شهید ولی نوری بیستم تیر ماه 1364 در عمليات قدس 3 بر اثر انفجار مين پاهايش قطع شد و لحظاتي پس از آن پيكر مجروح و نيمه جانش آماج آتش تير بار دشمن قرار گرفته و به شهادت كه آرزوي ديرينه اش بود دست يافت .
نگاهی به زندگی سردار شهيد ولي نوري

 نوید شاهد: زمستان 1330 در روستاي ابرج از توابع شهرستان مرودشت در خانواده اي متدين و مذهبي كودكي چشم به هستي گشود كه او را « ولي » ناميدند.
 
 «ولي» از اوان كودكي رنج ومشكلات زندگي را با جان خويش لمس كرد وبا پشت سر گذاشتن مشقات و سختيهاي فراون به تدريج در محيط پاك و مصفاي روستا پرورش يافت و تا مقطع ششم قديم به تحصيلات خويش ادامه داد .پس از آن به علت گذراندن زندگي و كسب معاش از ادامه تحصيل بازماند .

 اين مجاهد خستگي ناپذير ، بدليل نامساعد بودن شرايط كار و زندگي به شهرستان مرودشت عزيمت كرد و سر انجام پس از مدتها تلاش و فعاليت در سال 1349 جهت گذراندندوران سربازي راهي تهران شد و بلافاصله پس از مراجعت از خدمت در سال 1351 همسري شايسته و وفادار برگزيد كه ثمره اين ازدواج خجسته سه فرزند پسر و يك فرزند دختر است .
 
 شهيد ولي نوري با تقليد از مرجع بزرگ عالم تشيع حضرت امام خميني (ره) درياي شورانگيز و بي قررار دلش را آرامش بخشيد و در پيروي از فرامين والا و مقدس مقتداي خويش ، همدوش با ديگر عاشقان راستين اسلام و انقلاب با شركت در تظاهرات و راهپيمائي ها ي ضد طاغوتي ، انزجار و تنفر خويش را از حكومت مستبد ستمشاهي اعلام داشت .

اين شهيد گرانقدر پس از پيروزي انقلاب به عضويت سپاه پاسداران درآمد و از بدو ورود به اين نهاد مقدس در مسير پيشبرد اهداف والاي انقلاب اسلامي گام نهاد .     با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران راهي ديار خون و حماسه گرديد و همدوش با دل سوختگان وادي عشق به مصاف با صداميان متجاوز و كافر كيش رفت .

اين سردار سرافراز همواره در تمامي صحنه هاي نبرد نور عليه ظلمت حضوري چشمگير داشت و مسئوليت هاي زيادي بر عهده گرفت. وي از سال 1360تا 1362 مسئوليت اطلاعات و عمليات سپاه مرودشت را عهده دار بود و در عمليات شكست حصر آبادان به عنوان فرمانده گردان انجام وظيفه كرد. در عمليات فكه و والفجر 4به عنوان معاون گردان بر دشمن زبون يورش برد و در عمليات محرم با بر عهده گرفتن فرماندهي گردان ، مأمور فتح تپه هاي 107 گرديد.

او همچنين فرماندهي گردان ثار الله از لشكر فجر و فرماندهي تيپ فاطمه الزهرا(س) را نيز بر عهده داشت .

 آن كبوتر سپيد بال سر انجام در بیستم تیر ماه 1364 در عمليات قدس 3 بر اثر انفجار مين پاهايش قطع شد و لحظاتي پس از آن پيكر مجروح و نيمه جانش آماج آتش تير بار دشمن قرار گرفته و به شهادت كه آرزوي ديرينه اش بود دست يافت .

اگر چه مرغ روحش پس از سالها مشتاقي و مهجوري سبكبال از قفس تنگ خاك بر اوج قله هاي قدسي ملكوت به پرواز در آمد اما هنوز فرزندان منتظر و صبورش ، بازگشت پيكر پاره پاره و نازنين پدر را كه سالهاست در بيابانهاي گرم خوزستان بر جاي مانده است به انتظار نشسته اند .



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده