شهيد محمد در نوروز 1338 در شهرضا ميان يك خانواده كارگري بدنيا آمد با پشتكار و جديت و پشتكار مراحل تحصيل را پشت سر گذاشت وارد دانشگاه شد .محمود به زودي در سلك دانشجويان متعهد و پيوسته باروحانيت در آمد .
    
  
نویدشاهد: شهيد محمد در نوروز 1338 در شهرضا ميان يك خانواده كارگري بدنيا آمد با پشتكار و جديت و پشتكار مراحل تحصيل را پشت سر گذاشت وارد دانشگاه شد .محمود به زودي در سلك دانشجويان متعهد و پيوسته باروحانيت در آمد .
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي با تعطيلي دانشگاهها محمود وارد سپاه شده در واحد تبليغات و انتشارات مشغول خدمت گرديد او كه به ضعف فرهنگي مردم به خصوص در روستاها پي برده بود به مدت 10 ماه در منطقه محروم و مستضعف "وردشت " سميرم در خدمت عشاير بود .
شهيد همامي علاوه بر فعاليت هاي فرهنگي و تشكيل كلاسهاي آموزش قرآن به كارهاي عمراني و اقتصادي نيز مي پرداخت تا وضعيت معيشتي عشاير منطقه بهبود پيدا نمايد .
سردار همامي كه به قصد دفاع از سنگرهاي اسلام وارد سپاه پاسداران شده بود با شروع جنگ عزم پيكار با دشمنان اسلام را داشت ولي به لحاظ نياز وي در سميرم و حساسيت اين منطقه و از طرفي كارايي بسيار خوب او كه ثمرات تلاشش حتي تا امروز نيز مشخص است مسئولينن از اعزام وي به جبهه خود داري مي كردند محمود با تلاشهاي فراوان موفق گرديد در تابستان 1360 در جبهه هاي نبرد حضور يابد و در عمليات ثامن الئمه و شكست محاصره آبادان شركت كند او در جبهه ماند تا در عمليات تنگه چزابه به مقبله با متجاوزين بعثي رفت و پس از نبردي سهمگين و جانانه مجروح گشته به شهر ضا جهت مداوا بازگشت .
با بهبود نسبي دوباره به جبهه رفت تا در عمليات بزرگ فتح المبين تا در كنار ساير دلاوران باشد محمود در مرحله دوم عمليات در دشت عباس مجددا مجروح و به مشهد اعزام شد جراحت وي اينبار عميق بود و نيز به معالجه طولاني تري احتياج داشت اين فرصت مناسبي بود كه محمود ازدواج نمايد پس از ازدواج در سپاه شهر ضا مشغول خدمت شد و ساعتهاي متمادي از عمر شريفش را به تدوين صفحات ايثار و حماسه شهيدان گلگون كفن خط سرخ انقلاب اختصاص داد تا اينكه روحيه شهادت طلبي و حماسه آفريني اين عزيزان كه محمود زندگاني آنها را مي نگاشت در خود او شور و شعفي مضاعف ايجاد نمود .
در مرداد ماه 61 براي آخرين بار عازم جبهه شد تا با خون خود سر فصل تازه اي در تاريخ شهادتها و حماسه ها بگشايد اينبار سردار محمود امامي كه در امتحان فداكاري قبول شده بود به معاونت گردان يا مهدي منصوب شد و به خدمت صادقانه در جبهه مشغول گرديد .
عمليات محرم ، عاشوراي محمود بود وي كه مدتها براي رسيدن به آستانه معبود لحظه شماري كرده بود در مرحله دوم عمليات محرم در اوج ايثار و حماسه با مسئوليت جانشيني گردان دعوت حق را لبيك گفت و به جمع شهدا پيوست او كه بخشي از عمر پر بركت خود را صرف تدوين زندگينامه شهدا كرده بود نگارش خون نامه خود را بر عهده ما گذاشت .
       


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده