار این قبر احیا گرفته ای. با دیده ای خیس روایت کرد.