نوید شاهد | پایگاه فرهنگ شهادت

آرشیو کامل
اخبار فرهنگی
آرشیو

«طومار صداقت»؛ خاطره‌ای از شهید فریدون حاتمی

شهید فریدون حاتمی، فرزند شیرین در سال ۱۳۴۳ در روستای مجنده از توابع شهرستان اردبیل به دنیا آمد. وی تا کلاس اول راهنمایی در اردبیل به تحصیل پرداخت و در سال ۶۲ به عضویت سپاه درآمد. او در حالی که مسئول خدمات رزمی لشکر ۳۱ عاشورا بود، در سال ۶۶ در ابوالفتح عراق بر اثر اصابت ترکش توپ به شهادت رسید.
«اختر بشارت»؛ خاطره‌ای از شهید عمران پستی

«اختر بشارت»؛ خاطره‌ای از شهید عمران پستی

شهید پستی فرزند محمد علی در سال ۱۳۳۸ در هشتجین خلخال به دنیا آمد. ایشان دانشجوی رشته جامعه‌شناسی بودند که در سال ۱۳۵۸ به عضویت سپاه در آمدند و در سال ۱۳۶۲ در پل طلاییه در حالی که فرمانده گردان حبیب بن مظاهر از لشکر ۲۷ حضرت رسول الله(ص) بودند، بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسیدند.
تحمل مخالف

تحمل مخالف

شهید ابوالفضل پیرزاده در سال ۱۳۳۴ در اردبیل دیده به جهان گشود و در ۷ آذر ۱۳۶۰ توسط منافقین کوردل در مقابل دبیرستان طالقانی ترور شد و به شهادت رسید.

گذری بر زندگی شهید «اکبر عظیم زاده موسوی»

اکبر خانه ی کوچکی اجاره کرده بود و با همسرش هما در آن زندگی می کرد. خانه اش آنقدر ساده بود که برایم تعجب بر انگیز بود. یک دست رختخواب و یک رادیو و یک فرش کهنه. گفتم: اکبر این فرش کهنه را عوض کن و یک تازه اش را بخر. گفت: مادر می خواهم چه کار این همه زیاد است. هما گفت: مادر اگر مستحقی پیدا شود این را هم خواهم بخشید.
گذری بر زندگی شهید «رئوف علی محمدیان»

گذری بر زندگی شهید «رئوف علی محمدیان»

رئوف شهادت در راه خدا را آرزو می کرد چون که در وصیّت نامه اش در این باره نوشته:«الهی!ترا سپاس می گویم که به من توان دادی که در راه تو ،برای تو،جان خویش را که از آن ِ تو بود،نثار کرده،تا شاید اگر لایق بودم شهید در راه تو باشم«...
گذری بر زندگی شهید « غلامحسين ديده‎بان»

گذری بر زندگی شهید « غلامحسين ديده‎بان»

شهيد غلامحسين دیده‎بان چنان شيفته خدمت بود با اينکه بیماری قند و ناراحتي قلبي داشت و دکترها گفته بودند که نبايد دست بکاري بزند و حاج آقا مروج (امام جمعه وقت اردبیل) نيز بارها ايشان را از کار کردن منع مي کرد، ولي او نمي توانست قبول کند که ديگران کار کنند و او نگاه کند! وقت بخصوصي براي کار نمي شناخت. از اول صبح تا اذان مغرب و حتي بعد از اذان مغرب تا نصفه هاي شب و گاهگاهي تا دوساعت گذشته از نصفه هاي شب، کارش ادامه داشت.