در آستانة پاييز 1344 كودكي از تبار سبز سپيدار بر دامان مهربان ‹‹ سپيدان ›› شكفت و بار ديگر اشك شوق را از ديدگان هميشه باراني چله گاه(1) جاري ساخت . اين غريبة كوچك را حسين ناميدند . حسين تحت توجهات پدر و مادري درد آشنا مباني مذهب را فرا گرفت و از همان كودكي مسجد محله را جلوه گاه تجليات عارفانة خود ساخت.
زندگینامه سردار شهيد حسين مظفري
    
  
نویدشاهد:
در آستانة پاييز 1344 كودكي از تبار سبز سپيدار بر دامان مهربان ‹‹سپيدان›› شكفت و بار ديگر اشك شوق را از ديدگان هميشه باراني چله گاه(1) جاري ساخت .
اين غريبة كوچك را حسين ناميدند . حسين تحت توجهات پدر و مادري درد آشنا مباني مذهب را فرا گرفت و از همان كودكي مسجد محله را جلوه گاه تجليات عارفانة خود ساخت و در آغوش مهربان مساجد دوران كودكي را بسر آورد . وي تحصيلات خود را كه از ششمين سال زندگي آغاز شده بود در سال 1362 با دريافت مدرك ديپلم تجربي پايان داد .

 شهيد مظفري از اوايل سال 1361 فعاليتهاي پيگيري را با بسيج و هلال احمر آغاز كرده و بعد از گذراندن دوره هاي مختلف آموزش در بسيج ، دورة امدادگري را نيز در هلال احمر شيراز با موفقيت پشت سر گذاشت و بدين ترتيب خود را آمادة دفاع از اسلام و ايران اسلامي نمود . وي در هفتم آبان همان سال راهي عرصه هاي خون و مبارزه گرديد و در جبهة كوشك آموخته هاي خود را به مرحلة عمل گذاشت و به عنوان امدادگر خدمات شاياني را به انجام رساند . در اوايل سال 1363 نيز پس از گذراندن دورة آموزش در پادگان احمد بن موسي (ع) رسماً به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درآمد .

 سردار شهيد مظفري از يكم شهريور 1363 راهي كردستان گرديده و جبهه هاي غرب را جهت مبارزه با دشمنان خودفروخته منافق برگزيد . وي به مدت دو سال در منطقه ، انجام وظيفه كرد و به عنوان فرمانده گردان خاطره هايي ماندگار از عشق و ايثار ، از خود به يادگار گذاشت . شهيد مظفري در اين ميان ، بارها مورد طعنة تيردشمن قرار گرفت و از نواحي مختلف بدن مجروح گرديد ، از جمله در فروردين 1365 به شدت از ناحية دست مجروح شده و به سپيدان انتقال يافت ، اماپس از يك روز استراحت مسئووليت بسيج دانش آموزي را به عهده گرفت .

سردار شهيد حسين مظفري در مدت زمان حضور در جبهه در عملياتهاي متعددي از جمله نصر 1 و 2 و 3 و 4 شركت كرد و مسئووليتهاي مختلفي را عهده دار گرديد . وي علاوه بر فرماندهي گروهان امام علي ( ع ) مدتي نيز معاونت گردان حمزة سيدالشهداء ( ع ) از تيپ مستقل امام حسن ( ع) را به عهده داشت . عمليات نصر 4 كه در منطقة ماووت انجام   گرفت به مجروحيت او انجاميد . وي در يكي از بيمارستانهاي تبريز مورد عمل جراحي قرار گرفت . اين عاشق شوريده و اين بسيجي دلسوخته، در خلسة شوق، بيمارستان تبريز را مهبط فرشتگان الهي ساخت و در همهمه دستهاي سبزي كه براي نجات او عاشقانه مي كوشيدند ، جان به جان آفرين تسليم كرد . يازدهم تير ماه 1366 يادمان هجرت خونين اوست .

 1 ـ يكي از آبشارهاي زيباي سپيدان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده