برشی از کتاب - صفحه 3

آخرین اخبار:
برشی از کتاب

برشی از کتاب "روی جاده های رملی"/ طعم ملخ

دستم را زیر رد نوری تکان می دادم که از لای در روی فرش افتاده بود. گرد و خاک توی نور پرواز می کرد. صدای خالد، پسر همسایه ی روبروی ما و بچّه ها از کوچه می آمد. صورتم را از پنجره ی رو به حیاط بیرون بردم. باد گرم توی صورتم خورد. صدای قابلمه و قاشق از توی آشپزخانه می آمد.
طراحی و تولید: ایران سامانه