برشی از کتاب «با چشمان باز» | چشمم که به بدنش افتاد جا خوردم
در قسمتی از کتاب «با چشمان باز» که برگرفته از زندگانی شهید «سید علیاکبر (مصطفی) حاجسیدجوادی» است، میخوانید: «هر جا که بوی اخلاص میآمد پیدایش میشد. تشکیلات خاصی نبود که برای ما برنامهریزی کند. همینطور ناخودآگاه به هم میرسیدیم ...»