اندك زماني بعد از واقعه خونين 15خرداد 1342 كودكي چشم به جهان گشود كه او را عليرضا ناميدند عليرضا دوران كودكي خود را با شور و حال خاصي در زادگاه خويش پشت سرگذاشت و دراين ميان با گذراندن سالهاي مختلف تحصيل موفق به اخذ مدرك ديپلم گرديد.
زندگينامه سردار شهيد عليرضا خرم شكوه(عکس ندارد)
    
   
 نویدشاهد: اندك زماني بعد از واقعه خونين 15خرداد 1342 كودكي چشم به جهان گشود كه او را عليرضا ناميدند عليرضا دوران كودكي خود را با شور و حال خاصي در زادگاه خويش پشت سرگذاشت و دراين ميان با گذراندن سالهاي مختلف تحصيل موفق به اخذ مدرك ديپلم گرديد. وي متعاقب آن درسال 1365 دركنكور سراسري شركت كرد و با رتبه عالي در رشته مهندسي عمران دانشگاه تهران پذيرفته شد. اما درآن موقعيت حساس جنگ حضوردرعرصه هاي جنگ را بر ادامه تحصيل ترجيح داد و به ديگر همر زمان خود در لشكر 19 فجر پيوست .

اين شهيد بزرگوار از سال1362 به عنوان عضورسمي سپاه مسؤوليت تسليحات لشكر را عهده دار بود و با همين سمت درغالب عملياتهايي كه تا تيرماه 1366 انجام پذيرفت شركت كرد. وي علاوه بر اين حدود يك سال نيز به عنوان يك بسيجي جان بركف داوطلبانه در جبهه هاي نورعليه ظلمت حضور يافت امامدتي بعد رسما به عضويت سپاه درآمد و درتيپ امام سجاد انجام وظيفه نمود. وي اولين بار با عنوان مسؤول تبليغات گردان در عمليات رمضان حضور يافت واز آن پس به عنوان مسؤول تسليحا ت واحد پشتيباني در چندين عمليات از جمله خيبر نصر والفجر 8كربلاي 4و 5شركت نمود.

وي درجريان عمليات خيبر از ناحيه پامورد اصابت تركش خمپاره قرارگرفت وبه علت مصدوميت شديد چندماه در خانه بستري گرديد اما شور و التهاب دروني شهيد پس از بهبودي نسبي او را بار ديگر راهي عرصه هاي خون و مبارزه كرد.
سردار شهيد خرم شكوه كه در عمليات كربلاي 4و5 شاهد به خون خفتن چند تن از همرزمان ودوستان مخلص خود از جمله شهيد اعتمادي و غيبي بود چندين ماه را در فراق ياران سفر كرده و در شوق شهادت زيست تااينكه انتظار سبز او پايان يافت و در سرانجامي سرخ به آرزوي ديرينه خود دست يافت .

 آن عزيز درهفتم تيرماه 1366 درحالي كه به شوق تشرف خانه خدا و در جهت وداع با همرزمان خود به خط مقدم منطقه ماووت عزيمت كرده بود در بازگشت درتيررس نيروهاي دشمن قرارگرفت وباتقديم جان عزيز خويش كعبه جمال را احرام خون  بست و عاشقانه به ديدار حضرت دوست شتافت.
پيكر مطهر اين سردار شهيد چند روز پس از شهادت بردستهاي قدرشناس امت اسلامي درشيراز تشييع و در گلستان دارالرحمه اين شهر به خاك سپرد.


وصيتنامه شهيد عليرضا خرم شكوه

بسم الله الرحمن الرحيم

اَشْهدانَّ لااِلهَ اِلا الله وَاشهَدُانَّ محمّدالرسول الله وَاشهَدُانَّ عليٍ وليُ‌‌الله و اشهَدُان خميني روح‌الله
گواهي مي‌دهم كه خدايي جز خداي يكتا وجود ندارد و شهادت مي‌دهم كه محمد(ص) بنده و فرستاده او است و حضرت علي (ع) جانشين برحق حضرت محمد(ص) و ولي خداست، و با خون خود مي‌نويسم كه خميني روح خداست و ولي‌فقيه كه جانشين بقيةالله روي زمين است. و بالاخره شهادت مي‌دهم كه در اين برهه از زمان بندگان خدا يعني حزب‌الله در برابر طاغوتيان مزدور مشغول جهاد اسلامي هستند و از شرف و ناموس اسلامي خود دفاع مي‌كنند و تحت رهبري امام عظيم الشان خود انشاءالله به اهداف عاليه خود كه بر افراشتن پرچم خونين اسلام بر فراز قدس عزيز است خواهند رسيد و آنروز مرگ طاغوتيان فرا مي‌رسد و اين پيروزي چندان دور نيست كه نصرمِنَ‌اللهِ وَ فَتحٌ قَريب، خدا خود گفته كه اِن تَنصُرًاللهُ يَنصركُم و‌… ، كه شما اهل ايمان خدا را ياري دهيد تا شما را ياري دهد بنابراين ما را چه بيم كه از آمريكا و بعثيون بترسيم كه تا وقتي خدا را فراموش نكنيم خدا ما را فراموش نمي‌كند پس به پيش اي رزمندگان كفر ستيز كه پيروزي شما حتمي است و اين پيروزي خون مي‌خواهد و اين خون بايد خون ما جوانان حزب‌الهي باشد تا درخت انقلاب را آبياري كند پس از من بر شما اي امت اسلامي سفارش كه جبهه‌ها را همانطور كه تا به حال بوسيله مال و جان خود حمايت كرده‌ايد از حالا نيز به حول‌قوه الهي پشتيبان و به ارزش آن بيفزاييد و مطمئن باشيد كه رزمندگان كربلا را به شما مي‌دهند و كربلا را براي شما و براي رضاي خدا آزاد خواهند كرد و امام حسين(ع) را راضي مي‌كنند و شما اي خانواده گرامي شهدا مطمئن باشيد كه خون فرزندانتان بيهوده ريخته نشده است و به تماميت آرزوي شهيد خود كه آزادي كربلا است خواهيد رسيد و اين موضوع حتماً ثابت خواهد شد چرا كه هميشه خون بر شمشير پيروز بوده ، اما شما اي پدر و مادر گرامي نمي‌دانم چه سفارشي به شما بكنم ولي همين قدر كه به شما نويد آزادي كربلا را دادم بنظرم … باشد پدر گرامي شما خود يكي از مريدان حضرت اباعبداله هستيد بنابراين چه ناراحتي بايد داشته باشيد كه پسرتان در راه وي به كام رسيده، درست است كه 20 سال زحمت كشيديد و مرا بزرگ كرده‌ايد ولي امام حسين نيز چنين كرد و تو بدان كه 18 سال بيشتر نداشت يعني علي‌اكبر خود را به ميدان فرستاد و از نابودي اسلام جلوگيري كرد بنابراين در فراغ من زياد نگرييد و دشمن را شاد نكنيد بلكه صبور و شكيبا باشيد و بدانيد كه جوان خود را بجاي دوري نداده‌ايد، و تو اي‌… عزيز كه در زندگي من تنها استاد و راهنماي من بودي بكوش بيش از پيش در راه اسلام خدمت كني كه انشاءالله مورد قبول خدا است. برادر گرامي زودتر كارت را تمام كنيد آنوقت اگر خواستي بيايي بيا چرا كه هر پاسدار اگر خواست شهيد شود بايد يكي را جايگزين خود كند بنابراين تو يكي چنين كن شما اي خواهر گرامي اميدوارم كه در تربيت فرزند حضرت فاطمه زهرا (س) را آن كه قرار دهي و حسين و رينب گونه‌هايي را تحويل جامعه اسلامي خودمان بدهي، حميد جان درس بخوان و كوشش كن كه در راه اسلام در آينده خدمت كني و تو اي وحيد جان خيلي تو را دوست دارم ولي اسلام را ستيد از هر چيز و شما اي همسنگرانم در سنگر علم و تحصيل، مدرسه هم خود سنگري است كه از آنجا مي‌توان آمريكا را نابود سازيم شما وظيفه داريد كه جامعه اسلام را از نظر علم و تحصيل اسلامي به پيش ببريد اميدوارم كه در اين جهاد سرفراز بيرون بياييد در آخر توصيه مي‌شود كه من حدود 1 سال نماز قضاء و 2 ماه روزه بدهكارم و حدود 20 تومان نيز از كساني بدهكارم كه نمي‌دانم آنها چه كساني هستند بنابراين اين وجه را به جبهه‌ها كمك كنيد البته بيشتر از آنها به جبهه كمك كنيد.
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار
عليرضا خرم‌شكوه   61/11/18

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده