نوید شاهد| پایگاه فرهنگ ایثار و شهادت

فرهنگی و هنری
من هرچه دارم از بسيج دارم
تو اى خواهرم و خواهران دينى ام حجاب خود را حفظ كنيد و خواهرم دوست دارم هنگامى كه در خيابان راه مى روى سنگينى تابوت مرا بر روى شانه خود لمس كنى و همواره بر عهد خود نسبت به امام و اسلام و وفادار بمانى و مرا ببخشيد و برايم دعا كنید
یادواره شهید سعید اکار برگزار شد
این شهدا مایه افتخار ما هستند و تلاش در راه خدا از ویژگی‌های بارزشان بودوهدف شهدا پیروی از ولایت و دفاع از خاک ایران بود رمز ماندگاری آن‌ها اخلاص در عمل است.
معرفی کتاب سپیدار عشق ازشهید امیر سفیداری
این نخستین بار نیست که نبض قلم برای شهدا روی کاغذ می تپد وبی شک آخرین بار هم نخواهد بود.تا زمانی که خون در کالبد جسم در غلیان است،ذهن حیاتش را مدیون مردانی است که هفت شهر عشق را دریک پلک بر هم زدن در نور دیدند.
طلوع وغروبش ماه نو بود
از امت حزب ا...می خواهم که با توکل به خداوند در خط امام عزیزوکارگشای گره های کشور ومسلمین حرکت کنند زیرا مادامیکه ایمان داشته باشید وپشت سر امام حرکت کنید هیچ بیم واندوهی ندارید.زیرا امام بسیار آگاه ومتقی است
شرح محتصری از زندگی ووصیت نامه شهید دانش آموز حسن مسکنی به مناسبت روز دانش آموز
شهید پس از طی دوران کودکی به مدرسه رفت وتا سوم راهنمایی به تحصیل ادامه داد.با آغاز جنگ تحمیلی ، درس رارها کرد ازسوی بسیج عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد.وی برای مادر نوشته مادرجان شهادت تولدی است برای زندگی جاودانه...
آرشیو
گهربارترين لحظه‌هایی که دنبالش مى‌گشتم اينك فرا رسيده

گهربارترين لحظه‌هایی که دنبالش مى‌گشتم اينك فرا رسيده

به دوستان و آشنايان وصيت مى‌كنم كه هيچگاه از خودسازى دست بر ندارند و هميشه به‌ياد خدا باشند و سعى كنيد كه هدفهاى دنيوى شما را فريب ندهد وگرنه از زيانكاران خواهيد بود .جوانان مبادا در غفلت بميريد كه حسين (ع) در ميدان نبرد شهيد شده ، مبادا در حال بى‌تفاوتى بميريد كه على اكبر د ر راه اسلام و با هدف راسخ شهيد شده

خاطره ای از پیروزی انقلاب اسلامی از زبان یک شهید

در صبح روزی که با مشتهای گره کرده خود با ندای الله اکبر خمینی رهبر بر آسمان می کوبیدند عاقبت به جهانیان نشان دادند که حق همیشه بر باطل پیروز خواهد شد چنانچه مشتهای بسته جوانان خرامان انقلاب جوابگوی گلوله های سربی گردد

نگاهی کوتاه به زندگی نامه شهیدعلی معطری

شهید معطری عاشق سپاه بود به محض تشکیل بسیج در شهر ری وی از اولین کسانی بود که به عضویت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد وعاشقانه در نهاد انقلابی به فعالیت پرداخت
با بهار آمد وبا خزان هم رفت

با بهار آمد وبا خزان هم رفت

پنج سال در جبهه های نبرد به دین و میهنش خدمت می کرد ، چهار پا زخمی شده بود و با درد زندگی می کرد و درد با او هم خانه و مانوس بود . و زخم ها و ترکش ها هنوز بعد از مدتها او را رها نکرده بودند و گاه با دردهای ممتد و مرموز حضور خطرناک خود را در سرش گوشزد می کردند
Histats.com START (aync) Histats.com END