شهید سردار خورشیدی چهارم تیرماه 1367 در اثر بمباران شیمایی دشمن در جزیره مجنون به شهادت نایل آمد.
زندگينامه سردار شهيد سردار خورشيدي

نوید شاهد: چندروزي بودكه سردار از جبهه بازگشته بود وآثار شيميايي برجاي جاي بدن نازنينش نمايان بود باهمان چهره بشاش و پرجاذبه اش نگاهي به من انداخت وگفت فلاني :من تابه حال چهاربارشيميا يي شدم اما مقاومت خودراازدست نداده ام.بدنم آنقدر مقاوم شده است كه ديگر گازهاي شيميايي دشمن برآن اثري ندارد ازاين رو از جبهه رفتن وجراحت باكي ندارم بعد هم مكثي كرد وباخنده ادامه داد اگر 5ماه به خانه نيايم كسي سراغ مرا نميگيرد ولي واي به حالم اگريك روز درمحل باشم همه مي گويند سردار چرانمي روي جبهه چراجبهه راتنها گذاشته اي؟

روستاي ارباب سفلاي كورا سالها قبل از پيروزي انقلاب ودربحبوحه حكومت ستم شاهي ميزبان خورشيدي تابان بودكه نام بلند وشايسته سردار زيبنده قامت رساي وي گرديد.

 مدارس ابتدايي كورادرششمين بهار زندگي آغوش خودرابراين وجود پويا گشود واونيز باكسب بهترين نمرات زحمات معلمان خودراپاسخ داد .تحصيلا ت وي هرچند درسال سوم راهنمايي متوقف ماندامااو كه دلي جوياي معرفت داشت تا آخرين لحظات زندگي بامطالعه كتب مذهبي وقرآني عطش ديرسال خود رافرو مي نشاند.

بسياري از راهپيمايي ها وگردهمايي هايي كه در جهت انجام فعاليت هاي سياسي وانقلابي دردوران خون وقيام برگزار مي شد وجود نوراني اورا در خود پذيرفت وسردارنيز باشركت درحساس ترين فعا ليت هاي سياسي وانقلابي دين خودرابه انقلاب واسلام ادانمود .همزمان باآغاز جنگ تحميلي سرزمي نهاي تفتيده جنوب تجلي گاه مبارزات وي گرديد .اوبا عنوان يك بسيجي شجاع وتلاشگر درچندمين مرحله اعزام درعملياتهاي طريق القدس وبيت المقدس شركت كرد. وي درادامه به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درآمد وبه عنوان مسؤول واحد تخريب در غالب عملياتهايي كه توسط لشكر 19فجر انجام پذيرفت حضوريافت.

آن عزيز باگذراندن دوره هاي مختلف آموزش غواصي درزمستان سرد ويخبندان سال 1364 خودرا جهت شركت درعمليات والفجر 8آماده كرد وهمزمان با آغاز اين عمليات به عنوان غواص تخريب چي دل به امواج خروشان الوند سپرد ودرجهت اجراي ماموريت احداث موانع ميدان مين درحاشيه خورعبدالله سختيها ومشقات بسياري رامتحمل گرديد .جراحت شديد از ناحيه شكم حاصل ازخود گذشتگي ها وجانبازي هاي اودرعمليات يادشده بود.

سردار شهيد خورشيدي درادامه عملياتهاي كربلاي 4و5ووالفجر 10 راعرصه دلاور مرديهاي خودسا خت وبعد از رشادتهاي بسيار در عمليات بيت المقدس 7كه به انهدام دژخاكي وپخش آب سرددر مسير دشمن ونهايتا تثبيت خط انجاميد خودراجهت تخريب دژمركزي درجزيره مجنون آماده كرد.

تلاشهاي شبانه روزي وي وهمرزمان دلسوخته وي آخرين پايه هاي اين قلعه سياه رافروريخت ومردان خون وخشم به شكرانه اين حماسه عظيم درطلوع فجري ديگر نماز صبح رابه پا داشتند .

ساعاتي بعد از مقرتخريب و مهندسي واقع درحسينيه جزيره مجنون درگلوله باران شيميايي دشمن درهاله اي از دود وآتش فرورفت وتلاشهاي پيگير سردار جهت ارتباط بافرماندهي تاكتيكي اگر چه بي نتيجه ماند اماسرفه هاي سرخي درپي داشت كه نهايتا به شهادت آن سردار سلحشور در تاريخ چهارم تيرماه سال 1367 انجاميد پيكر مطهر سردار خورشيدي در آن ميادين خون وخطر جاماند و اينك بعد از سالها برادران دلسوخته اش چشم به راه دروازه هاي شهر دوخته اند تامگر گردي از  پيراهن چاك چاك اورا توتياي چشم خود سازند.
 
    عشق يعني استخوان ويك پلاك                     سالها تنهاي تنها زير خاك   
     قامتي پوسيد ه اما استوار                          چشمه اي خشكيده اما پاك پاك




برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده