با نخبگان قرآنی شاهد و ایثارگر/8
يکشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۱۴
نوید شاهد: مطالعه مستمر قرآن، باعث می شود که اگر مسیرمان را درزندگی اشتباه رفتیم یا خدای ناکرده خواستیم به خطا گام برداریم آیه های قرآن برای ما مجسم می شود و نمی گذارد خطا کنیم.
"اعظم استاد غفاری" حافظ کل قرآن کریم، متولد مرداد ماه سال 1336 همسر شهید است. این بانوی صبورو نخبه قرآنی در گفتگو با نوید شاهد، حفظ قرآن کریم را، راه رهایی و نجات خود از فراز و نشیب هایی می داند که در زندگی با آن روبه رو بوده است. گفتگوی نوید شاهد با این نخبه قرآنی را بخوانید.


فرهنگ ایثار و شهادت میوه فرهنگ قرآنی است/  خاطره روزهایی که تشییع شهدا ممنوع بود

نوید شاهد: لطفا خودتان را معرفی کنید.

قبل ازهر چیز تشکر و قدرانی دارم از بنیاد شهید و کسانی که برای خانواده شهدا زحمت می کشند. من، همسر شهید حسین جوادی پور هستم متولد مرداد ماه 1336 و حافظ 20 جزء از قرآن کریم.

نوید شاهد: از نحوه شهادت همسرتان برایمان بگویید.

شهید، در شب 14 محرم سال 1357 اواخر آذر توسط مزدوران پهلوی به شهادت رسیدند. آن زمان حکومت نظامی و تظاهرات بود و انقلابیون بعد از نماز مغرب وعشا برای تظاهرات بیرون می رفتند. همسر من نیزبعد ازاقامه نماز برای تظاهرات بیرون می رفت گاهی خیلی دیرمی کرد و من نگران می شدم. چند روز قبل از شهادتش خیلی دیر کرده بود، من نگران شدم و برای اطلاع از احوالش بیرون رفتم و در مسیربه ایشان برخورد کردم ، ازمن خواست که تحت هیچ شرایطی بیرون نیایم چون ماموران حکم تیر داشتند و به کسی رحم نمی کردند.

چند شب به همین منوال گذشت و حسین دیر می آمد اما یک شب هرچه انتظار کشیدم از حسین خبری نشد تا بعد از اذان صبح صبر کردم بازهم خبری نبود. خیلی نگران شدم با اینکه دوبچه کوچک و شیرخواردرخانه داشتم اما دلم طاقت نیاورد .بچه ها را درخانه گذاشتم و بیرون آمدم. دیدم که جمعیت زیادی در کوچه جمع هستند، به من گفتند نگران نباش چیزی نیست حسین پایش تیرخورده است و من را به خانه خواهر شهید بردند، خلاصه من متوجه شدم که حسین به شهادت رسیده است. دوستانش تعریف می کردند که چون حسین بسیار شجاع بود و سر نترسی داشت جلوترازبقیه می رفت و اگرماموران درمحل نبودند، حسین به بقیه علامت میداد تا بیایند.

آن شب تانک های دشمن به سمت مسجد آمدند و حسین با دیدن آنها پنهان شده بود. وقتی که تانک ها می روند حسین دست چپ خود را بالا می آورد تا به دوستانش علامت دهد اما گویی یکی ازماموران، روبه روی حسین پنهان شده بود و وقتی ساعت شب رنگ حسین را که برای علامت دادن به دستش بسته بود را می بیند تیری به قلب او می زند و همسرم را به شهادت می رساند. دوستان حسین تعریف می کنند که موقع شهادت حسین سه بارالله اکبرو خمینی رهبرگفته است. بعد از شهادت حسین، دوستانش بلافاصله از پناهگاههای خود بیرون می آیند و پیکر وی را برمی دارند و به محل می آورند.

آن روزها اگر پیکر شهدا را می بردند امکان برگشتش به راحتی وجود نداشت.حتی تشییع پیکرشهدا در برخی روزها ممنوع بود، اما روزی که حسین را تشییع کردیم مشکلی پیش نیامد و مراسم تشییع بسیار با شکوه برگزار شد.

نوید شاهد: قبل ازشهادت، ایشان توصیه و یا وصیتی به شما داشتند؟

حسین سه روز قبل از شهادت به من وصیت کرد که برایش نماز و روزه بخرم. قبل از شهادت به مراسم تشییع پیکر یکی ازدوستانش رفته بود، گویا خیلی از این مراسم انرژی گرفته بود. در دلش شهادت خود را از خدا می خواست. برای همین از آنجا مستقیم به خانه برادرش رفته و به ایشان پیشنهاد خرید بقعه خانوادگی درقبرستان بقیع را داده بود.

نوید شاهد:لطفا بیشتراز ویژگی شهید برایمان بگویید.

حسین بسیار شجاع بود و به قول دوستانش سرنترسی داشت و همیشه در تظاهرات جلوتر از همه حرکت می کرد و اگر امنیت برقرار بود حسین به بقیه علامت می داد. روابط اجتماعی بسیار خوبی داشت و می دانست باهمه درهرسنی چطوررفتار کند، بسیارخوش اخلاق و شاد بود و باهمه به اقتضای سنشان شوخی می کرد. شوهر خواهر من با اینکه با جناق حسین بود اما بعد از گذشت بیش از 40 سال هنوز تا اسم حسین را می شنود اشک از چشمانش جاری می شود. حسین برای پدرو مادر من که درآن زمان خیلی پیربودند احترام خاصی قائل بود و متقابلا پدر و مادرم حسین را بسیار دوست داشتند. به نظر من شهدا خاص هستند و همین ویژگی هاست که آنها را خاص و آسمانی می کند.

نوید شاهد: چند فرزند از شهید دارید و مشغول چه فعالیت هایی هستند؟

من 4 پسر به نام های علی، محمد، رضا وجواد دارم.علی وقتی ده ماهه بود ومحمد هنگامی که3 سال داشت دراثر بیماری به رحمت خدا رفتند. رضا در 18 سالگی وقتی خود را برای رشته دندانپزشکی در دانشگاه آماده می کرد، دراثر تصادف به دیار حق شتافت. الان خدا جواد را به من بخشیده است.

من تلاش کردم این مسئولیتی را که خداوند برعهده من گذاشته است به نحو احسن انجام دهم وفرزندانی را تربیت کنم که مایه افتخارجامعه باشند. به لطف خدا این امر محقق شد و همیشه پسرانم در مدرسه، محل کار و بین دوستان وآشنایان در اخلاق و منش و حجب و حیا زبانزد هستند.

نوید شاهد: چطورشد که به حفظ قرآن روی آوردید؟

بعد از فراز و نشیب هایی که درزندگی ام بود و مخصوصا تصادف پسرم دیگر تاب نیاوردم و از نظرروحی کاملا بهم ریختم. ازخدامی خواستم راهی برای آرامش جلوی پایم بگذارد و من را ازاین بی تابی وب هم ریختگی نجات دهد تا بتوانم دربرابر این اتفاقات صبر پیشه کنم تا اینکه یک روزبرای انجام کاری بیرون رفتم، وقتی به خانه برگشتم، دیدم برگه ای از طرف بنیاد درحیاط خانه افتاده است. برگه را برداشتم و دیدم بنیاد، کلاس های تابستانی برگزارمی کند. یکی از این کلاس ها، حفظ قرآن بود احساس کردم گم شده خود را پیدا کرده ام، مدتی بنیاد و سپس به موسسه قرآنی امام خمینی رفتم و به لطف خدا در مدت5 سال حافظ 30 جزء کامل قرآن شدم. در این مدتی که قرآن را حفظ می کردم تنها دلخوشی و راه نجات من انس با قرآن بود که من را ازحالت بسیار بدی که داشتم نجات داد و من برای اعصابم دراین دوره سخت به کمک قرآن حتی یک قرص هم نخوردم و مزاحم خانواده هم نبودم چون کسی که ناراحتی اعصاب بگیرد . مسلما خانواده اش نیز به زحمت می افتند و خواه ناخواه درگیر می شوند.

نوید شاهد: فکر می کنید برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت چه اقداماتی می توان انجام داد؟

شهدا خاص هستند و همین ویژگی اخلاقی و هدفی که داشته اند آنها را از بقیه متمایز می کند. ما وظیفه داریم نسل امروز را که شهدا را درک نکرده اند با این عزیزان آشنا کنیم. مخصوصا در این زمان که با وجود فضای مجازی، دشمن تلاش خود را برای انحراف جوانان انجام می دهد ما با راههای مختلف مثل انتشار وصیت نامه شهدا در کتابهای درسی وبرگزاری یاد بودها می توانیم آنها را با شهدا آشنا کنیم . همانطور که شهدا کارحسینی کردند خانواده ها نیز باید زینب گونه رفتار کنند. من با اینکه در مدرسه یا دانشگاه فعالیت ندارم اما واقعا وظیفه سنگینی را برعهده خود می بینم. قرآن هم جدا ازفرهنگ ایثار و شهادت نیست. مطالعه مستمرقرآن، باعث می شود که اگر مسیرمان را درزندگی اشتباه رفتیم یا خدای ناکرده خواستیم به خطا گام برداریم آیه های قرآن برای ما مجسم می شود و نمی گذارد خطا کنیم.

فرشته بختیاری


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده