شهادت پسرم را در خواب دیدم

شهادت پسرم را در خواب دیدم

«ما را به سردخانه بردند پیکر حسین را دیدیم در حالی که دست و سرش ترکش خورده بود و صورتش سوخته بود. بعد از مراسم ختم حسین از پدرش پرسیدم از کجا می‌دانستی حسین شهید شده است پاسخ داد در همان چند لحظه که بعد از صبحانه به خواب رفتم، دیدم حسین شهید شده است ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات خواندنی شهید «حسین احمدی» است که تقدیم حضورتان می‌شود.
ترکش به پایم اصابت کرد

ترکش به پایم اصابت کرد

«یک روز نماز ظهر می‌خواندیم که هواپیمای دشمن آمد سه، چهار تانک ما را زد و چند بمب اطراف نماز جماعت انداخت. بمب طوری زده شد که یک دفعه دیدم ترکش به پای من خورد. همین‌طور که از پایم خون می‌آمد رفتم جلوتر و دیدم صدای ناله می‌آید ...» ادامه این خاطره را از رزمنده دفاع مقدس «ولی‌الله محمدی» در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
رفع نقص اشتباده دیده شدن هواپیمای خودی با دشمن توسط شهید «بابایی»

رفع نقص اشتباده دیده شدن هواپیمای خودی با دشمن توسط شهید «بابایی»

«در طول جنگ، هواپیما‌های شکاری نیروی هوایی پس از انجام ماموریت و هنگام بازگشت به خاک میهن به خاطر وجود رادار‌های روشن ناچار بودند تا در ارتفاع پایین و با سرعت زیاد پرواز کنند. به همین خاطر گاهی با هواپیما‌های دشمن اشتباه گرفته می‌شدند و مورد حمله پدافندی خودی قرار می‌گرفتند ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات خواندنی خلبان سرلشکر شهید «عباس بابایی» است که تقدیم حضورتان می‌شود.
بمباران دشمن به اندازه‌ای گوش خراش بود که فکر کردیم بیمارستان را زدند
خاطرات امدادگر جبهه «مریم قزوینی»؛

بمباران دشمن به اندازه‌ای گوش خراش بود که فکر کردیم بیمارستان را زدند

چند بار بمباران دشمن به اندازه‌ای گوش خراش بود که ما فکر کردیم بیمارستان مورد اصابت قرار گرفته است. شتابان خود را از خوابگاه بیرون انداختیم و مشاهده کردیم که دقیقا چند متری ساختمان را زده‌اند....» ادامه این خاطره از زبان «مریم قزوینی» از زنان امدادگر استان قزوین در دوران هشت سال دفاع مقدس را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
در مشکلات به پدر شهید «مرتضی باریک‌بین» پناه می‌آوردیم

در مشکلات به پدر شهید «مرتضی باریک‌بین» پناه می‌آوردیم

«از آن روزی که سپاه در قزوین تشکیل شد و ماموریت‌های مختلف برای سپاه پیش آمد؛ چه در کردستان و چه در دوران هشت سال دفاع مقدس، آیت‌الله باریک‌بین انصافا به عنوان یک عزیز بزرگوار و پدر، همه‌ی ما‌ها را زیر بال و پر خودشان می‌گرفتند. یعنی ما واقعا در مشکلات، گرفتاری‌ها و سختی‌ها پناه به ایشان می‌آوردیم ...» ادامه این خاطره را از آیت‌الله باریک‌بین پدر شهید «مرتضی باریک‌بین» در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
شهید «حجت‌الله صنعتکارآهنگری‌فرد» خیلی ساده بود

شهید «حجت‌الله صنعتکارآهنگری‌فرد» خیلی ساده بود

«خیلی ساده بود با لباس رزمندگی سر سفره عقد نشست من به او گفتم لباست را عوض کن. اما او گفت نه با همین لباس بهتر است این لباس. لباس زندگی ماست ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات همرزم شهید «حجت‌الله صنعتکارآهنگری‌فرد» است که تقدیم حضورتان می‌شود.
نقش قزوین در سرکوبی طرف‌داران بنی‌صدر
برگی از خاطرات؛

نقش قزوین در سرکوبی طرف‌داران بنی‌صدر

«مردم شریف‌آباد در سرکوبی طرف‌داران بنی‌صدر در قزوین نقش بسزایی داشتند. آن‌گونه که به یاد دارم وقتی ‌که ما در شریف‌آباد جمع شدیم تا برای سرکوبی طرف‌داران بنی‌صدر به قزوین برویم ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات همرزم شهید «رجبعلی بهتویی» است که تقدیم حضورتان می‌شود.
تکراری نبودن مفاهیم
برگی از خاطرات شهدای قزوین؛

تکراری نبودن مفاهیم

«یکی از روش‌های بیان موضوعات در جلسه‌های تفسیر قرآن که توسط شهید چگینی انجام می‌شد تکراری نبودن مفاهیم و موضوع‌های مطروحه به‌نحوی که دیگران از شنیدن آن خسته نشوند ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات معلم شهید «قدرت‌الله چگینی» است که تقدیم حضورتان می‌شود.
دست‌های پیرمرد را بوسید

دست‌های پیرمرد را بوسید

«حاج‌آقا به محض اینکه نزدیک پیرمرد شد دست‌های او را که بر اثر کار زیاد همانند ورق سنباده شده بود را گرفت و بر روی لبانشان گذاشتند و بوسیدند ...» ادامه این خاطره از «سید آزادگان، شهید حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدعلی‌اکبر ابوترابی‌فرد» را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
ماه رمضان و خبری از پیدا شدن پسرم
مادر شهید «سید علی‌اکبر حاج سیدجوادی»؛

ماه رمضان و خبری از پیدا شدن پسرم

«ماه رمضان بود ظهر رسیدم خانه. تا در را باز کردم دیدم تلفن زنگ می‌زند یک پشت خط گفت حاج خانم ناراحت نمی‌شوید گفتم برای چی گفت آقا مصطفی پیدا شده ...» ادامه این خاطره از شهید «سید علی‌اکبر حاج سیدجوادی» را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
بعدی 3 4 5 6 قبلی