يکشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۲۱
شایسته ات نبود که تسلیم نان شوي/ غرق سکوت شهر، اسیر گمان شوي/ این کوچه ها شبیه قفس بود و خواستی/ مانند آسمان خدا، بی کران شوي
هواي جنون


نویدشاهد:

شایسته ات نبود که تسلیم نان شوي

غرق سکوت شهر، اسیر گمان شوي

این کوچه ها شبیه قفس بود و خواستی

مانند آسمان خدا، بی کران شوي

کوه از نگاه شعله ورت خوب خوانده بود

ماندي به این امید که آتشفشان شوي

شایسته ات نبود بمانی، کبوترم!

تا هم پیاله با نفس کرکسان شوي

دریا شدي، ستاره شدي، آسمان شدي

جان دادي اي پرنده که تا«جمله جان شوي»

اینجا نبود عرصه روح رهاي تو

رفتی که در هواي جنون، لامکان شوي

رخصت بده دوباره که اي شعله مدام!

مضمون آتشین غزل هایمان شوي

حسن یعقوبی - سرخه، سمنان

منبع: کتاب زخم سیب (مجموعه اشعار برگزیده پانزدهمین کنگره سراسری شعر دفاع مقدس)، حسین اسرافیلی، نشر صریر

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده