فیلم | سرباز گمنام همسایه‌ها
برگی از خاطرات شفاهی؛

فیلم | سرباز گمنام همسایه‌ها

سید عباس فاضلی مطلق پدر پاسدار شهید «سید مجتبی فاضلی مطلق» از شهدای جنگ رمضان در روایتی از تواضع شهید «سید مجتبی» می‌گوید: «تواضع و فروتنی «سید مجتبی» چنان عمیق بود که هیچ‌گونه تکلفی در رفتار او دیده نمی‌شد؛ به گونه‌ای که حتی همسایگان نیز از شغل نظامیش بی اطلاع بودند و او را تنها با خصایل نیکوی اخلاقی اش می‌شناختند.»
فیلم/ مراسم یادبود دانش‌آموز شهید «میکائیل میردورقی» در اندیمشک برگزار شد

فیلم/ مراسم یادبود دانش‌آموز شهید «میکائیل میردورقی» در اندیمشک برگزار شد

آیین گرامیداشت یاد و خاطره دانش‌آموز شهید «میکائیل میردورقی»، از شهدای والامقام مدرسه طیبه شجره در میناب همزمان با اجتماعات مردمی در شهرستان اندیمشک برگزار شد.
فیلم | نصب دوشکا بر فراز قله
برگی از خاطرات شفاهی؛

فیلم | نصب دوشکا بر فراز قله

اژدر منجزی، جانباز ۲۵ درصد دوران دفاع مقدس، در روایتی از روز‌های حضور در جبهه می‌گوید: «چهار ساعت طول کشید تا به قله رسیدیم و دوشکا را بر فراز قله مستقر کردیم. فرمان رسید: همین‌جا بمانید و مقاومت کنید. ما سیصد و پنجاه نفر بودیم، دشمن بعثی که از حضور مان آگاه شده بود، آتش سنگین خود را بر سرمان بارید؛ رگبار گلوله‌ها امان را بریده بود. در آن معرکه‌ی از میان سیصد و پنجاه تن تنها پانزده نفر توفیق بازگشت یافتند؛ و بقیه به شهادت رسیدند.»
فیلم/ اجرای نمایش خیابانی یادآور شهادت مظلومانه مدرسه شجره طیبه میناب در حمیدیه

فیلم/ اجرای نمایش خیابانی یادآور شهادت مظلومانه مدرسه شجره طیبه میناب در حمیدیه

همزمان با سالروز آزاد سازی خرمشهر در سوم خرداد و در تجمع شبانه مردم ولایتمدار حمیدیه جمعی از دانش آموزان دختر به همت ناحیه مقاومت بسیج امام رضا (ع) این شهرستان نمایش خیابانی یادآور حادثه شهادت مظلومانه دانش آموزان مدرسه شجره طیبه میناب برگزار شد. در ادامه ویدیویی در نوید شاهد ببینید.
فیلم| روایت نصر؛ تصاویر کمتر دیده شده از حماسه‌ی آزادسازی خرمشهر

فیلم| روایت نصر؛ تصاویر کمتر دیده شده از حماسه‌ی آزادسازی خرمشهر

سوم خردادماه ۱۳۶۱، روزی که نامش با فتح و ظفر در تاریخ پرشکوه انقلاب اسلامی گره خورده است، یادآور رشادت‌های رزمندگانی است که با ندای خرمشهر را خدا آزاد کرد حماسه‌ای جاویدان رقم زدند. در ادامه ویدیویی واقعی و کمتر دیده شده را نوید شاهد ببینید.
فیلم | نفربر یونولیتی
برگی از خاطرات شفاهی؛

فیلم | نفربر یونولیتی

ایرج جلیل‌پور، جانباز ۲۵ درصد دوران دفاع مقدس، در روایتی از روز‌های حضور در جبهه می‌گوید: «نیرو‌ها سوار یونولیت‌هایی شدند که شرکت سپنتا ساخته بود. با همان‌ها مسیر حدود ۱۳ کیلومتری را طی کردیم و از جاده‌ای که جزیره مجنون شمالی و جنوبی را به هم وصل می‌کرد عبور کردیم. من که یک جیپ ۱۰۶ همراهم بود در همان مسیر گلوله به من اصابت کرد و بعد از شش روز از شروع عملیات نیرو‌ها رسیدند و من را به عقب منتقل کردند.»
فیلم | هر چند قدم یک جنازه
برگی از خاطرات شفاهی؛

فیلم | هر چند قدم یک جنازه

«الله‌داد چراغی» جانباز ۲۵ درصد دوران دفاع مقدس روایت می‌کند: «شروع عملیات در دل شب بود. باد شدیدی می‌وزید و شن و ماسه روی سر و صورتمان می‌ریخت. فرمانده به ما گفت: «اسلحه‌هایتان را به کمر ببندید تا زیر شن‌ها دفن نشود. هنوز عملیات به درستی آغاز نشده بود که فهمیدیم لو رفته است. دشمن با دوشکا و ضد هوایی بی‌وقفه شلیک می‌کرد و بچه‌ها یکی یکی روی زمین می‌افتادند. آن‌قدر شهید داده بودیم که هر چند قدم، پیکر یکی از بچه‌ها روی زمین افتاده بود. گردان ما که پر از نیرو بود، کم‌کم همه شهید شدند تا جایی که فقط سی نفر باقی مانده بودیم.» از شما دعوت می‌کنیم در فیلم این روایت، تجلی ایثار، ایمان و مظلومیت رزمندگان را نظاره‌گر باشید.
فیلم| وضوی آخر
برگی از خاطرات شفاهی؛

فیلم| وضوی آخر

همسر شهید مدافع وطن «سعید اسماعیل‌وندی» روایت می‌کند: «آن روز سعید خیلی زود از خواب بیدار شد. وضو گرفت و نماز خواند. آرام و بی‌صدا آماده شد. ساعت ۵:۳۰ از محل کارش با او تماس گرفتند. تماس که تمام شد، با عجله آماده رفتن شد. آن‌قدر عجله داشت که به من گفت در را پشت سرم ببند. نمی‌دانم چرا، اما حس عجیبی داشتم؛ انگار روی زمین نبود، انگار دلش جای دیگری بود. بی‌قرار به نظر می‌رسید.» از شما دعوت می‌کنیم در فیلم این روایت، تجلی ایثار، ایمان رزمندگان را نظاره گر باشید.
فیلم| شب دوم عملیات
برگی از خاطرات شفاهی؛

فیلم| شب دوم عملیات

«اصغر ویسی‌تبار» جانباز ۲۵ درصد دوران دفاع مقدس برایمان روایت می‌کند: «شب دوم عملیات بود، خستگی از سر و رویم می‌بارید. رزمنده‌ای را دیدم که پتویی روی خودش کشیده و آرام خوابیده است، من هم کنار او دراز کشیدم تا اندکی استراحت کنم. چند ساعت بعد، با صدای هم‌رزمان که آماده حرکت به سوی خط مقدم می‌شدند از خواب بیدار شدم. رو به آن رزمنده کردم و گفتم: ببخشید که کنار شما خوابیدم.ناگهان متوجه شدم که لباس هایم خونی است. ابتدا تصور کردم ترکش خورده‌ام سپس متوجه شدم آن رزمنده‌ای که در کنارش خوابیده بودم از وسط دو نیمه شده و به شهادت رسید.» از شما دعوت می‌کنیم در فیلم این روایت، تجلی ایثار، ایمان و مظلومیت رزمندگان را نظاره‌گر باشید.
صوت | «تیربارچی»

صوت | «تیربارچی»

«تیربارچی» روایتی از خاطرات شهید «عبدالرحمن هودگر» است؛ که از شما دعوت می‌کنیم به این خاطره گوش فرا دهید.
بعدی 4 5 6 7 قبلی