قدیمی‌ترین یادداشت سیاسی امام از سال 1308شمسی است، زمانی که تنها 27 سال داشته‌اند. بر اساس این یادداشت می‌توان با عمق دیدگاه‌های امام در زمینه مسائل فکری ایران آن وقت آشنا شد.
قدیمی‌ترین یادداشت سیاسی امام


نوید شاهد: قدیمی‌ترین یادداشت سیاسی امام از سال 1308شمسی است، زمانی که تنها 27 سال داشته‌اند. بر اساس این یادداشت می‌توان با عمق دیدگاه‌های امام در زمینه مسائل فکری ایران آن وقت آشنا شد.

یادداشت مزبور در پایان حاشیه ایشان بر شرح حدیث رأس الجالوت از قاضی سعید قمی به عربی نوشته شده که ترجمه آن چنین است: ما در این برگ‌ها، راه اختصار را در پیش گرفته و از تفصیل و تطویل، چشم‌پوشی کردیم. مجال تنگ و احوال مساعد نیست. مردمان این زمان هم نسبت به [شنیدن و خواندن] حقایق شوقی ندارند. در این روزگار که روزگار طلایی شمرده می‌شود، کسب معارف و خواستاری علوم دینی عار در عار است. مردم دسته دسته از این شعار [دین] بیرون رفته، دینشان را به خاطر زخارف دنیوی رها کرده و ایمانشان را برای جلوه‌های امور طبیعی رها می‌کنند.


 آنان دین را کوچک شمرده و دینداران را تحقیر می‌کنند و برابر اهل شریعت و علم استکبار جدی می‌ورزند. آنان حرمت اسلام و قرآن را آشکار و پنهان می‌شکنند، و قوانین ملعونه‌ای را برخلاف صریح قرآن وضع کرده و در امر قضاوت، از بیّنات و قسَم‌ها عدول کرده‌اند، آن‌چنان‌که هر فاسق و نادانی در جای پیامبر صلی الله علیه و آله [برای قضاوت] نشسته و امر حکومت بر مردم را هر پست و اوباشی بر عهده گرفته است [و تولی الحکومة علی الناس کل سافل و أرذل]، آن هم با این قوانین ساختگی و عقل‌های ناقص. روزگار نسبت به عالمان و متدینان تنگ گرفته و آنان در این بلادی که اشبه به بلاد کفر شده، جایگاهی ندارند. لباسِ [روحانی] آنان را لباس شهرت و ذلّت تلقی کرده، [گویی] بالاتر از این مذلتی برای افراد فرود نمی‌آید.


این همان زمانی است که اهل بیت از آن خبر داده‌اند که از اسلام جز اسم و از قرآن جز درس [رسم] آن، چیزی باقی نخواهد ماند... للهم عظم البلاء، ... ما سرزمین خود را ترک کرده و از دست این شرور و مصیبت‌هایی که در این زمان برآمده، به خاطر اطاعت از ائمه معصومین (ع)، به شهر قم، حرم اهل بیت، مدفن فاطمه معصومه دختر موسی بن جعفر پناه برده‌ایم، جایی که خداوند آن را برای ما و تمامی اهل ایمان خانه امن و سرور قرار داده است، آن هم در زمانی که ریاست علمیه [الرئاسة العلمیه] در دستان «الشیخ الجلیل العابد الزاهد الفقیه»، مولای ما، و کسی که در علوم نقلی اعتماد ما بر اوست، حاج شیخ عبدالکریم یزدی حائری قرار گرفته است. فراغت از این نوشته در شهر خمین، در روزگاری که به خاطر گرما و تعطیلی درس‌ها از قم مهاجرت کرده بودیم، به انجام رسید، به تاریخ روز 22 شهر رسول الله (ص) ربیع‌الاول سال 1348.

من السید روح‌الله الخمینی ابن السید المصطفی غفر لهما.

(متن عربی در مقاله آقای مصطفی محقق داماد در نامه فرهنگستان، ش 12ـ 13، 1378، ص 117 ـ 119)
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده