شهید موسی کلانتری در دومین سالگرد انقلاب اسلامی
سه‌شنبه, ۱۱ تير ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۲۱
من همیشه گفته ام داریم امتحان خدا را پس می دهیم. الان شما در حساس ترین دوره تاریخ زندگی این ملت، اسلام و حتی دنیا هستید. بزرگ ترین آزمایش یا یکی از بزرگ ترین آزمایش های تاریخی نسل و قرن و حتی دنیا را پیش خدا پس می دهید. برادران! شیطان هم بیکار ننشسته است. از هزار راه وارد می شود. کافی است در دلتان یک جای نفوذ برایش بگذارید؛ کمی شل بدهید؛ شیطان وارد می شود.

پاسخ به یک شبهه؛ انقلاب برای ما چه کرد؟


نوید شاهد: برای جلوگیری از اتلاف وقت، مسائل و مشکلاتی که اخیرا عنوان می شود را با شما بی پرده در میان خواهم گذاشت و امیدوارم این مجلس به جای سخنرانی، تبدیل به بحث و گفت و گوی برادرانه میان من و شما بشو د ان شاءالله که اگر عرایض بنده مورد قبول نبود، خیلی صریح مورد انتقاد قرار بدهید؛ چرا که ما معتقدیم بین دولت و ملت به هیچ وجه نباید فاصله ای وجود داشته باشد؛ معتقدیم که تکیه گاه اصلی دولت، شما هستید و هر کدام از شما، نماینده ده ها هموطن دیگر ما در گوشه و کنار کشور و هر کدام از شما مدافع اصلی انقلاب و دولت انقلاب هستید. البته آن هایی که در این انقلاب خون خودشان را تقدیم اسلام کردند، هنوز نه تنها سرد نشدند و مایوس نیستند بلکه در جبهه های غرب و جنوب و جبهه های داخل شدید تر و مصمم تر از قبل انقلاب به مبارزه خودشان ادامه می دهند. ما وقتی خودمان را با این ها مقایسه می کنیم، واقعا شرمنده هستیم. ولی با توجه به این که تمام این ها به خاطر خدا و کارشان به فرموده امام با «باسم ربک » شروع می شود هم اجرشان با خداست و هم طرف معامله اش خداست که بهترین معامله ها هم با خداوند متعال است. اگر خیلی از ماها از انقلاب دفاع کنید، می پرسند «انقلاب برای ما و شما و کشور و ملت چه کرده است؟ » این شاید در حال حاضر یکی از سوالاتی است که خیلی عنوان می شود و دوستداران انقلاب برای دفاع از انقلابشان- گاهی با چهره های منافقانه ای که از طرف دشمنان و ضد انقلابیون گرفته می شود و گاهی ایرادات و اشکالاتی که درون جامعه گفته می شود که موجود هست یا حتی بزرگ تر جلوه می دهند- گاهی بی جواب می مانند.

اصولا ما اگر بخواهیم بگویم انقلاب چه کرده است؟ باید وضع موجودمان را با پیش از انقلاب مقایسه کنیم؛ وضع سیاسی ما چه بود؟ وضع نظامی کشور چه بود؟ وضع اقتصادی و از همه مهمتر وضع اجتماعی مملکت چه بوده و الان چه هست؟ اگر دیدیم بدتر شده خود ما باید جلوتر از ضد انقلاب انتقاد بکنیم.

چون انتقاد سازنده از طرف دوستان عنوان می شود و اگر همیشه به کارهای خودمان به به و چه چه بگوییم به همان بلایی گرفتار می شویم که آریامهر ملعون گرفتار شد. هر کاری می کرد عده ای دور و برش بودند که تفسیر می کردند و تعریف می کردند که «بهتر از این اصلا در دنیا نمی شد ». ما چنین نمی خواهیم. دوستان ما آن هایی هستند که با دلسوزی بهترین انتقاد ها را از ما بکنند؛ چه در اجتماع؛ چه در جراید و چه به صورت بحث های اینچنینی و رو در رو.

من برای شما ثابت خواهم کرد که این انقلاب، معجزه وار در این کشور تغییرات داده است. واقعا وقتی منصفانه بررسی کنید خواهیم دید فقط قدرت خداوند و معجزه می توانست چنین کارهایی بکند ما که قادر نبودیم یعنی کارهایی که ما و شما ملت انقلابی انجام دادیم. هیچ جدایی بین دولت و ملت نخواهد بود و اگر ضد انقلاب خدای نکرده- توانست این پیوند بین دولت و ملت را قطع بکند، یعنی شاهرگ دولت را قطع کرده و با توجه به این که این دولت، قدرت اتکایش بعد خداوند متعال، ملت مسلمان و انقلابی هست و هیچ تکیه ای به شرق و غرب ندارد، دیگر بعد از دو سال فکر نمی کنم جای بحث (در این باره) باشد. اگر این پیوند قطع شود، کار ما تمام است. یعنی کار خود شما تمام است. اگر این پیوند از بین برود، انقلاب ممکن هست که ظاهرا هم پیروز باشد ولی محتوایش را از دست داده که البته به یاری خدا و رهبری قاطعانه امام (این پیوند) از بین نخواهد رفت.

و اما بر می گردم سر مسئله؛ وضع پیش از انقلاب را مختصری با همدیگر مرور بکنیم. وضع سیاسی ما چه بود؟ آیا شما در دنیا اظهار نظر سیاسی مستقلی داشتید؟ آیا شما اصلا در تصمیمات دولت دخالت داشتید؟ فراموش نکردیم که حتی برخی نمایندگان مجلس آن موقع اظهار می کردند: «به ما گفتند در سیاست دخالت نکنید. » این را فراموش نکردیم؛ چه رسد به من و شما که نه در انتخاب این نماینده ها نقشی داشتیم و اگر هم (نفش) داشتیم و می توانستیم اظهار نظری بکنیم این ها (نمایندگان) جرات منعکس کردنش را در مجلس نداشتند. حتی در خط مردم نبودند.

سیاست شما در امریکا تعیین و دستوراتش صادر می شد به دولت. مجریانش هم همین مهره های کثیف آریامهری و دولت سابق بود. در همه جا رای شما حتی در مجامع ساختگی مثل سازمان ملل توسط آمریکا تعیین شده بود.

وضع نظامی چطور بود؟ اگر ارتشی داشتیم 400 هزار نفری یا نیروی هوایی، دریایی و زمینی هر چه که پیش بینی شده بود، با پول شما و سرمایه شما برای آمریکا پایگاه دریایی ساخته می شد؛ همین طور پایگاه هوایی. شما فکر می کنید آمریکا این همه سلاح و تجهیزات و حتی آموزشی که به نفرات شما می داد برای این بود که در خدمت شما باشد؟ خب قبل از انقلاب دیدید این سلاح ها چگونه بر علیه خود مردم ما به کار رفت. فراموش نکردیم. این را زیاد بحث نمی کنم. آمریکا از جنگ ویتنام به یک نحوی خودش را خلاص کرده بود و به نحو مفتضحانه ای در لاک خودش فرو رفته بود؛ در خلیج فارس هم باید از منافعش دفاع می کرد.

سرمایه از شما؛ سرباز از شما؛ ولی دفاع از منافع آمریکا.

تمام این تجهیزاتی که در ایران الان بر علیه صدام و علیه آمریکا استفاده می شود به مثل معروف «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد » همه اش را امریکا برای خودش چال کرده بود؛ خدا خواست. اگر شما می خواستید الان این سلاح ها را تهیه کنید امکان نداشت بتوانید. هیچ کس در دنیا این ها را واگذار نمی کرد. شما باید دست ها را بالا می کردید و می گفتید تسلیمیم تا به شما اسلحه می دادند البته سلاح اولی ما همان سلاح الله اکبر است ولی همین سلاح های مادی که الان استفاده می کنید امکان نداشت به شما بدهند.

امریکا فقط برای خودش این ها را اینجا نگه داشته بود و هر جایی دلش می خواست استفاده می کرد. با حساب هایی هم که کرده بود محمدرضا به هیچ وجه رفتنی نبود. ما تمام امکانات نظامی مان، امکانات اقتصادی مان، امکانات انسانی مان در اختیار امریکا بود؛ حتی کشورهای دیگر (همین طور بودند). این را امیدوارم فراموش نکنید؛ چون آخر سر نتیجه خواهم گرفت که چرا اینقدر به شما حمله می شود؟ چرا اینقدر بر علیه شما تبلیغ می شود؟ و چرا اینقدر شب و روز بر این انقلاب می تازند و می گویند چه شده است؟

در دولت سابق در دهات ایران آب خوردن به هیچ وجه گیر نمی آمد، ولی یک میلیارد و 200 میلیون پوند یا دلار به سازمان آب انگلیس وام داده بود که اگر خاطرتان باشد 400 میلیون دلار یا پوند در سال 57 محل جر و بحث بود که بالاخره در همان زمانی که شاه وضع داخلی اش خوب نبود، پرداختند.

این راکتورهای اتمی بحث مفصلی است؛ حتی برای خودشان استفاده از این ها صرف ندارد چه برسد به ما که همه چیز را باید وارد می کردیم؛ حتی سوخت هم دست آن ها بود و هر جور می خواستند قیمت می دادند. این ها را به میلیاردها دلار و فرانک به شما و دولت سابق یعنی به ملت تحمیل کرده بودند.

دولت های دیگر، همینطور این شاه ملعون چون هیچ تکیه گاهی بین شما ملت نداشت در همه دنیا دنبال تکیه گاه می گشت. به جای این که به شما تکیه بکند، دست به دامن خارجی ها بود. همه را هم باید به نحوی راضی نگه می داشت. به بعضی مجلات که دیگر از دولتشان فرمانبرداری نمی کردند رسما پول می دادند تا بر علیه اش چیزی ننویسند. این چنین فساد این دستگاه را گرفته بود.

وضع اجتماعی را فراموش نکردیم؛ این که فحشا به چه سرعتی داشت جلو می رفت.


پاسخ به یک شبهه؛ انقلاب برای ما چه کرد؟

فراموش نکردیم کاباره ها و دانسینگ ها جوان های ما را به کجا می کشاندند. فراموش نکردیم که در دانشگاه های ما در کشوری که اسلامی بود دختران را با روسری راه نمی دادند و می گفتند نمی شود بیایید. یادتان نرفته که به خواهران و مادران ما (که چادر سرشان بود)به نحو توهین آمیزی می گفتند حق ندارید با پله برقی و آسانسور بروید.

می دانید برای چه بود؟ برای این که هر چه شرف و عزت و انسانیت داشتید از شما بگیرند تا خوب بتوانند سوار بشوند. فراموش نکردیم که فرهنگ مصرفی را با چه شدت در جامعه تشویق می کردند.

هیچ کدام یادمان نرفته وقتی خواهر یا مادرمان می خواست عروسی برود می گفت: «من نمی توانم این پیراهن را بپوشم؛ چون در یک مهمانی قبلی این را پوشیده ام و دیده اند. ممکن است یکی از آن ها اینجا باشند و ببینند. » داشتند این را تبلیغ می کردند که مصرف کنیم. آقایان هم همین طور، انواع و اقسام کراوات ها و ماشین ها؛ سعی می کردند شخصیت افراد دقیقا به لباس و ماشین به خانه و زندگی و اینجور چیزها تبدیل شود.

حتی در ادارات، روسایی که مقامشان بالاتر بود میزشان بزرگ تر بود؛ اتاقشان بزرگ تر بود. آن شخصیت واقعی را می گرفتند؛ مغز را خالی می کردند؛ زوائد را اضافه می کردند تا آدمی که از 7 خوان رستم رد و وارد اتاق مدیر کلی می شود، ابهت اتاق بگیردش و وقتی می رسد جلوی آن مدیر اصلا نتواند حرف بزند تا بفهمد این کله اش پوک است.

زیرا انتصابات اکثرا روی لیاقت، دیانت و کاردانی که نبود؛ همه اش روی رابطه (بود) و هر که دزدتر بود، بالاترین مقام را می توانست بگیرد. چون می توانست شریک باشد. افراد سالم در یک جایی متوقف می شدند. همه این ها را به یادتان می آورم که خدای نکرده گاهی تبلیغات آنچنان روی خود ما مسلمان ها اثر می کند که خودمان به همدیگر می گوییم دولت یا انقلاب که کاری برای ما نکرده است. این ها را بخاطرتان می آورم. این ها هیچ کدام مادی نیست.

البته جنبه های مادی را هم برایتان مقایسه خواهم کرد. هیچ کدام از این مسائل را نمی شود با پول عوض کرد. میلیاردها و صد ها میلیارد دلار بدهید، نمی توانید این چیزهایی که بدست آوردید را به دست بیاوردید. شما کلاهبردارترین آدم تاریخ یعنی هویدا نخست وزیرتان بود؛ یا وزیر آموزش پرورش تان را آنچنان فساد گرفته بود که با این که زن بود، نتوانستند جلوی اعدامش را بگیرند. حالا ببینید جای آن وزیر آموزش پروش، آقای باهنر نشسته است. تبلیغات ضدانقلاب را رها کنید؛ وزیر آموزش و پرورشتان را با وزیر آموزش و پرورش آن دوره مقایسه کنید. همینطور نخست وزیرتان را؛ همینطور و رهبر انقلابتان را؛ البته به هیچ وجه قابل مقایسه نیستند. مقایسه کنید با کسی که داعیه رهبری شما را داشت و حتی تمام شئونات زندگی شما را متعلق به خودش می دانست.

شما در خانه خودتان مگر امنیت داشتید؟ یک مامور ساواک اگر اراده می کرد به هر بهانه ای می آمد خانه شما و ناموس شما را می برد بیرون. کسی می توانست اعتراضی بکند. بارها شاهد این مطلب بودید. انقلاب همه این ها را دور ریخت و چه چیزهایی جایش گذاشته ؟ این ها را با پول می توانید مقایسه کنید؟

برادران این گروهک ها و ضد انقلابیونی که این مسائل را ترویج می دهند، خودشان بهتر از من و شما می دانند که در این کشور چه شده؟ این ها آنچنان کثیفند و آنچنان خائنند به این ملت و مملکت که همه این ها چشمشان را می بندند و با کمال وقاحت وارونه می گویند. حتی می گویند: «صد رحمت به رژیم گذشته » شاید این را شنیده باشید.

البته گاهی (عده ای) هم هستند که متاسفانه تعداشان هم کم نیست اما گمراهان واقعی این تبلیغاتچی های ضد انقلاب و اکثرا بی جیره و مواجب هستند. خیلی هایشان حقوق می گیرند یا منافعی را از دست دادند. مثلا کاباره شان تعطیل شده؛ رباخواری شان قطع شده؛ دیگر نمی توانند احتکار کرده و خون مردم را بخورند. با خود می گویند دو سال دیگر با همین وضع نمی توانیم ادامه دهیم و احساس خطر می کنند. همه زندگی و دنیایشان به پول بسته است. این ها به هر دلیل با انقلاب مخالفت می کنند و به خیال خودشان هم وظیفه شان هست، مخالفت کنند.

خیلی ها هم هستند بی جیره و مواجب حرف های این ها را نقل می کنند. آن ها بدبخت تر هستند. من همیشه گفته ام داریم امتحان خدا را پس می دهیم. الان شما در حساس ترین دوره تاریخ زندگی این ملت، اسلام و حتی دنیا هستید. بزرگ ترین آزمایش یا یکی از بزرگ ترین آزمایش های تاریخی نسل و قرن و حتی دنیا را پیش خدا پس می دهید. برادران!

شیطان هم بیکار ننشسته است. از هزار راه وارد می شود. کافی است در دلتان یک جای نفوذ برایش بگذارید؛ کمی شل بدهید؛ شیطان وارد می شود و شروع می کند به وسوسه کردن؛ شروع می کند به منحرف کردن. هیچ کس از این مسئله نمی تواند در امان باشد.

ما عاقبت این ها را دیدیم ما را خدا نخواهد بخشید. حتی شاه ملعون ممکن است بگوید: «تمام دور و ور مرا شیاطین گرفته بودند و من نفهمیدم. » ممکن است دلیلی داشته باشد ولی ما چه؟ امام را حی، حاضر و زنده می بینیم این همه معجزاتی که خداوند در این انقلاب نشان داده را می بینیم و باز کارهایی می کنیم که نخواهیم توانست برایش دلیلی بیاوریم.

ماها را خدا نخواهد بخشید. این همه خون دراین کشور ریخته می شود؛ بهترین جوان های ما پرپر می شوند و ما گاهی نمی دانیم به چه دلایلی از مسیر انقلاب منحرف می شویم و گاهی در مقابل انقلاب قرار می گیریم؛ این صحنه مبارزه و این صحنه انقلاب. با توجه به این که ما معتقدیم این دنیا برای ما هدف نیست و عرصه امتحان خداوند متعال است.

تک تک شماها و ماها در معرض امتحان هستیم. هیچ کداممان هم نمی توانیم مطمئن باشیم که قبول خواهیم بود یا رد خواهیم بود. به یک شرط می توانیم مطمئن باشیم که دلمان را در اختیار نور هدایت خداوند قرار بدهیم. این دست خودمان است. این منیت را از درون خود بیرون بکشیم؛ دائم از خدا بخواهیم که خدایا نور هدایتت را از سر راه ما برندارد. همانطور که عرض کردم شیطان هم در کمین است. کوچک ترین ذره نفوذ را که دید، دیگر رها نخواهد کرد. می بینید؟

این همه معجزه، این همه اثرات تایید خداوند بر این انقلاب را می بینیم و باز هم درس نمی گیریم. باز هم در صحبت هایمان نیشمان را می زنیم. در خرید و فروشمان؛ در کارمان هر کس به سهم خودش؛ در نمازمان حتی اگر مستخدم جایی هستیم در تمیز کردن محل کاری که به عهده ماست. همه این ها امتحان است. بعضی ها امتحانات سخت تری پس می دهند. مثلا شهیدی می دهند یا در راه انقلاب معلول و زخمی می دهند. این است که دائم باید مواظب باشیم. دائم باید به خدا عاجزانه التماس کنیم که مواظب ما باشد. همه ما انسان هستیم. انسان جائز الخطاست. من یادم نمی رود امام در حدود یک سال و نیم پیش برای طلبه هایی که عازم دهات بودند صحبت می کردند، فرمودند اگر می روید ده به فکر این نباشید که مقام یا جای روحانی ای که آنجا هست، بگیرید. بروید در راه خدا کارتان را بکنید. نقشه نریزید که بروید جای او را بگیرید این در همه رشته ها می تواند باشد. در کار من می تواند باشد؛ در کار شما هم می تواند باشد. امام فرمودند کارتان را «باسم ربک » انجام بدهید حتی همین دنیا را هم خدا درست می کند.

برادران! خدا شاهد است، همین طور است. اگر آدم به خاطر خدا کار انجام بدهد؛ مستخدمی بکند ریاست بکند؛ وزارت بکند؛ هر کاری بکند؛ اگر در این مسیر زحمتی متحمل بشود؛ مشقتی ببیند رنجی ببیند؛ چون به خاطر خداست لذت می برد. واگر به خاطر خدا نباشد، رئیس جمهور امریکا هم بشود، در نهایت خدای نکرده می شود محمدرضا ملعون؛ بالاترین مقام ها را داشت؛ بیشترین پول و قدرت ها را داشت چه کسی می توانست تصور بکند که به این روز بیفتد.

در مجله ای خواندم هنگام مرگ 25 کیلو بوده؛ تصورش را بکنید. یعنی آنچنان زجری در همین دنیا خدا به او داده که من و شما درس بگیریم. استخوان هایش هم خالی شد. ما این ها را می بینیم و باز خدای ناکرده دنبال مقام پرستی و پول پرستی هستیم. اگر او در آن زمان دنبال این مسائل بود، الان ما این همه شهید را می بینیم. خون ها ریخته شده

است. اگر من اینجا آمدم خواستم برای شما صحبتی بکنم و خدای نکرده نیتم غیر از خدا بود، دارم راه جهنم را هموار می کنم؛ اگر نیتم این بود که فردا بهره ای از این صحبتم برده باشم یا وجهه ای کسب کرده باشم یا هر کار دیگری سر خدا نمی توانیم کلاه بگذاریم خدا ته دل مرا می خواند. می فهمد به خاطر چه من این حرف ها را می زنم. به جای این که ظاهرا مثا بخواهم عده ای را هدایت بکنم، خودم را به سوی جهنم هدایت می کنم. ما باید سعی کنیم که در این مسیر - با توجه به این که خداوند در امتحانات سختی های زیادی سر راه آدم قرار می دهد- رد نشویم.


پاسخ به یک شبهه؛ انقلاب برای ما چه کرد؟

برادران و خواهران! خیلی امتحان ها پس خواهیم داد. ممکن است گرسنگی بکشیم؛ تشنگی بکشیم؛ ناراحتی جسمی بکشیم؛ ناراحتی روحی بکشیم. تحریکات مختلف بر علیه ما یا له ما بشود؛ مقام هایی بدهد خیلی باید مواظب باشیم. به هر حال از مسئله منحرف نشویم؛ قرار بود بگوییم انقلاب چه کرده؟ همه این هایی که عرض کردم انقلاب وارونه کردن است.

حالا دیگر شما شخصیت برادر کناریتان را به لباسش نمی بینید؛ به کراواتش نمی بینید که برای تهیه لباس به اصطلاح متشخص تر به هر دری خودش را بزند. خدای نکرده اگر کارمندی هست که حقوش برای تهیه لباس زنش یا بچه اش نمی رسد، دزدی بکند؛ برای تهیه ماشین مدل بالاتری یا ماشین راه خلاف پیش بگیرد. البته هنوز به صورت کامل از بین نرفته است. وظیفه شماهاست که از این به بعد تبلیغ بکنید. همه مان این را در نظر داشته باشیم این تکه نانی که داریم دور می ریزیم - حتی یک تکه نان - این می تواند روزی آن انسانی باشد که در بنگلادش یا در اتیوپی از گرسنگی می میرد و تلف می شوند و همین نان می تواند زندگی آن ها را نجات بدهد. شما یک تکه نان را دور بریزید پیش خدا باید جواب بدهید. این همه در اسام درباره اسرف نکردن سفارش شده و رهبران دینی از ابتدای اسلام و بخصوص قبل از انقلاب به شدت با اسراف مبارزه کردند اما ما را انداختند در مسیر مصرف و این همه روی فرهنگ مصرفی تبلیغ کردند. دولت قبل در این باره تبلیغ می کرد اما الان وارو شده؛ برعکس شده. الان دولت شما این ها را تبلیغ نمی کند. بر عکسش را هم تبلیغ می کند.

با هزاران دوز و کلک سعی کردند روستاها را خالی بکنند و مردم را بریزند به تهران ما داریم سعی می کنیم این مسئله برعکس بشود. همانطور که بارها جاهای دیگر عرض کردم اگر هم تا به حال نتوانسته ایم اقدام اساسی بکنیم، برای این بوده که ما در فشار بودیم. لااقل فرصتی نداشتیم بنشینیم؛ با شماها حرف بزنیم؛ برنامه بریزیم. برنامه رژیم قبل این بود همه روستاها را خالی کنند؛ آمریکا می خواست همه جمعیت را بریزد تهران و بعد بگوید باید روزی شش میلیون بشکه نفت صادر کنید و مجبور باشید که نانتان را هم از خارج وارد کنید. اگر هم روزی یک نفر بلند شد و گفت نه آقا من شش میلیون بشکه نفت نمی دهم، تا خرخره در برزخ قرار می گیرد که حالا نان مردم را نداری بدهی و رژیم را دو روزه ساقط می کرد.

این ها وظیفه شان هست با این انقلاب مبارزه کنند؛ اگر اجازه بدهید شیطان در دلتان وارد بشود یا ایمانتان ضعیف شود و سست بشوید اعصاب شما را هم ممکن است خرد بکنند.

بعضی مشکلات واقعا هست؛ بعضی چیزها گران است؛ بعضی مسائل هنوز حل نشده است؛ ممکن است خیلی از مسائل به شما اجازه بدهد در دلتان شک ایجاد شود؛ اما اگر این شک ایجاد شود، خواهند توانست نفوذ کنند؛ نگذارید. همیشه مقایسه کنید. ببینید دو سال از انقلاب نگذشته اما این همه تحول اتفاق افتاده است. دیگر اطمینان و اعتماد دارید که دیگر کاباره ای نیست تا دخترو پسرتان را فاسد کند . از نظر این دنیا هم شده عزیزترین فرد زندگیتان بچه هایتان بودند؛ آینده شان به کجا می رفت؟

خدا به خاطر جوان هایی که خون می دهند قطعا انقلاب را حفظ خواهد کرد، ولی خود ما در همین دنیا وارد جهنم می شویم؛ می رویم در گروه ضد انقلابی ها که همین الان حرص می خورند؛ انگار در جهنم هستند.

صحبت از اسلام می شود، پدرشان در می آید. خدای نکرده اگر شماها و ما ها اگر اجازه دهیم روزنه ای پیدا شود و شیطان وارد شود، می رویم در گروه آن ها. خدا انقلاب را به خاطر یک نفر، دو نفر یا 1000 نفر رها نمی کند. خدا به خاطر جوان هایی که در جبهه ها و در داخل کشور در حال مبارزه هستند و خون و همه چیزشان را در اختیار انقلاب گذاشتند، انقلاب را حفظ می کند. این ها را به خاطر خودمان می گویم. اگر نفوذ کردند که آن دنیا حسابش جداست، در همین دنیا هم می افتیم در جرگه آن هایی که همین الان در جهنم هستند. هر اتفاقی در کشور می افتد این عده شب خوابشان نمی برد. دولت تشکیل می شود، بی خوابی می گیرند. همه اش زخم معده دارند؛ سردرد می گیرند؛ سرگیجه می گیرند. نگذاریم در همین دنیا در جرگه آن ها بیفتیم.

ما می بینیم وظیفه آمریکا و دیگر قدرت های دنیا این است که با شما مبارزه کنند؛ با این انقلاب مقابله بکنند.در مقابل، شما هم وظیفه تان است که در حفظ این انقلاب با نهایت خلوص و توکل به خدا کوشش بکنید. چون آن ها روی خدا حساب نمی کنند. همه جور حسابی می کنند به جز خدا. این است که همیشه هم سرشان کلاه می رود.

شش ماه قبل از شروع جنگ با عراق یک شرکت انگلیسی یکی از راه های زاهدان را می ساخت. با این که قیمت ها مناسب نبود و قرارداد هم آنچنان خوب نبود، گفتیم مردم از نظر راه در مضیقه هستند و به خاطر این که راه تعطیل نشود جلوی فعالیتش را نگرفتیم. این شرکت انگلیسی پایش را در یک کفش کرد که می خواهم کارم را تعطیل کنم. چند صد میلیون تومان از ما طلب داشت. ما ندادیم. باز مجبور شد کارش را تعطیل کند. آن ها دقیقا حساب کرده بودند وقتی عراق به ایران حمله می کند، دولت ایران سقوط خواهد کرد. نمی خواستند بیش از این سرمایه گذاری کنند و به هر نحو شده، می خواستند به این سقوط کمک کنند. البته خدا هم همه این ها را به نفع ما برگرداند و به نفع ما درست کرد. آن ها که حسابشان مادی است دقیقا مطئن می شوند ما سقوط خواهیم کرد، بعد می بینند که نه. به ما می گفتند شما، توانستید امریکایی ها را به آن سرعت و به آن راحتی بیرون کنید؛ می گفتند اگر ده ها هزار شهید می دادید ما تصورش را نمی کردیم بتوانید آمریکایی ها را بیرون بکنید؛ این یک معجزه است.بعد ضد انقلاب این همه دسیسه کرد که یکی بعد از دیگری همه را خنثی کردیم .

می گفتند: «ما می دانستیم که شما هیچ سازمان اطلاعاتی ای ندارید؛ نمی دانیم از کجا معلوم و فاش می شد؟! » امریکایی ها حمله کردند و معجزه وار مفتضحانه شکست خوردند. عراق با این تجهیزات حمله کرد. می گفتند: «ما مطمئن بودیم خوزستان را خواهیم گرفت » و گلوی ایران را از نظر سوخت خواهند بست و کار انقلاب تمام است. می دانید آن ها چگونه حساب می کنند؟ می گویند عراق 6 لشکر دارد و به 4 لشکر حمله می کند؛ در همان لحظه اول در عراق بیش از 300 تانک داشتند؛ با 1200 تانک حمله کردند. 1200 در مقابل 70 تانک. من به چشم خودم دیدم نیروهای ما یک تعداد از ژاندارمری بودند؛ خیلی محدود و به 100 نفر نمی رسید. یک تعداد از تکاوران نیروی دریایی بودند؛ عده ای از سپاه پاسداران بودند و یک تعداد جوانان 15 - 16 تا 20 ساله در خود خوزستان. جمع کل این ها 300 400 نفر نبود. من آنجا فقط یک تانک دیدم. همه شهر را گشتم در حمله اول و دوم عراق شکست خورد؛ بعد از شکست سومی بازدید کردیم و دیدیم عراقی ها 40 - 50 تانک را ردیف گذاشته و فرار کرده بودند. از ترسشان موقع فرار حتی با هم تصادف کرده بودند. با چه (این تانک ها را) زده بودند؟ با کوکتل مولوتوف؛ با شیشه هایی که با دست پرت می کنند.

برنامه بعدی را هم می دانستیم چیست؛ می دانستیم ضد انقلاب قرار بود چه کند؛ انقلاب نرفت و صدام دارد می رود؛ چون روی خدا حساب نمی کند. ما می گوییم با خدا رابطه پیدا می کنیم همه چیزمان را هم می رساند. شاه ملعون نگه داشته ؛ خدا فکرش را کرده؛ در خیلی از جاها خدا برای ما گذاشته و خواهد رساند. به هر حال برادران؛ امریکا این را فهمیده. علت این که به هر قیمتی مبارزه می کند و این همه مزدورانش را در داخل کشور می گمارد، برای این است که شما را بدبین بکند. همین امریکا دارد نابود می شود. برادران! اقتصاد آمریکا؛ زندگی اش؛ همه چیزش روی چپاول است یعنی صدها میلیارد دلاری که در سال خرج این کشور است را از چپاول شما و عربستان به دست می آورد. حالا می بیند که ما نمی دهیم؛ دیگر ملت ها هم بلند شدند؛ منافع دارد از دست می رود مگر رها می کند؟ تمام ملت های مستضعف دنیا منتظرند ببینند آیا ما ادامه خواهیم داد که حتما هم خواهیم داد.

وزیر خارجه سوریه گفت: « معجزه وار عراق را کوبیدید؛ در جنگ به این خوبی استقامت کردید؛ ما مطئنیم که شما پیروزید ». می گفت: «شما 50 تا امریکایی را گرفتید؛ با همه این مشکلاتی که داشتید؛ تحریم را تحمل کردید گفتید آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند واقعا هم ثابت کردید هیچ غلطی نتوانست بکند. »

کارتر جمله ای را امضاء کرده که از نظر معنوی صد ها میلیارد دلار برای ما ارزش دارد. نوشته و امضا کرده است: «آمریکا تعهد می کند که از این پس هیچ گونه دخالتی در امور داخلی ایران نخواهد کرد ». معنای این جمله را آنها دیگر می فهمند. این جمله را امریکا از اول تاریخ زندگی اش به هیچ کس نگفته است. به هیچ دولتی چنین تعهدی نداده که بگوید: «غلط کردم ». این ها ارزش دارد برداران؛ دنیا به شما نگاه می کند. شما را بخدا این ها را با چیزهای دنیایی مایوس نکنید. نگذارید نفوذ کنند و شما را خدای ناکرده از پشت انقلاب بردارند.

این ضد انقلاب ها، چون فقط روی پول و مادیات این دنیا حساب می کنند و از مرگ هم می ترسند، به یک حرکت شما بندند. هزار نفر از این ها، حریف یکی از شماها نیست. اگر خدای ناکرده توانستند شماها را از این انقلاب جدا کنند، بزرگ ترین خیانت را اول به خودتان و بعد به اسلام و ضعفای دنیا کردید. آگاه باشید؛ شیطان همیشه در کمین است.

می دانید ضد انقلاب در این دوسال چه کرده؟ می دانید که همه چیز ما وابسته به غرب بود و تحریم اقتصادی به هر حال ضربه هایی به ما زده است. البته در اصل به نفع ما شده است. صادرات نفت 600 هزار بشکه بود؛ با این حال کارهایی انجام شده است. خیلی از مسائل و مشکلات دیگر هم وجود داشت.

آریامهر سابق می گفت ما جزء پنج قدرت بزرگ خواهیم بود؛ مقایسه می کنم فقط در وزارت راه پیش از انقلاب در چه وضعیتی بودیم. پنج قدرت روسیه، چین، انگلیس، فرانسه و امریکا بود. او آلمان و ایتالیا و دیگر کشورهای اروپایی را قبول نداشت؛ ژاپن را قبول نداشت. وقتی می گفت 5 قدرت، یعنی به خیال خودش می خواست جای یکی از این قدرت ها را بگیرد. در همین زمینه راه ما یکی از محرومان کشورهای دنیا هستیم؛ مساوی افغانستانیم. از پاکستان فوق العاده عقبیم؛ از ترکیه عقب تریم. از خیلی کشورهای مثل فیلیپین عقب تریم. آمار دقیقش را برای شما داریم. به ازای هر 100 کیلومتر در ایران، 4 کیلومتر راه وجود دارد؛ در ترکیه 7 کیلومتر وجود دارد؛ در فیلیپین 25 کیلومتر وجود دارد؛ در ایتالیا 94 کیلومتر و در آلمان 170 کیلومتر وجود دارد. میزان محرومیت را ببینید. اگر این ملعون فقط می خواست در زمینه راه سازی به 5 قدرت بزرگ دنیا برسد دست کم باید 100 تا 200 سال کار می کرد.

الان می گویم اگر بخواهیم از نظر راهسازی به آلمان برسیم 20 سال باید کار کنیم و هیچ تعارف هم نداریم. خیلی محرومیم. اما با همه این دسیسه ها من آماری از کارهایی که در این دو سال انجام شده می گوی م چند روز پیش که کارنامه دولت را بررسی می کردم برادران خلاصه ای گفتند. وزارت نیرو خودش به 2000 روستا برق داده است جهاد بیشتر از این ها داده. قبل از سال 57 در کل دوره سابق فقط به 2000 روستا برق داده بودند. چون تحریم بودیم، هیچ چیز از آمریکا و جاهای دیگر هم وارد نکردیم. مثل دوره آریامهر هم نیست که خدای نکرده بخواهیم دروغی به ملت گفته باشیم. ریز این آمار در وزارتخانه موجود است.

سال 50 جمع راههای تحویل شده 1224 کیلومتر بود. سال 53 ، 1754 کیلومتر؛ سال 54 ، 1173 کیلومتر. تا سال 57 حتی یک کیلومتر راه روستایی ساخته نشده بود. وزارت راه ساخت راه روستایی را از برنامه اش حذف کرده بود. دلیلش را هم گفتم؛ چون می خواستند مردم روستاها را بریزند تهران و دور زمین های خدا خط بکشند و بعد متری 4 هزار تومان به من و تو بفروشند. این بحث مفصل است؛ در نیم ساعت و یک ساعت نمی شود. در سال 56 که بالاترین رقم دوره شاه بود و خیلی هم افتخار می کردند 3000 کیلومتر بود. سال 57 افت کرده و شده 2100 کیلومتر؛ تا اینجا هیچ راه روستایی ساخته نشده. سال 58 تا دی ماه 59 - که هنوز این آمار می تواند ادامه پیدا کند- تا سه ماه بعد از عید 21 هزار و 300 کیلومتر ساخته شده است. فراموش نکنید قبل از انقلاب خیلی از راه ها را شرکت های خارجی می ساختند. مقایسه کنید آن 3 هزار را با این 21 هزار. در حالی که قبلا تمام تکیه ما روی شرکت ها بود. شرکت هایی که قبل از انقلاب یا الان فرار کرده صاحبانشان یا این که اصلا نمی توانند کار بکنند یا ما کار نمی دهیم. تمام این راه به دست وزارت یا پیمانکارانِ کننده انجام شده. برای اولین بار در تاریخ ایران است که خود وزارت راه، راه می سازد. بسیاری را هم امانی می سازد. بخش اول اتوبان قم را از پیمانکار گرفتیم و با جهاد به صورت امانی می سازیم. اتوبان دریاچه ارومیه، از بزرگ ترین کارهای دنیاست و امانی به وسیله وزارت راه ساخته می شود. قبلا وزارت خانه فقط پول می داد تا پیمانکاران دست دوم و سوم راه بسازند.

فقط این را بگویم که برادرها مواظب شیاطین باشد؛ ضد انقلاب به انحاء مختلف وارد می شود. الان ما با این ها مبارزه می کنیم دماغ بزرگ ترین دولت های روزگار را به خاک مالیدیم. به خدا نیروی خداست که این گونه شما را نگه داشته است. یادتان بیندازید در سرکوه های غرب، الان برادران شما سرباز و پاسدار دارند می جنگندند. در سنگرها می جنگندند. این ها نمی گویند ما چه چیز از انقلاب می خواستیم؟ رفته جانش را بدهد و من و شما ناراضی هستیم؟ این مادران بهترین جوانانشان را می دهند و شکر خدا را می کنند. این ها امتحان است. برادران اگر هر کس دیگری، هر دولت دیگری، هر ملت دیگری یک صدم این کارهایی که شما کرده اید، می کرد، پدرش را درآورده بودند. 30 تا ناو شکن و ناو هواپیما بر فرستادند؛ یکی را می فرستادند فیلیپین، دولتش سقوط می کرد. اصلا محل نگذاشتید. شما این ها را زبون کردید. نگذارید تبلیغات در این انقلاب اثر کند. از همه چیزمان بگذریم. عزت شرافت و همه چیز به دنبال این خواهد بود حتی رفاه به دنبال این خواهد بود. آخرتمان مهم تر از همه این هاست. خیلی از مطالب را نگفتم برادران به هیچ وجه نلغزید ان شالله. والسلام علیکم.


منبع: ماهنامه شاهد یاران، شماره 145

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده