نوید شاهد | پایگاه فرهنگ شهادت

آرشیو کامل
فرهنگی-هنری
اولین مراسم سالگرد عروج آسمانی شهید مدافع حرم «علیرضا قبادی» در کرج برگزار می شود
اولین مراسم سالگرد عروج آسمانی شهید مدافع حرم «علی رضا قبادی» با حضور و سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین «شیخ ناصر مظلوم» و مداحی ذاکر اهل بیت کربلائی «مهدی سعیدی» در بیست و پنجم اردیبهشت ماه1397، از ساعت هفده تا بیست در کرج ،مسجد علی بن ابی طالب(ع)، اشتراکی شمالی، گلستان هفده مسجد علی بن ابی طالب برگزار می شود.
دیدار گروه جهادی ایثار و شهادت استان البرز با خانواده شهید مدافع وطن
گروه جهادی فرهنگی فعالان ایثار و شهادت استان البرز در منزل شهید مدافع وطن «محمدحسین حدادیان» حضور یافتند. این گروه جهادی ضمن دیدار با خانواده معظم شهید والامقام و حضور بر سر مزار او، با قرائت فاتحه یاد و خاطره این شهید بسیجی را گرامی داشتند.
آرشیو

تاملی بر زندگی شهید جاویدالاثر « علی اصغر عزیزی»

در راه اسلام و ایران جنگید، و قریب دو سال حضور در صحنه های نبرد و شرکت در عملیات های مختلف در سال 1362، در جریان درگیری نیروهای اسلام با دشمن بعثی و در اثنای دفاع از وطن جاویدالاثر گردید و جسم و جان را به یک باره تقدیم جانان نمود.
فرازی از مجاهدت های کارگر شهید « مجید بهرامی کیا»

فرازی از مجاهدت های کارگر شهید « مجید بهرامی کیا»

وی پس از چند سال در یک کارخانه ساخت مواد شیمیایی به عنوان کارگر مشغول کار شد و با کار و تلاش فراوان در عرصه سازندگی و همچنین یاری رسانی به خانواده مجاهدت می کرد و از آن پس دست وی در یاری به خانواده و والدین گشاده ­تر بود.
یاد حماسه کربلای پنج در کلام شهید

یاد حماسه کربلای پنج در کلام شهید

ای جوانان نگذارید در رختخواب بمیرید که حسین در میدان جنگ شما را به یاری می طلبد. شما با یاری خدا کربلای هشت ما را آفریدید و به ندای «هل من ناصر ینصرنی» جواب دادید.

کسب مقام اول در خاطره شهید دروازه بان + دستخط

در سال 1358، که از منطقه کرج شهید برای مسابقات قهرمانی کشور نوجوانان انتخاب شدم و ما چهار ماه شدید تمرین کردیم که در اول سال 1359، برای اولین بار به اردو مسابقاتی رفتم و من در پست دروازه ­بانی بازی می کردم و من در اردوی و رامین که اولین اردو بود با ناحیه چهارقم بازی کردیم و پیروز شدیم.
سردار شهید مدافع حرم به روایت دیگران؛ پارتی بازی برای برادر

سردار شهید مدافع حرم به روایت دیگران؛ پارتی بازی برای برادر

برادر شهید: یک بار برایم پارتی بازی کرد! موقع خدمت سربازی ام که شد هیچ کاری نکرد که بیفتم جای خوب، ولی شانس آوردم و افتادم باتری سازی، 8 صبح می رفتم و 2 بعد از ظهر خانه بودم. یک روز از جبهه آمد و با ناراحتی گفت: «جوان ها در جبهه هستند و دارند می جنگند، تو رفتی باتری سازی خدمت می کنی؟!» گفتم: «داداش! خب من چه کار کنم؟ افتادم آنجا دیگر. می توانی من را از ارتش به سپاه ببر، نمی شود که!» خیالم راحت بود که نمی شود. ولی نامه ای نوشت و فردای آن روز در کمال ناباوری مرا راهی منطقه کرد.